سوزان سی.هرینگ
مترجم: معصومه عرفانی
بخش نهم
کرلاسر (2000)، بیان میکند که «سرمایهگذاران و کارآفرینان زن، بازیگران کلیدی در اقتصاد مبتنی بر اینترنت هستند»؛ بهعنوان بنیانگذار، مدیرعامل و کسی که عهدهدار بخشی از ریسکها در سرویسهای خدماتی سرمایهگذاری اینترنتی، کاربردهای تجاری و بازاریابیهای اینترنتی هستند. درمیان گرایشها و روند اقتصادی موجود در اینترنت که توسط کرلاسر نقل شد، و به باور او دلیل افزایش شمار زنان فعال در این عرصهها در اینترنت شده است، بهرسمیت شناختن قدرت خرید روبهافزایش زنان در فضای آنلاین (در مواردی که تجارتها زنان را هدف قرار دهند)، در دسترس بودن منابع سرمایه، تعداد روبهافزایش زنانی که ریسک سرمایهگذاری را میپذیرند، از عوامل تاثیرگذار هستند. سرمایهگذاران زن، بیشتر احتمال دارد تا تجارتهایی را با توجه و مبتنی بر خواستههای زنان بنیانگذاری کنند که به نوبهی خود میتوانند به تامین نیازهایی بپردازند که جزو علایق و منافع زنان بهشمار میآیند. این مسئله به اهمیت وجود یک «گروه انتقادی از خود زنان در فضای آنلاین» اشاره میکند. همچنین، تاکید می کند که هرچه تعداد بیشتری از زنان در مسیر خود به موفقیت دست یابند، بیشتر احتمال دارد تا منافع زنان دیگر نیز، ازطریق حمایتهای آنان حفظ شود.
البته هنوز، تعداد تجارتهای که زنان آن را بنیادگذاری کرده باشند در فضای آنلاین، در مقایسه با تجارتهای مردان در سطح پایینتری قرار دارد. علاوهبراین، کمپانیهایی که مدیرعامل آنها یک زن است، تنها 6 درصد از سرمایه را دراختیار دارد که این درصد پایین و بیتناسبی است. البته، هم زنان و هم مردانی که صاحب کمپانیهای اینترنتی در وب هستند، در اوایل 2000، بهدلیل سقوطی عمومی در بازارهای تکنولوژی، آسیب دیدند. اگر بخشی پیشبینی بالارفتن تعداد زنان سرمایهگذار در وب، براساس دسترسی بر منابع سرمایهگذاری باشد، کمپانیهایی که زنان مالکیت آن را دارند، بیشتر احتمال دارد تا در نتیجهی رکود اقتصادی، پیش از مردان و شدیدتر از آنها ضربه بخورند.
سایتهای پورنوگرافی، از موارد خاصی از فعالیتهای سرمایهگذاری آنلاین هستند که سهمگیرندگان زن در آنها، اغلب یا کارگران جنسی هستند یا قبلا بودهاند. ورود زنان به بازار پورنوگرافی آنلاین، بهعنوان خالق یا بازاریاب، مانند دیگر عرصهها، این پتانسیل را دارد تا ماهیت خود محصول تولیدشده را، تغییر داده و آن را با خواست و نیاز مصرفکنندگان زن، سازگار کند. پورنوگرافی آنلاین نیز همانند صنعت پورن بهطور کل، بسیار سودآور است و بنابراین تا حد زیادی از آسیبهایی که منجر به ازدستدادن سود باشد، در امان مانده است. بااینحال، منافع کلان در این صنعت، تنها به میزان اندکی به تولیدکنندگان شخصی میرسد. بخش عظیم این سود به جیب تعداد اندکی از افراد (مردان) میرود که سهم اصلی را در این کانالها دارند و این همراستا با همان دیکتاتوری جنسی قدرت است که بهطور کلی، صنعت پورنوگرافی را تعریف میکند.
سازمانهای اجتماعی و سیاسی
یکی از نخستین ادعاهای مرتبط با جنسیت در مباحث مربوط به اینترنت، این بود که اینترنت میتواند زنان را برای سازماندهی سیاسی، با هدف برآوردهکردن اهداف مشترکشان، توانمند بسازد. اما این تصور، تا چه وسعتی برآورده شده است؟ در دههای 1980 و 1990، انجمنهای گفتوگوهای آنلاین (مانند لیست مطالعات زنان، و اتحاد زنان)، و گروههای متمرکز بر زنان و طرفداران آزادی سقط جنین، جاهایی بودند که زنان میتوانند در آن اجتماعی برای شریککردن تجربیات خود و منابع بیابند (بعضی از این گروهها دارای پالیسی خاصی بوند که تنها زنان میتوانند در آن عضو شوند، مانند نامهنگاری خواهران). همچنین، بعضی از گروههای فمنیستی نیز از اینترنت برای ساماندادن به برنامههایی با هدف بهعهدهگرفتن فعالیتهای سیاسی استفاده کردهاند؛ اگرچه چنین کاربردهایی کمتر رایج بودند.
ازسوی دیگر، اختراع وب، فرصتی برای اشتراک بهتر و آسانتر منابع را ممکن ساخت: فایلها میتوانست با یک کلیک در دسترس قرار بگیرند، بهجای اینکه ضمیمهها دانلود شوند یا از پروتکلهای انتقال فایل استفاده شود. همچنین، علاوه بر متن، امکان بهاشتراکگذاری صدا و گرافیک نیز وجود داشت. تعدادی از سازمانهای غیرانتفاعی، از بنیاد اکثریت فمنیستی گرفته تا سازمان ملل، از اینترنت برای قابل دسترس ساختن اطلاعات برای زنان استفاده میکنند. اطلاعاتی که دربرگیرندهی مقالاتی درمورد انتخابات، تا سلامتی، همجنسگرایی و آزار و اذیتهای آنلاین میشوند.
بااینحال، پستکردن منابع روی یک سایت اینترنتی، قابل مقایسه با سازماندهی سیاسی نیست. براون (2000)، تاسف خود برای شکست وب برای برآوردنساختن رویای اولیهاش درمورد شکلگیری یک «انقلاب فمنیستی» آنلاین، بیان میدارد؛ که این اشاره میکند شاید این رویا، از همان ابتدا، تنها مربوط به اقلیتی بوده باشد.
کاربران عادی زن در اینترنت، در طول دههی 1990 و پس از آن، از زنی آکادمیک و تحصیلکرده و تحت تاثیر فمنیسم دهههای 1970 و 1980، تا زنانی حدود بیست ساله، پست فمنیسم و جزو طبقهی متوسط، تغییر کرده است. اهداف سیاسی قدیمی، ضرورتا با گروه دوم مشترک نبودند. این تغییر نسلی و آماری، همچنین در تغییر منطق و استدلال نیز آشکار است: سیاست با منشا قدرت مردمی و آرمان خواهری، تا خودتحققبخشی شخصی در گفتمان غرب درمورد فمنیسم آنلاین. گرچه وبسایت «Grrl.com»، صفحهای دارد که در آن لیستی از نقلقولهای رسانهها درمورد بنیادگذارش را در آن منتشر میکند (برای مثال، زنی جوان که با نوعی از فمنیست رادیکال، یا سیاست محافظهکارانه شناخته میشود، و به هدف شخصی خود رسیده است –که در اینجا مشهورشدن است). یک وبسایت آمریکایی رقاصهای برهنه، رقاصی را بهعنوان عملی فمنیستی تعریف میکنند؛ با این توجیه که این کار، بهنوعی شیوهای از ابرازوجود و راهی برای بالابردن خودآگاهی است.
