ظهورِ داعش – بخش بیست و یکم

اطلاعات روز

پاتریک کاکبرن

ترجمه‌ی حکمت مانا

بخش بیست‌ویکم

ششم

چگونه جهادی‌ها قیام سوریه را دزدیدند

درست پس از حملات گازِ سمی سارین در مناطق شورشی دمشق در اگست 2013، من همراه با راضان زیتونه -یک وکیل حقوق بشر که از طریق اسکایپ، از مقر اپوزیسیون دولت سوریه در دوما، شرق دمشق، صحبت می‌کرد-، در برنامه‌ای تلویزیونی ظاهر شدم. خانم زیتونه، گزارشی قدرت‌مند و احساساتی و سراسر باورکردنی، از آن‌چه اتفاق افتاده بود ارایه کرد. او در توصیف این‌که مردم چگونه برای پیداکردن نجات‌یافتگان، در و پنجره‌ی خانه‌ها را می‌شکستند، گفت: «من در عمرم این تعداد کشته ندیده بودم. دکترها در چند مرکز صحی، در حالی که برای نجات قربانیان گازِ سارین، بی‌وقفه تلاش می‌کردند، با ناامیدی اشک می‌ریختند. هربار، اجساد پانزده تا بیست تن را در یک گور می‌انداختند». او با لحنی توهین‌آمیز، هرگونه تصوری درمورد این‌که جنگ‌جویان از سارین استفاده کرده باشند را مردود دانست و گفت: «شما فکر می‌کنید ما مردمی تا آن حد دیوانه هستیم که کودکان خودمان را بکشیم؟»

زیتونه، سال‌ها از زندانیان سیاسی دفاع کرده بود و برای بیش از یک دهه، چنان وکیل بااعتباری بود که توانست حمایت جهانی بسیاری را برای اپوزیسیون سوری جلب کند. اما در 8  دسامبر 2013، افراد مسلح وارد دفتر کار او در دو ما شدند و او و همسرش را، همراه با وئل حمدا و دو فعال مدنی دیگر -سمیرا الخلیل و ناظم الحمیدی-، با خود بردند. تاکنون خبری از آن‌ها در دست نیست. گفته می‌شود «ارتش اسلام»، گروهی در مناطق تحت تصرف شورشیان در دمشق که به‌عنوان موازنه‌ای دربرابر جبهه‌ی النصره توسط عربستان سعودی ایجاد شده است، در ربودن آن‌ها دست داشتند. هرچند، این گروه هرگونه دخالت در آن را رد می‌کند. یاسین الحج صالح، شوهر سمیرا الخلیل، به شبکه‌ی آنلاین المانیتور گفت: «زیتونه و سمیرا، هردو، عضو یک جنبش سکولار ملی بودند و همین باعث شد تا فرقه‌های اسلامیست که به استبداد گرایش دارند، با آن‌ها دربیفتند».

حوادثی مانند اختطاف و ناپدیدشدن خانم زیتونه و دیگران، در سایر مناطق سوریه نیز رخ می‌دهد. شورشیان، در تمام نقاط تحت کنترل خود، فعالین حقوقی و مدنی را می‌کشند یا وادار به فرار می‌کنند. معمولا این حوادث زمانی رخ می‌دهند که فعالین، از آن‌ها به‌دلیل کشتار و شکنجه و دیگر جنایات، انتقاد می‌کنند. انقلاب‌ها در کشتنِ بهترین حامیان و طرفداران اولیه‌ی خود مشهور هستند، اما در کم‌تر جایی از دنیا، چنین اتفاقی، با سرعت و سبعیتی که در سوریه رخ می‌دهد، صورت گرفته است.

چرا قیام سوریه، که نخستین طرفداران آن، خواستار جایگزین‌شدن استبداد با یک دولت سکولار غیرفرقه‌ای و متعهد به قانون و دموکراسی بودند، این‌گونه در تحقق آرمان‌هایش شکست خورده است؟ سوریه، به درون یک جنگ داخلی فرقه‌ای ترسناک سقوط کرده است که در آن، دولت به‌گونه‌ای بر روی شهروندان خود بمب می‌ریزد که گویی قلمرو دشمن است. اپوزیسیون مسلح دولت نیز، که تحت تسلط جهادی‌های سَلَفی قرار گرفته است، علوی‌ها و مسیحیان را تنها به‌خاطر مذهب‌شان قتل عام می‌کند. مردم سوریه، باید میان یک دیکتاتوری خشن، که قدرت را با یک ریاست و سرویس‌های امنیتیِ دَدمنش انحصار کرده است، و اپوزیسیونی که به صورت کودکان، به‌خاطر کفرگویی‌های ناچیز شلیک می‌کنند و عکس سربازان قطعه‌قطعه‌شده را به والدین آن‌ها می‌فرستند، یکی را انتخاب کنند.

سوریه، امروز شبیه به لبنان در زمان پانزده سال جنگ داخلی در طول سال‌های 1975 تا 1990 است. من همین اواخر در حمص بودم؛ شهری که زمانی به‌خاطر تنوعِ پرجنب‌وجوشی که داشت مشهور بود و اینک به شهر ارواح تبدیل شده است، با ساختمان‌هایی رهاشده که در اثر آتش توپ‌خانه و بمباران، ویران شده‌اند. دیوارهایی که هنوز ایستاده‌اند، چنان در اثر آتش مسلسل سوراخ‌سوراخ شده‌اند که گویا کرم‌های بزرگی، دیوارها را خورده باشند.

حلب، که زمانی بزرگ‌ترین شهر کشور بود، تقریبا خالی از سکنه شده است. نیروهای دولتی، در حال پیش‌روی هستند اما از آن‌جا که در قلمرو وسیعی پخش شده‌اند، نمی‌توانند شمال و شرق سوریه را پس بگیرند، مگر این‌که ترکیه مرزش را ببندد. موفقیت‌های دولت، جهادی‌ها را درمقایسه با نیروهای میانه‌رو بیشتر تقویت می‌کند، زیرا جنگ‌جویان سرسختی دارند که هرگز حاضر به تسلیم نیستند. بنابراین، درحالی‌که ارتش سوریه به کمک بمب‌های بشکه‌ای در حلب پیش‌روی می‌کنند، نیروهای آن عموما با جبهه‌ی النصره -نماینده‌ی رسمی القاعده و گروه سَلَفی احرارالشام که توسط قطر و ترکیه حمایت می‌شوند- می‌جنگند. دولت تلاش می‌کند تا موفقیت‌هایش را در دمشق و حمص که در آن شورشیان را محاصره کردند، تکرار کند تا بتواند به توافقی برسد که درنتیجه‌ی آن، شورشیان تسلیم شوند. اما برعکس، مناطق تحت اشغال شورشیان در شرق حلب، اهمیت بیشتری دارد. زیرا هم به مقر شورشیان نزدیک است و هم به مرز ترکیه. سقوط آن، می‌تواند به معنای شروعِ پایانِ قیام باشد؛ چیزی که حامیان خارجی آن، نمی‌خواهند اتفاق بیفتد.

وضعیت اسفبار انقلاب سوریه، برخاسته از اختلافات عمیق سیاسی، اقتصادی و مذهبی کشور پیش از 2011، و نحوه‌ی بهره‌برداری و دخالت کشورهای خارجی از آن است. اولین راهپیمایی‌ها، به‌دنبال قیام مردمی یا بهار عربی در تونس، مصر، لیبی، یمن و بحرین به راه افتاد. این راهپیمایی‌ها، درنتیجه‌ی واکنش بیش‌ازحد نیروهای امنیتی دولت که به سمت راهپیمایان آتش گشود، به‌سرعت گسترش یافت. واکنش مسلحانه‌ی نیروهای امنیتی، باعث شد تا جمعیت بیشتری از مردم برانگیخته شوند و دست به مقاومت مسلحانه بزنند. دولت تاکید می‌کند که تظاهرات، آن‌گونه که به‌نظر می‌رسید، در ابتدا نیز صلح‌آمیز نبود و در همان مراحل اولیه، نیروهای دولتی مورد حمله‌ی مسلحانه قرار گرفتند. این ادعا تااندازه‌ای حقیقت دارد، اما اگر قصد اپوزیسیون، به‌دام‌انداختن دولت در یک واکنش تنبیهی زیان‌بار بوده است، باید بگویم که بیشتر از آن‌چه حتا در رویا می‌توانستند ببینند، موفق شده‌اند.

سوریه، همیشه کم‌تر از آن‌چه ناظرین خارجی می‌دیدند، از انسجام اجتماعی برخوردار بود. اختلافات آن نیز تنها در طول خطوط مذهبی بود. در جولای 2011، گروه بین‌المللی بحران در بروکسل، در گزارشی درمورد سوریه نوشت: «مقامات سوریه ادعا می‌کنند که آن‌ها با یک توطئه‌ی اسلامی که از خارج تمویل می‌شود مبارزه می‌کنند؛ درحالی‌که این کشور، در حد زیادی، درحال مبارزه با شهروندان اصلی خودش است. زمانی که رژیم اسد به قدرت رسید، ایلاق‌ها و دهقانان و مردم مظلوم کشور را با خود همراه کرد. اما حاکمان امروز، ریشه‌های خود را از یاد برده‌اند».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه