تقریبا هر روز یک مشاور در دولت وحدت ملی استخدام میشود. تقررشان هم دایما «بهجا و شایسته» است. تعداد شان را فقط خدا میداند. من مخالف شور و مشورت و مشاور و شورا نیستم، اما فکر میکنم برای استفادهی بهینه از مشاوران باید مشاورانی را استخدام کرد که در زمینههای بسیار مشخص به رییسان دولت وحدت ملی و وزیران حکومتی مشورت بدهند. مثلا این گونه مشاوران داشته باشیم:
مشاور در امور پیدا کردن فرقههای عسکری طالبان:
از آنجا که به نظر میرسد طالبان در بعضی جاهای افغانستان قشله و فرقه و کندک و دم و دستگاه نظامی کامل یک دولت را دارند و از همان جاها جنگ با دولت را اداره میکنند، خوب است مشاورانی باشند که وظیفهی شان فقط پیدا کردن این فرقههای عسکری باشد. البته نه لزوما برای نابود کردن شان. بل برای اینکه اگر روزی دولت هم خواست به این مراکز امکانات نظامی بفرستد، این امکانات به دست افراد نامطلوب دیگر نیفتد. این را بهخاطری میگویم که در این اواخر گزارشهایی داشتیم مبنی بر این که بعضی از امکاناتی که دولت برای طالبان در بغلان فرستاده بود، به دست مردم ضد طالب افتاده. این گونه ناهمآهنگیها معمولا میان برادران شکر رنجی و شکاف ایجاد میکنند.
مشاور در امور مصاحبههای سفیر افغانستان در واشنگتن:
از آنجا که دولت وحدت ملی با فلسفهی شایستهسالاری کار میکند و فعلا یکی از سالارهای شایسته را به حیث سفیر در واشنگتن مقرر کرده و این سفیر در مصاحبههای خود با زبان و اطلاعات والای کتابهای دری صنف سوم از منافع ملی افغانستان دفاع میکند، لازم است که یک مشاور مخصوص پیوسته مشغول تدوین ادبیات سیاسی این سفیر باشد. نه برای این که به ایشان گفته شود «برو بچیم مره بان که گف بزنم» زبان دیپلماتیک نیست، بل به این خاطر که روش ایشان به دیگر سفرا نیز آموزش داده شود.
مشاور در امور فروش تیل اردوی ملی:
در این اواخر چند ویدیو منتشر شدهاند که در آن افراد پولیس و اردوی ملی در سر سرک از تانکرهای اردو تیل میفروشند. یک مشاور مخصوص لازم است که فعالیتهای تیلمحورانهی این برادران را دایما مورد ارزیابی قرار دهد. نه برای متوقف کردن این کار، بل به این خاطر که به این برادران گفته شود که دیگر در سر سرک تیل نفروشند؛ آبروی دولت میرود. بروند در یک جای خوب نمایندگی و مرکز فروش باز کنند و در همان جا محترمانه تیل بفروشند. چرا وارخطایی؟ چرا عجله؟
مشاوران دیگر برای روزهای بعد.
