به دنبال اعلام مرگ ملا محمد عمر و عمیق رفتن پاکستان در کوزهی غم، ما داشتیم به این خوشبینی غوطه میزدیم که برو خوب شد مرگ ملا عمر اعلان شد و طالبان از این پس با بحران مدیریتی مواجه شده و بیشتر درگیر تنشهای داخلی شوند و کمتر بر ملک افغانستان حمله کنند. اما خیلی زود موجی از حملات انتحاری و انفجاری دامن کابل را گرفت. حملاتی که باعث شد رییس جمهور اشرف غنی هم تعجب کند.
در این شکی نیست هر وقت که انتحاریهای تربیه شده در پاکستان، زمین و زمان کابل یا ولایت دیگری از افغانستان را لرزاند، ما حق داریم خشمگین شویم. اما خشمگین شدن نباید به معنای این باشد که به جان مردم بزنیم. مثلاً اشرف غنی بعد از حملهی شاهشهید به محل انفجار رفت و چقری حمله را که دید، آن را بینظیر قلمداد کرد. در حالیکه به محل انفجار افشار اصلاً نیامد. رییس جمهور اشرف غنی که دید بینظیری حملهی شاهشهید از چارچوب حملات انتحاری کمی بیشتر است، سخنان تندی علیه پاکستان گفت. نه تنها اشرف غنی که عبدالله عبدالله هم کشف کرد که پاکستان تا کنون حتی یک قدم برای صلح نهورداشته!
خدا که پاکستان را زد، با فشار افغانها مواجهش میکند. فشار عظیمی از سوی مردم افغانستان علیه پاکستان در حال رقم خوردن است. من میترسم سر این فشار از قلب پاکستان عبور کرده به بنگلهدیش نخورد. مثلاً تعدادی از برادران ما که شیر دوست ندارند و هر صبح با قیماق و پنیر پاکستانی خود را چارج میکند، در فیسبوک خویش فشار میزنند که شیر Every Day تحریم! و شماری دیگر که شیر دوست دارند، چسبیده اند به جان قیماق لیلی و ملکپک!
در این میان آنچه جالب است، اتحادیهی پاروفروشان افغانستان است که آنها فشار زده اند. فشار معمولاً زده میشود. این اتحادیه قسم خوردند که از این به بعد از پاکستان دارو وارد نخواهند کرد تا پاکستان بفهمد که یک نان چند فتیر میشود. خود اعضای این اتحادیه گفته اند که داروهای پاکستانی کیفیت که اصلاً ندارد اما در افغانستان بازار گرمی دارند. از اینرو، گفته میتوانیم که آنچه را ما از پاکستان به نام دارو وارد میکردیم، در حقیقت پارویی بیش نبوده و حالا قسم میخوریم که از این به بعد از پاکستان پارو نخریم و در افغانستان نفروشیم.
یکی از معاونین این اتحادیه گفت: کسانی که در افغانستان دوا وارد میکنند، کسانی اند که برای تداوی یک زکام ساده، به هند میروند، از اینرو هیچ وقت نیاز نشده که ما دوای با کیفیت وارد کنیم. ما میخواهیم ملت افغانستان از ما حمایت کنند. ما قسم میخوریم سر از امروز، هیچ پارویی از پاکستان نخریم اما ملت افغانستان قول بدهند که پاروهای قبلاً وارد شده را بخرند. او گفت که به اندازهی کافی پارو وارد شده و احتمال اینکه تقاضای چند ساله افغانستان را پاسخ بگوید، زیاد است. وی از مردم خواهش نمود که زود زود مریض شوند و زیاد زیاد پاروی پاکستانی بخورند که تخم این پاروهای بیکیفیت زودتر از افغانستان خلاص شود. آنوقت پاکستان خواهد فهمید که با حمله بر شاه شهید، چه پاروی تازهی خورده اند.
اعضای این اتحادیه کسانی اند که تصمیم دارند تا آخر عمر همچنان برای مردم خدمت کنند. آنها نه توقع پادارش از وزارت معارف دارند، نه از طرف مردم. مردم باید قدر این اتحادیه را بدانند که در طول این سالها پاروی پاکستانی را بنام دارو بر ما فروخت و با پولش را با پاکستان نصف کرد. شما باور کنید که بهترین دوستان کارخانههای تولید دارو در پاکستان، تجار افغانستان اند. اگر همین طایفه یعنی اتحادیهی پاروفروشان افغانستان نباشند، شمار زیادی از کارخانهداران پاکستان از شدت رنج و درد، با لباس انتحاری به افغانستان خواهند آمد.
اما شما ایثار این اتحادیه را ببینید، به خاطر غمشریکی با کابل و افغانستان، قصد دارند از این به بعد پاروی پاکستانی را بهنام دارو بر ما نفروشند. کاش من رییس جمهور بودم و تمام اعضای این اتحادیه را به ارگ دعوت کرده، ضمن قدردانی از آنها، به آنها میگفتم که زویه! ما ته چل مه وهی! تا حالا هرچه کردید، نه کسی بود از شما بپرسد و نه خود شرم کردید.
اما میبینید که نه من رییس جمهور ام و خواهید دید که اتحادیهی پاروفروشان همچنان به وارد کردن پارو و فروختن شان به نام دارو، ادامه خواهند داد. این فشاری که دیروز آنها زده، فقط بخشی از تجارت است. اینکه چطور این اتحادیه به این نتیجه رسیده که نخریدن پارو از پاکستان ممکن است این کشور را در مضیقه قرار بدهد، من هم نمیدانم. اینکه بعد از این همه سالهای انتحارآلود به این نتیجه رسیده، هنوز هم جای شکرش باقیست. خوبست که تا سقوط کامل افغانستان به دام پاکستان صبر نکرده، ورنه آنروزها اگر چنین فشاری میزدند، حتماً زنده زنده سوزانده میشدند.
