برای اکثر افغانها عبارت «خطِ دیورند» یادآور غصب سرزمین است. بسیاری از ما میدانیم -گیرم به صورتی بسیار مبهم- که خط دیورند هرچه بود به ضرر افغانستان بود.
سیاستمداران افغانستان نیز سنتاً در سخن گفتن از خط دیورند احساساتی میشوند و سوگند یاد میکنند که آن را به رسمیت نمیشناسند. بی اعتنایی به روایت وطن پرستانهیی که بر گِرد این خط تنیده شده، سیاستمدار افغان را از جرگهی میهن دوستی بیرون خواهد راند.
اما فارغ از واکنشهای عاطفی سیاستمداران، واقعیت این است که افغانستان هیچ چارهیی جز پذیرفتن این خط ندارد. نه فقط به این خاطر که افغانستان توان نظامی و سیاسی لازم برای فشار آوردن بر پاکستان را ندارد. آن هم هست؛ بل بیشتر به این خاطر که دولت افغانستان دیگر اعتماد ملی و پشتیبانی اکثر شهروندان خود افغانستان را در این زمینه از دست داده است. دیگر کمتر شهروند عاقلی را بتوان یافت که به تحکیم سیستمی رأی بدهد که نتیجهاش گسترش تروریزم مذهبی-قبیلهیی طالبان باشد. به عبارتی دیگر، تا «دایرهی دیورند» از مردم افغانستان قربانی بگیرد، کسی به روایت دولت افغانستان از «خط دیورند» اعتنایی نخواهد کرد.
حتماً میپرسید «دایرهی دیورند» چیست دیگر. فرض کنید جناب دیورند به جای خطی که میان افغانستان و پاکستان کشید، در داخل افغانستان هزاران دایره میکشید(در سرتاسر کشور) و میگفت که آنچه در درون این دایرههاست متعلق به پاکستان خواهد بود و پاکستان طبعا حق خواهد داشت با خاک درون دایرهها همچون پارههایی از مالِ خود رفتار کند. فرض کنید پاکستان تصمیم میگرفت که به مدد کارگزاران افغان خود – همان طالبان و حامیان دولتی شان- هر روز دایرهیی از دایرههای دیورند را منفجر کند. در این صورت، اگر شما از مردم افغانستان میپرسیدید که چه طور است آقای دیورند به جای این همه دایره، پارهی بزرگی از خاک افغانستان را به پاکستان بدهد و میان دو کشور خطی بکشد و از شر این دایرههای پخش شده در سراسر کشور خلاص شویم، مردم قطعا «خط دیورند» را امکانی برای رهایی میدیدند.
اکنون، وقتی که طالبان به دستور پاکستان هر روز «دایره»یی از سرزمین ما را به آتش میکشند و حامیان دولتی طالبان این کار تروریستان را پشتیبانی میکنند، ما عملا با چیزی به نام «دایرهی دیورند» رو بهروییم. هزاران پارهی خاک این وطن عملا مال پاکستان است و در اختیار کارگزاران تروریست آن کشور. قبیله پرستان دولتی نیز از اشغال این دایرهها توسط پاکستان حمایت میکنند. در چنین حالتی، آنچه برای مردم اهمیت دارد رهایی از شر «دایرهی دیورند» است و نه «خط دیورند.»
پاکستان این روزها مهاجران افغان را به زور از کمپها و خانههای شان اخراج میکند. صورتی خشنتر این اخراج را در یکی از دایرههای دیورند در پایتخت افغانستان هم داشتیم. انفجار هولناک در شاه شهید در واقع اخراج کردن افغانها از یک «دایرهی دیورند» بود. هر روز و هر بار که کارگزاران پاکستان در دولت افغانستان از جنایتهای طالبان حمایت میکنند، دایرهی دیورند تازهیی آفریده میشود.
