پیتر هالی
واشنگتن پست
ترجمه: معصومه عرفانی
زن جوان، با حالتی پریشان و وحشتزده و با صورتی پوشیده از اشک، وارد کافینت «طلوع آفتاب» در غرب کابل شد. او ادعا کرد که شخصی، صفحهی فیسبوک او را هک کرده و عکسهای او را دزدیده است. این شخص از عکسهای او برای ساخت یک پروفایل جعلی استفاده نموده و در این صفحه مطالبی توهینآمیز، عکسها و متنهایی مربوط به مصرف مواد مخدر و رفتارهای غیرقانونی منتشر میکند.
در افغانستان، این امر میتواند منجر به کشتهشدن یک زن شود.
یک هفته بعد، فرید احمدی، صاحب کافینت –جوان 29 ساله و مهربانی که در شهر بهعنوان شخصی شناخته میشود که هرکسی برای حل مشکلات اینترنتی خود به او مراجعه میکند-، هنوز به امید یافتن راهحلی برای مشکل این زن، در حال جستوجو بود.
او در حالی که سرش را تکان میداد اظهار داشت: «او (زن) گفت: فرید، یک کاری انجام بده! برادرم آن عکسها را دیده است و حالا به من میگوید حق خروج از خانه را ندارم اگرنه او مرا مورد ضرب و شتم قرار خواهد داد». به او گفتم «من نمیتوانم هیچ کاری انجام بدهم. من این صفحه را به فیسبوک گزارش میدهم اما مطمین نیستم آنها صفحه را مسدود میکنند یا نه».
احمدی گفت، اگر او در ماههای اخیر با تعداد زیادی از مواردی شبیه به این مواجه نشده بود، وضعیت این زن تا این حد او را مستاصل نمیکرد. او تخمین زد که حداقل سه یا چهار بار در هفته، زنان جوان به کافینت او میروند و با درماندگی از او تقاضای کمک میکنند. شکایتهای آنها همیشه یکسان است: پروفایلهای جعلی فیسبوک که از عکسهای آنها استفاده کرده است، هکشدن و استفاده از اطلاعات شخصی آنها، دریافت پیامهایی با محتوای پورنوگرافی و مسایل جنسی، دریافت تهدیدات خشونتآمیز از خواستگاران و همچنین افرادی که ادعا میکنند از اعضای گروههای شورشی هستند.
شهرت، احترام، و اعتبار افراد، تنها با چند کلید میتواند تخریب شود.
احمدی گفت که او بیش از 50 بار، به نمایندگی از زنان، پروفایلهای جعلی را به فیسبوک گزارش داده است، اما این گزارشها بهندرت موردتوجه قرار میگیرند. او باور دارد که این تهدیدات – برای مثال، استفاده از عکس پروفایل زنان، یا اضافهکردن تصویری از مشروبات الکلی به عکسهای دستهجمعی زنان توسط فتوشاپ- ، مربوط به یک فرهنگ خاص هستند و به همین دلیل، گزارشات مربوط به اینگونه حسابها، اغلب توسط مدیریت فیسبوک نادیده گرفته میشوند. آنچه ممکن است در ایالات متحده، تنها یک حساب کاربری ساده و بی ضرر باشد، میتواند در نگاه افغانها، سرشار از شایعاتی تهدیدآمیز و شرورانه باشد.
او گفت: «اکثر اوقات، فیسبوک پاسخ میدهد: با تشکر از شما برای گزارش دادن این صفحه؛ اما شما در اشتباه هستید و این صفحه یک حساب جعلی نیست». و اضافه میکند «من گمان نمیکنم آنها درکی از فرهنگ کشورهای مسلمان داشته باشند».
خارج از جهان اسلام، یک حساب جعلی چیزی بیشتر از آزاری نیست که بهسادگی میتوان از کنارش گذشت. اما در افغانستان، جایی که از زنان انتظار میرود از کد رفتاری مشخصی تبعیت کنند و این رفتار، برابر با اصالت و اعتبار خانواده دانسته میشود، یک صفحهی فیسبوک شایعهساز، میتواند برای قربانی و عزیزان او، باعث شرمساری باشد؛ و در نتیجه، شانس ازدواج را از دختران گرفته، به خشونت خانوادگی و حتا مرگ بینجامد.
سوال مهم در ذهن بسیاری از افغانها این است که آیا فیسبوک چنین وضعیت فرهنگی منحصربهفرد و عواقب آن را درک میکند؟
بسیاری از زنان میگویند که آنها سوگند یاد کردهاند تا سراغ فیسبوک نروند. دیگران، مانند معصومه اکرمی، یک روزنامهنگار 21 ساله، در فضای مجازی پنهان شده است: عکس پروفایل ندارد، درخواستهای دوستی را بلاک میکند، و تعاملاتش را محدود به گروه کوچکی از دوستان مورد اعتماد زن و اعضای خانوادهاش کرده است.
او میگوید: «درحال حاضر، هر بار نام فیسبوک را میشنوم، میترسم».
مونیکا بیکرت، رییس سیاست جهانی فیسبوک گفت که این شرکت هرگز رفتارهایی که کاربران را با خطر مواجه سازد، تحمل نمیکند. او همچنین اشاره کرد که پروفایلهای جعلی، خاص یک کشور نیستند و گفت: تهدیداتی که در مناطق خشونتآمیز و یا بیثبات اتفاق افتاده است، (برای ما) قابل باور دانسته میشوند. بیکرت گفت که فیسبوک، زمانی که فرد شیاد آغاز به فرستادن درخواست دوستی میکند، قادر به شناسایی حسابهای جعلی است.
او گفت: سیستم ما بهگونهای طراحی شده است که وقتی شخصی درخواست دوستی دریافت میکند، حساب گیرنده را مورد بررسی قرار میدهد که آیا دارای دوستی با همین نام میباشد؟ همچنین فاکتورهای دیگری نیز وجود دارند که به ما کمک میکنند تا تصمیم بگیریم که آیا صفحهای و رفتاری قانونی است یا خیر.
وی افزود: «اینکه شخصی خود را جای شخصی دیگر معرفی کند یا داشتن پروفایلهای جعلی، نقض استانداردهای فیسبوک است و درصورتی که اینگونه پروفایلها به ما گزارش شوند، حذف خواهند شد».
اما زنان افغان داستانی متفاوت را گزارش میدهند:
نسرین جوینی، 24 ساله و گزارشگر برجستهی تلویزیون، از تلاش برای متقاعدکردن فیسبوک مبنی بر اینکه صفحهی رسمی او، که تقریبا 9000 «لایک» دارد، دیگر در کنترل خود او نیست، ناامید شده است. حساب او ماه گذشته هک شد. چند روز بعد، دو صفحهی دیگر با استفاده از نام و تصویر او در فیسبوک ظاهر شدند. پس از آن پستهایی در صفحهی او به انتشار رسیدند که محتوای آن را رفتارهای هرزهگرایانه و عکسهایی از مشروبات الکلی و سیگار تشکیل میداد. در یکی پستها، زیر عکس چند بطری آب جو نوشته شده است «با قدردانی از دوستانی که این مشروبات الکلی را برای من هدیه آوردند».
جوینی احساس سرافکندگی و شرم میکند؛ مخصوصا از زمانی که خانواده و دوستانش آغاز به پرسیدن سوالهایی در این رابطه کردهاند. او که در متقاعدکردن فیسبوک برای مسدودکردن این صفحه ناموفق بوده است، احساس میکند زندگی شخصی و شهرت او مورد تجاوز قرار گرفته است.
او گفت: «من اعتبار خود را از دست دادهام. من خبرنگاری معروف هستم و فکر میکنم هرگز دوباره قادر به کارکردن در خیابانهای کابل نخواهم بود. درحال حاضر، این کار بیشازحد خطرناک است».
به گفتهی جاوید همدرد، نویسندهی «بررسی استفاده از اینترنت در افغانستان»، بهنظر میرسد این مشکل، همزمان که ارزشهای سنتی جامعه با جمعیت جوان علاقهمند به تعامل آنلاین همراه میشود، درحال بدترشدن است. تقریبا 65 درصد جمعیت افغانستان، کمتر از 25 سال سن دارند و گرچه تنها 7.7 درصد از جمعیت 31 میلیونی شهروندان به اینترنت دسترسی دارند، 74 درصد آنها از رسانههای جمعی استفاده میکنند.
محمد یاسین صمیم، سخنگوی وزارت مخابرات و تکنولوژی که باور دارد این اعداد، رقم استفادهی واقعی را بسیار کمتر از آنچه هست نشان میدهد، گفت: «امنیت سایبری، مشکلی رو به افزایش در افغانستان است، به ویژه برای زنان».
صمیم گفت که درحالحاضر، مقامات افغان، نمیتوانند کار زیادی برای توقف این آزار و اذیت انجام دهند و اگر شکایتی معتبر به نظر برسد، این وزارتخانه میتواند «تنها به پلیس و دادگاه، برای یافتن محل مجرمان سایبری کمک کند». این اداره، فاقد اختیار و قدرت برای «مسدودکردن حسابهای این افراد است».
برای زنانی مانند اکرمی، خبرنگار 21 ساله، آرامش اندکی وجود دارد. او گفت که مزاحمین خود را به پلیس گزارش داده است، اما آنها به او خندیدهاند و گفتهاند به خانه برگرد. «آنها گفتند که من فقط میخواهم گزارشی را ثبت کنم، چرا که به دنبال کسب پناهندگی در کشور دیگری هستم».
اکرمی گفت که او دیگر قصد ساختن هویتی در فضای مجازی که به او اجازه دهد تا اخبار را گزارش دهد، با مخاطبین در ارتباط باشد و جایگاه شغلی خود را بسازد، ندارد. او گفت که نقطهی درماندگی او، نه فیلمهای پورنی بود که صندوق پیامهایش را پر کرده بود، و نه پیامهایی از مردهایی بیگانه که با «من شما را دوست دارم» و «میخواهم شما را ملاقات کنم» آغاز میشد و در صورت بیپاسخ ماندن، تبدیل میشد به دشنام و توهین و لقبهای ناشایست.
بلکه دلیل اصلی، عکسهایی از او در صفحهی تلویزیون بود، که فرستادن آنها به صندوق پیامهایش، از اوایل سال جاری آغاز شده بود. آن پیامها از سوی مردانی بودند که ادعا داشتند از اعضای گروه طالبان هستند و شامل هشداری میشدند که درنهایت ممکن است به واقعیت بپیوندد: «از فیسبوک خارج شو یا ما تو و خانواده ات را میکشیم».
اکرمی گفت: «مردان در افغانستان، میخواهند زنان صورتهای خود را در خیابان بپوشانند. و اکنون آنها موفق شدهاند ما را مجبور کنند در فضای آنلاین نیز خود را پنهان کنیم».

فاجعه است واقعن فرهنگ استفاده از تکنولوژی و ارتباط جمعی در کشور به صفرتقرب دارد، مشکل عمده واساسی در جامعه افغانستان این است که ذهن آدما منحرف و طیف مشخص جامعه یعنی مردان دچار مشکل روان پریشی و انحرافهایی جنسی مبطلا ورنج می برند این مشکل عواقب خطرناک را در جامعه سنتی افغانستان خواهد داشت.