طالبان لطف کردند بر زندانی در ولایت غزنی حمله کردند. متعاقباً بیشتر از 300 زندانی از روی کرم و قدردانی، از این زندان فرار کردند. مقامات امنیتی غزنی بدون هیچ تعارفی مهر تایید بر این بزم لطف و کرم طالبان و زندانیان زندان غزنی کوبیدند. نگرانیهای بهجای مردم حاکی از آن است که این زندانیان، در طول مدتی که در زندان بوده هرگز به این فکر نکرده که دست از کارهای تروریستی و وحشیانه بردارند، بلکه هر روز بیشتر عقدهمند شده و حسرت یک روز آزاد بودن و انتقام گرفتن را خورده اند. اینکه این زندانیان گرانخشم و مزیدالدرد چه بلایی بر غزنی خواهند آورد، هنوز زود است که دُرفشانی کنیم.
اینطرف جوانان مردم به فکر فرار از کشور اند. عجب روزگاری داریم، هم ما به فکر فرار، هم طالبان. برای طالبان، چهاردیواری زندان جای خفهکننده است که آنها فکر میکنند اگر از این چهاردیواری بیرون نشوند، عمر شان بیهوده تلف خواهند شد. برای مردم، اما این کشوری به اسم افغانستان است که حکم زندان را به خود گرفته و اگر از کشور فرار نکند، عمر شان بیهوده تلف خواهد شد. در قسمت طالبان نمیتوانم بگویم که حق به جانب اند یا نه؟ اما در قسمت جوانان، تا جایی میتوان قضاوت کرد که فرار و ترک وطن، به نفع شان است تا به ضرر شان!
من دلیل دارم، لطفاً اول دلیلم را بشنوید، بعداً اگر خواستید مرا ناصفا بگویید. جوانان بعد از فروپاشی امارت اسلامی، با علاقه به پای درس و تحصیل نشستند، تلاش کردند تا بعد از تحصیل، مفید باشند. اما خیلی زود به حکومتی مواجه شد که به امضای یک فرد جهادی، یک وکیل، یک وزیر و یک خرپول مملکت بیشتر اهمیت میداد تا به سند تحصیلی و دانش تخصصی. با آنکه تحصیل استندرد در افغانستان وجود ندارد، اما بازهم، این مقامات حکومتی در کنار طالبان، دست و بال جوانان وطن را بست.
جوانان از یکسو با خطرات ناامنی و قدرتمند شدن طالبان مواجه اند، از سوی دیگر با حکومت اسلامی و فاسد جمهوری اسلامی افغانستان که هیچ تعهدی به مردم ندارد. اما، بیرون از افغانستان، بخشی از رویای جوانان برآورده است، حد اقل ترس طالبان جانی وجود ندارد، به همین خاطر، امروزه با موجی از فرار و ترک وطن مواجهایم. این داستان فرار و فرار به قدری قابل اهمیت است که یکی از دو بزرگواران حکومت با خاطر جمع و خیال آسوده به بقیهی کسانی که تا هنوز فرار نکرده اند، امیدواری میدهد که خیال حکومت موقت را از سر بیرون کنید! حکومت وحدت ملی پابرجا خواهد بود. وی دلیل میآورد که از یکسو جوانان فرار کرده اند و نیروی برپایی حکومت موقت در حال کاهش است و از طرف دیگر طالبان فرار میکنند و نگرانی مردم از طالبان بیشتر و امیدشان به حکومت وحدت ملی هم افزایش پیدا میکنند. پس، حتی اگر محتروم رییس جمهور هم مرحوم شود، این حکومت سرجایش خواهد بود و همچنان به خدماتی که در این نه ماه برای وطن انجام داده، ادامه خواهد داد. (با پوزخند)
حتی خانجان الکوزی وقتی داستان فرار فرار را شنید، به حکومت هشدار داد که اگر همچنان یخن تجار را بگیرید و نگذارید آنها به تورید اجناس بیکیفیت و مسموم کردن زندگی ادامه بدهند، ممکن تجار هم فرار کنند و تجار نسبت به هر طبقهی دیگر، بهتر و بیشتر زمینه ترک وطن را دارند.
در همین حال یکی از مقامات تاهنوز فاسد نشدهای ارگ ریاست جمهوری اعلام کرد که به ما چه؟ فرار کنید، چیز از کی پاره است؟ خیلی که اعصاب ما را خراب کردید، می رویم بی بی مرکل را فشار میدهیم که مردم افغانستان را به کشورت اقامه ماندن نده! آنوقت مرد ببینم که چیز پاره کرده به اروپا برود؟!
یکی از شاعران مملکت که چهل سال برای این مملکت شعرهای عاشقانه و حماسی سروده بود، چند روز پیش در کمال ناامیدی این شعر را در وصف وطن سرود و سپس مبلایل سوخته خورده خود را برای همیشه راحت کرد:
شوق هجران تو لبریز شد از کاسهی سر
همه تن پا شدهایم، راه برونرفت کجاست؟!
