جنسیت و قدرت در گفت‌وگوهای آنلاین – بخش ششم

اطلاعات روز

سوزان سی.هرینگ

مترجم: معصومه عرفانی

بخش ششم

هرینگ، هم‌چنین در مطالعات خود (1998) این مسئله را دریافت که زنان در چت‌های اینترنتی، سه برابر مردان از شکل‌های تایپ‌شده‌ی لبخند و خنده استفاده کرده‌اند، درحالی‌که، تناسب جنسیت درمورد گفت‌وگوهای پرخاشگرانه و توهین‌آمیز برعکس بوده است؛ علاوه‌براین، مردان به شکلی فراگیر و شدید در گفت‌وگوهای خود، اشارات سکسی و توهین‌آمیز به‌کار برده‌‌اند. این یافته‌ها، همراستا و همانند با یافته‌هایی هستند که نشان می‌دهند زنان و مردان در گفت‌وگوهای غیرهمزمان، گرایش به استفاده از شیوه‌های گفتمانی متفاوت دارند –هم‌سطح و ترازشده و حمایت‌گر، در مقایسه با ستیزه‌جویانه و خصمانه. رودینو (1997)، نتیجه‌ی یکی از مطالعات موردی دررابطه با تعاملات اینترنتی را با با ذکر این نکته که «باوجود عمل‌کردهای متعدد و متضاد جنسیتی (توسط شرکت‌کننده در گفت‌وگو)، سیستم جنسیتی به شکلی مضاعف در روابط اینترنتی نیز زنده و پایدار است»، ارایه کرد.

در مثال‌هایی که برای روابط اینترنتی به مدل زنانه داده شدند، این گفت‌وگوهای شامل عبارات حمایتی، تقدیر، شکل‌های تایپ‌شده از لبخند و خنده، و استفاده از افعال محبت آمیز است؛ درحالی‌که در مدل مردانه‌ی این روابط، آن‌چه ردوبدل می‌شود، شامل استفاده از توهین، کفرگویی، توهین به مقدسات، ارجاعات سکسی و افعال خشونت آمیز می‌شود. اگرچه ذکر این نکته ضروری است که ما نمی‌توانیم بگوییم تمام زنان و مردان شرکت‌کننده در چت‌های اینترنتی، از این مدل‌ها استفاده می‌کنند، بااین‌حال، زمانی که مورد استفاده قرار می‌گیرند بدیهی است که بگوییم توسط یک جنس مشخص استفاده شده‌اند نه دیگری.

برابری ظاهری شرکت‌کنندگان در گفت‌وگوهای اینترنتی، آن‌چه در ظاهر به‌نظر می‌آید نیست. ممکن است در چت‌های اینترنتی همزمان، باتوجه به محدودیت موجود در حافظه‌های میانی و زمان تایپ، تنوع اندکی در طول پیام‌ها وجود داشته باشد. بیشتر پیام‌هایی که در زمان حقیقی (همزمان) فرستاده می‌شوند، کوتاه و بین چهار و دوازده کلمه هستند؛ و این با توجه به تعداد هم‌سخن‌ها ممکن است متغیر باشد اما جنسیت شرکت‌کننده زیاد موثر نیست (در گفت‌وگوی دو نفره، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد پیام‌های طولانی بفرستند تا در چت‌های گروهی). اتاق‌های چت عمومی، باتوجه به تناوب پیام‌های پست‌شده، معمولا بیشتر در تسلط مردان هستند تا زنان (براساس بعضی تخمین‌ها، سه مرد دربرابر هر یک زن)، اما زنانی که در این گروه‌ها شرکت می‌کنند، میزان توجه بیش‌ازاندازه و نامناسبی که اغلب ماهیت جنسی دارند دریافت می‌کنند. رایج‌ترین الگویی که در تغییر جنسیت (مجازی) وجود دارد، این‌چنین انعکاس داده می‌شوند: زنان تمایل به انتخاب نام مستعار با جنسیت خنثا دارند تا از توجه جنسی اجتناب کنند، درحالی‌که مردان از نام‌هایی شبیه نام دختران استفاده می‌کنند تا از این طریق جلب توجه کنند.

چنان‌که در پیام‌های کامپیوتری غیرهمزمان بیان شد، مثال‌های پرخاشگری علیه زنان یافت می‌شود، و احتمال این‌که در هر دو نوع این گفت‌وگوها، این پرخاشگری‌ها ماهیت جنسی داشته باشند وجود دارد. دیبل (1993)، یک مورد نمایشی از «تجاوز» جنسی متنی را در پیام‌های اینترنتی توصیف کرده است و رید (1994)، حادثه‌ای را ذکر کرده است که وقتی مردی به نام «بابا»، در یک گروه اینترنتی تصاویر گرافیکی از تجاوز جنسی را در در گروه منتشر کرده بود، مورد حمایت قرار گرفته بود. چنین حوادثی، نیمه‌ی تاریک گروه‌های چت تفریحی را آشکار می‌کنندکه در آن‌ها، ناشناس‌ماندن نه تنها بی‌شرمی و بی‌پروایی را پرورش می‌دهد، بلکه با کاهش اعتبار اجتماعی، این امر را برای کاربران راحت‌تر می‌کند تا در رفتارهای خصومت‌آمیز و پرخاشگرانه شرکت کنند. برخی از این موردهای مزاحمت، زنانی را که نام مستعار خنثا دارند هدف قرار می‌دهند و این مسئله پیشنهاد می‌کند که چت‌کنندگان، مانند کسانی که از ایمیل استفاده می‌کنند، شناسه‌های جنسیتی خود را در شیوه‌های تعامل خود بروز می‌دهند و بنابراین، احتمالا تنها استفاده از اسم مستعار، برای پوشاندن جنسیت در گفت‌وگوهای آنلاین کافی نیست.

پس، موارد موفق و نقطه‌ی عطف در مسئله‌ی جنسیت در روابط آنلاین که بعضی از نویسندگان به آن اشاره دارند برای حمایت از این ادعا که روابط کامپیوتری در جنسیت ساختارشکنی می‌کند، کجا هستند؟ مشاهدات تجربی از جمیعت زیاد کاربرانی که چت‌های همزمان انجام می‌دهند، اشاره می‌کند که چنین مواردی در واقع چندان اتفاق نمی‌افتند. برطبق چنین سال مشاهده، چنین نتیجه‌گیری شده است که تغییر جنسیت (مجازی) به‌گونه‌ای پایدار، نادر است: به‌دلیل دشواری فراوان در تلاش برای این‌که شخص خود را کسی نشان بدهد که نیست، اکثر شرکت‌کنندگان، بدون توجه به نام یا توصیفات شخصیتی که برای خود برمی‌گزینند، در واقع در این تعاملات، خودشان هستند. هرینگ (1998)، در حمایت از این ادعا دریافته است که 89 درصد این رفتارهای جنسیت‌زده، مردانگی و زنانگی را در شیوه‌های سنتی و حتا متحجرانه و کلیشه‌ای نمایان می‌کنند. مثال‌هایی که در جابه‌جایی جنسیت (مجازی) وجود دارد، کم‌تر از نیمی از یازده درصد باقی‌مانده را تشکیل می‌دهند. بنابراین، جابه‌جایی جنسیت، در تئوری اغلب اتفاق می‌افتد اما کشف‌ناشده باقی‌ماندنش بسیار دشوار است. درعمل، کاربران چت‌های اینترنتی، مشخصه‌های جنسیتی خود را به‌تکرار (به‌طور میانگین یک بار در هر سه تا چهار خط متن، براساس پژوهش هرینگ (1998)) بروز می‌دهند. پس می‌توان گفت که هر چه پیامی که شخص می‌نویسد طولانی‌تر باشد، بیشتر احتمال دارد تا جنسیت خود را با تفاوت‌ها و عدم تقارن جنسیتی آشکار کند. این مسئله تاکید می‌کند در چت همزمان نیز، علی رغم گم‌نامی و غیاب نسبی سلسله مراتب با تحمیل قدرتی خارجی، تفاوت‌های جنسیتی حضور دارند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه