حکومت وحدت ملی شکل گرفت؛ غنی و عبدالله افرادی وفادار و نیروهای وابسته به خود شان را در حکومت جابهجا کردند. شماری، از جمله مجاهدین، به تعبیر عام از «موتر دو سره ع و غ» بیرون ماندند. جهادیها که یکی از گروههای تأثیرگذار سیاست در افغانستان بودند/است، با انتقاد از حکومت وحدت ملی ادعا کردند که غنی و عبدالله حضور مجاهدین را در حکومت نادیده گرفته و آنها را کنار گذاشتهاند. اعتراضهای مجاهدین از حضور کمرنگ شان در حکومت وحدت ملی کماکان ادامه داشت، تا اینکه ناامنیها مخصوصاً در شمال کشور اوج گرفت و شهر قندوز سقوط کرد.
سقوط قندوز و ناامن شدن شمال باعث شد، مجاهدین گرد هم بیایند. آنها نگرانی شان را از وضعیت نامطلوب اعلام کردند و طرح ورود نیروهای شان را در قالب ارتش برای دفاع از کشور به حکومت ارائه کردند.
محمدیونس قانونی و شماری از چهرههای جهادی به نمایندگی از این گروه، مسئولیت مذاکره با حکومت وحدت ملی را عهدهدار شدند تا روی چهگونگی اجرای طرح ورود نیروهای مجاهدین برای دفاع و تأمین امنیت در قالب ارتش، با حکومت چانهزنی کنند.
اطلاعات بدست آمده از منبع معتبر حاکی است که قرار است اشرف غنی پانزده هزار نفر را شامل اردو بسازد. این نیروها از جانب مجاهدین معرفی و در قالب ارتش کشور ادغام خواهد شد. ارتش در یک سال گذشته به دلیل تلفات و گسترش ناامنیها با ریزش و کاهش نیرو روبهرو بوده است و در شرایطی که افراد برای ورود به ارتش داوطلب نمیشوند، طرح مجاهدین این فرصت یا شانس را برای حکومت وحدت ملی فراهم کرد تا حکومت نیروی مجاهدین را در خدمت بگیرد. این نیروها اما در سطوح پائین ارتش و صرفا برای رفتن به جبهه جنگ استفاده خواهد شد.
طرح مجاهدین برای دفاع از کشور، در روزهای نخست، ارگ ریاست جمهوری را نگران کرد. هرچند در جلسهی که غنی با سران جهادی در ارگ داشت، رییس حکومت وحدت ملی با خوشروی از مجاهدین پذیرایی کرد اما با ختم جلسه و به بهانهی اینکه ارگ طرح مجاهدین را بررسی خواهد کرد، غنی طرح جدیدی ریخت و بازی دیگری را در پیش گرفت. از این قرار: آماده کردن و ترتیب دادن لیست ملاقات کنندهها و دعوت از برخیها در ارگ. غنی شماری از قوماندانهای جهادی را جداگانه در ارگ دعوت کرد و با آنها تنهایی و رو در رو صحبت کرد. حاصل جلسههای غنی سبب شد، امان الله گذر؛ یکی از فرماندهان جهادی، به عنوان فرمانده زون 707 از طرف غنی به کار گماشته شود.
تورن جنرال محمد هابيل هابيل به حيث رييس دفتر رييس ستاد ارتش تعيين شد.
آقاي هابيل از چهرههاي نزديك به احمد شاه مسعود و مارشال فهيم است. گفته میشود آقای هابیل داماد مارشال است.
جنرال نصير ضيايي، یکی دیگر از چهرههای ضد طالبان است که به حيث فرمانده فرقه ١١١ كابل تعيين شده است.
بر اساس اطلاعات، قرار است در روزهای آینده و در نتیجهی جلسههای جداگانه غنی با برخی از مجاهدین، تعدادی از چهرههای جدید وارد حکومت شوند و کرسیهایی را که غنی به عنوان امتیاز به آنها پیشنهاد کرده است، اشغال کنند.
گفته شده است این چهرهها نه از آدرس مجاهدین بلکه از آدرس و تصمیم فردی و برمبنای پیش قدمی غنی وارد حکومت و با غنی همکار شوند.
غنی به چه کسانی وعده کرسی داده است؟
یونس قانونی؛ معاون پیشین رییس جمهور کرزی، قرار است رییس شورای عالی صلح شود.
فضل احمد معنوی و میرویس یاسینی از کاندیدان لوی سارنوالی هستند. احتمالا شانس معنوی برای لوی سارنوالی بیشتر باشد.
عتیق الله بریالی قرار است به عنوان معین ارشد امنیتی به جای سالنگی در وزارت داخله بیاید.
امرالله صالح؛ اکنون از جانب غنی مأموریت گرفته تا حوادث قندوز را حقیقتیابی کند. اینکه پس از ختم مأموریت قندوز، غنی برای صالح کرسی جدیدی را در حکومت وحدت ملی خالی و وظیفهی تازه به او خواهد داد یا نه، معلوم نیست. احمدضیا مسعود که در اوایل تنها نمایندهی خاص رییس جمهور در امور حکومتداری خوب بود در این اواخر در یک شاهکار تازه، از صلاحیتهای یکسان معاونین رییس جمهور برخودار شد.
غنی با گماشتن برخی از قوماندانان یا افراد وابسته به چهرههای جهادی در چهارچوب حکومت و اینکه قرار است در آیندهی نزدیک چهرههای تازه را وارد حکومت کند، خواست صف مجاهدین را بشکند و به اعتراضات آنها پایان دهد.
این در حالی است که روز گذشته صدها تن از بزرگان ولايت هاي كابل، پروان، پنجشير و كاپيسا از امان الله گذر خواستند تا فرماندهي پوليس در شمال را ترك كند و در كنار مردماش باقي بماند.
پرسش این است که با آوردن چند فرد، آیا امنیت تأمین و شمال آرام خواهد شد؟
جواب این پرسش بماند، واقعیت این است که مجاهدین با استفاده از وخامت اوضاع تلاش کردند به نمایندگی از مردم و به دلیل نارضایتیهای گسترده صدای اعتراض شان را در برابر کم کاریهای حکومت بلند کنند. با رفتن چند فرد در ساختار دولت، معضل بیکاری حل میشود؟ مهاجرتها پایان مییابد؟ یا نه صرفاً چند نفر صاحب معاش و موتر و مقام میشوند و تمام؟
گماشتن چند فرد در بستهای دولتی مشکل بیاعتمادی میان سیاستمداران و مردم را کم نمیکند. شکاف و تضاد میان سیاستمداران و جامعهی افغانستان چیزی فراتر از تقرر چند فرد است. نشستهای بزرگان چند ولایت شمالی که خواهان کنارهگیری امان الله گذر از فرماندهی پولیس شمال کشور شدهاند، نشان میدهد که مردم به این تقرریها اعتراض دارند.
تقرریهای انجام شده یا آنچه قرار است بعداً انجام شود، همه قومی و یک طرفه است. مسئله کشور تنها بحث حضور مجاهدین در دولت یا امتیاز دادن به این قوم و نادیده گرفتن اقوام دیگر در افغانستان نیست. مسئلهی ما مسئله فقر و بیکاری است که نه قوم میشناسد و نه شمال و جنوب. مسئلهی ما حکومت نامشروع است. حکومتی که نه تنها از فقدان مشروعیت رنج میبرد بلکه بر پایهی هیچ یکی از شاخصهای دموکراسی هم استوار نیست. حتا با پیش فرض گرفتن اینکه حکومت به تمام مجاهدین باج داد و برای برخی از آنها امکانات توزیع کرد، اما نمیتوان از نفرتی چشم پوشی کرد که مردم در یک هفته بیش از 1500 فحش آبدار به رییس حکومت وحدت ملی (غنی) میدهد.
[su_heading][su_service title=”روزنامه اطلاعات روز در تلگرام” icon=”icon: bullhorn”]در کانال تلگرام روزنامه اطلاعات روز عضو شده و از آخرین اخبار مطلع شوید[/su_service][/su_heading]

انشالله که هرچه خیره واسه کشورمون پیش بیاد
پوتین با دوستی یک پهلو و صداقت در گفتار و عمل خودواقعأ خود را بیک رهبر جهانی قابل اعتماد تبدیل کرد. درحالیکه قبل از بوتین کشور شوروی در حال هم پاشیدن بود حتی با همه امکانات طبیعی گاز و نفت و تکنالوجی شر شار قادر نبود معاش کار کنان مامورین دولت را به ماها باقی مانده بپردازد کشور سیر نزولی قهقری خود را می پیمود اکثری نخبگان و دانشمندان شوروی سابق از مجبوریت در حال فرار از کشور بودند در اکثری کشورها خریدار زیاد داشتن از فهم و دانش تجربه علمی بسیار با ارزش برخورردار بودند با پرداخت پول بسیار ناچیز که گذاره شب وروزی شان میشد کشور های غرب استفاد کردند.
اما واقعأ پوتین با صداقت و درایت ملت خود راکه در منجلاب قرار گرفته نجات دادحال کشور در راه ترقی پیشرفت در همه عرصه سیر صعودی خود را به سرعت طی میکند واقعأ قابل افتخار به مردم خوش چانس شوروی است عزت و اعتبار سیاسی نظامی و اقتصادی شوروی رابا وجود سنگ اندازی امریکا و هم پیمانانش در سطح جهان بلند برد. مثال با سیاست مدبرانه خود در سوریه ثابت کرد در دوستی خود ثابت قدم است سوریه کشوری نیست که منابع طبیعی سر شار داشته باشد شوروی کمر غارت وی را داشته باشد. صرف به اساس دوستی در پهلو وی مردانه ایستاده شد دشمنان وی این داعش های کثیف مکروب های جهانی همه لچک پلید یاغی دزد بی ناموس دین فروش تاجران دین از هر گوشه جهان جمع شدند مصارف شان دولت های نا مسلمان سعودی قطر و امارات این خاینین به استشاره امریکا به خاطر تخریب سوریه وکشور های عراق لیبی یمن به دستور کشور های مرتجع جهان می پردازد. مردم مسلمان واقعی را سوریه عراق لیبی را به خاک و خون کشیدند.
امروز امریکا در سطح جهان با سیاست دوروی خود خود در مقابل شوروی عزت و اعتبار خود را باخته ات در گفتار و تعهدات خود وفا دار صادق نیست کاری میکند کلوخ را در آب می ماند تا از آب تیر شوددر مدت چهارده سال یک کاری اساسی زیر بنای به کشور ما نکرد در عرصه نظامی به قوای هوای زمینی و دفاعی ماسلاح ثقیل نداد طیارات جنگی بما نداد چند طیاره نظامی کهنه تاریخ زده را از جنگ دوم جهانی ساخت کشور ایتالیا خرید بما داد طیاره همین قدر توانست لاشه خود را تا کابل به بسیار سختی برساند که غال مغال کرزی هم بر آمد بمبیرک را ما کار نداریم پس ببر از بس که طیاره بیچاره کهنه بود علاج پس رفتن رانداشت مانند مریضی که تنک نفسی مزمن داشته باشد در کابل باقی ماند. اینیست امریکا توانی و تکنالوجی پیشرفته ندارد از همه امکانات بر خور دار است این توانی را دارد اگر یک سک از سرحد پاکستان غیرقانونی داخل خاک افغانستان شود امریکا میداند هزران طالب روز مره از سرحدات پاکستان با وسایط و تجیزات داخل خاک افغانستان میشود همه تحت نظارت امریکا است معنی میدهد سیاست دو روی با افغانستان بازی میکند اگر واقعأ بخواهد در ظرف یک هفته تخم طالب را در افغانستان و منطقه نابود میسازد مشکل اینست که در پی اهداف دیگر است ما را مانند چوب سوخت استفاده میکند پول هاهیکه ملت امریکا بنام افغانستان دادند پنجاه فیصد آنرا دوباره دزدان حرفوی شان برده سی فیصد وی را اجینت های غربی دزدیدن متباقی در معاش و مصارف روز مره اردو مصرف شد کار زیربنایی و اساسی در هیچ عرصه به افغانستان انجام ندادند یک فابریکه برای افغانستان جور نکردند فقط روز شماری به خاطر اهداف سیاسی خود میکند. از کشور ما می خواهد مانند تخته خیزی استفاده کنند دیگرملت بیدار شوند به حرف های غنی و عبدالله فریب نخورند این در فکر وطن مردم نیستند جیب های خود پر کرده فرار میکنند اعمال شان ببینید گفتار مهم نیست بغیر دروغ وعده بیمورد عبدالله اقرار هم میکند عمل درک ندارد می پالد کدام وطن دار ویا دار دسته اش بیکاراست باز دفعتأ هیچ کار پیدا نشد مشاور مقرار میکند غنی انقدر دروغ گو چشم سفید وفاسداست با کالا های خود در چشمت میدارید مثال در واقعه کندوز وزیر داخله و رهیس عمومی امنیت زمانیکه گفت ما از پلان طالب هااطلاع داشتیم اجازه عملیات داده نشد. در مقابل حضور خبر نگاران غنی منکر شد من هیچ وقت مانع نشدیم دروغ محض است ملت خوب میداند گپ در کجاست اما غنی در کوچه حسن چپ خود را میزند.حاجی صبور