رییس جمهور اشرف غنی چند روز قبل گفت که مداخلات سیاسی در ترفیعات و مقرریهای ارگانهای امنیتی برایش قابل قبول نیست. این سخن دانشمندانه را باید به چند رنگ تفسیر کنیم تا بفهمیم در این مملکت چه میگذرد.
اول، هیچ شک نکنید که تا به حال، یعنی تا زمانیکه این سخن از دهن مبارک خطا نخورده، مداخلات سیاسی در ترفیعات و تقرریهای در ارگانهای امنیتی وجود داشته. تجربه نشان داده که بزرگان افغانستان بدون مداخله حتا یک هفته هم زنده نمیمانند و در این عرصه، هر یکی بر دیگران تفوق دارد. بناءً گفته میتوانیم که سطح مداخلات سیاسی در ترفیعات و تقرریهای وزارتهای داخله، دفاع و ریاست امنیت ملی بالا بوده است. خدا نکند که لیست افرادی که طی این سالها و به خصوص در یک سال گذشته، در ارگانهای امنیتی مقرر شده یا ترفیع کرده اند، رو شود. آنوقت ما خواهیم فهمید که چه خیانتی از این مداخلات بر افغانستان و مردم افغانستان روا داشته شده.
دوم، مداخله در تقرر یا ترفیع در سکتورهای امنیتی یک پنجرهی دیگر هم باز میکند و آن چرایی اوضاع خراب امنیتی است. فرض میگیریم که از این به بعد و تا زمانی که آقای رییس جمهور در قید حیات باقی است و همچنان رییس جمهور مملکت است، هیچ کسی برای مقرر کردن یا به ترفیع رساندن کسی، مداخله نکند و تمام تقرریها و ترفیعها به اساس معیار و نظمی که وجود دارد، صورت گیرد؛ آیا بهبودی امنیت متصور خواهد بود؟ مداخله نکردن در تقرر و ترفیع در ارگانهای امنیتی کار نیک است اما ضرورتر از آن، مداخله نکردن در انجام وظیفه و اجرای رسالت مسئولین امنیتی است. این فکر که رییس جمهور و شورای امنیت تنها کسانی اند که خوبی و بدی مقابله با دشمنان مردم افغانستان را میفهمند، فکر خوبی نیست. بسا موارد در گذشته و در حکومت وحدت ملی وجود دارد که نیروهای امنیتی اجازه حمله یا مقابله با طالبان و سایر گروههای تروریستی را نداشته و نتیجه فاجعههای نظیر ربودن 31 مسافر به بار آمده اند. حالا از رییس جمهور باید خواست که جلوی مداخلات بیجای در کار نیروهای امنیتی هم باید گرفته شود.
سوم، آیا قابل قبول نبودن مداخلات سیاسی در تقرریها و ترفیعات در ارگانهای امنیتی به این معناست که در سایر سکتورها اشکالی ندارد؟ مثلاً رهبرانی که تا حالا دهها شخص مورد نظر خود را به جنرالی و سترجنرالی رسانده یا صدها نفر از رعیت خویش را در ارگانهای امنیتی شامل کرده، از این به بعد کوشش کنند که در سکتورهای مثل زراعت، صنعت، مخابرات و سایر بخشها نفر جابهجا کنند. قطعاً که منظور رییس جمهور چنین نیست اما واقعیت این است که فرصتها و امتیازات حکومتی، میان همین بزرگانی که بدون مداخله زندگی نمیتوانند؛ تقسیم میشود. اگر رییس جمهور مداخلات سیاسی را مشخصاً در سکتور امنیت ممنوع میکند، به این معناست که او نگران است. نگرانی او ناشی از رفتارش در یک سال گذشته است. او میداند که بد بازی کرده و جایی در قلب مردم و نیروهای امنیتی ندارد. به همین خاطر امتیاز تقرر و ترفیع را به انحصار میکشد تا از این طریق بتواند افراد جدید و وفادار به خودش را در هر فرصتی که گیر آورد وارد ارگانهای امنیتی بکند و مرغ ارتقای رتبه را هم بر شانه کسانی ببندد که خودش میخواهد.
چهارم، این سخن او مثل تمام سخنانی که گفته شده خواهد بود. مثل سخنی که افغانستان را به چهارراه ترانزیت مخابرات تبدیل میکند. مثل سخنی که قرار شد برق صادر کنیم. مثل سخنی که یک نان را دو نان میسازم. مثل سخنی که پروندهی کابلبانک باید طی یک ماه حل میشد. مثل سخنی که یک میلیون شغل ایجاد میکرد. اما با سخن خالی و شیک به جایی نمیرسیم. همانگونه که با لباس و تیپ شیک به جایی نمیرسیم. افزایش مهاجرت، ناامنی، بیکاری، ناامیدی و فقر جاری در کشور، تمام سخنهای او را باطل میکند.
پنجم، این سخن جدیدش، نسبت به تمام سخنهای گذشتهاش یک کمی فرق دارد. در سخنان گذشتهاش که اگر عملی میشد، نفع جمعی متصور بود. مثلاً اگر یک میلیون شغل ایجاد میشد، یک میلیون امید ایجاد میکرد. اما در این سخنش، نفع تیمی به وضوح قابل ملاحظه است و همین مسئله عملی کردن آن را تقریباً 500 درصد بالا میبرد.
ششم، او میخواهد زمینه برای رسوایی دیگران را آماده کند. بزرگانی که میتوانند علیه او کاری کنند. با این دیدگاه، مداخلات واقعاً متوقف نخواهد شد اما پروندهسازی شروع میشود تا اگر انتقاد جدی از سوی رهبران اجتماعی-قومی بر او وارد شد و خطری برای او ایجاد کرد، او پروندههای مداخلاتش را بیرون بکشد. البته احتمال این مورد بسیار ضعیف است چون خودتان میفهمید که در این خصوص هیچ رهبری دست خالی نیست.
