ظهورِ داعش – قسمت پنجم

اطلاعات روز

پاتریک کاکبرن

ترجمه‌ی حکمت مانا

قسمت پنجم

یکم

ظهورِ داعش

در حال حاضر، جنبش‌های شبه‌القاعده، مناطق گسترده‌ای را در شمال و جنوب عراق، و شمال و شرق سوریه، کنترل می‌کنند. منطقه‌ای که صدها برابر گسترده‌تر از مناطقی است که اسامه‌بن‌لادن دراختیار داشته است. درواقع، گروه‌های وابسته به القاعده، به بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود پس از مرگ بن‌لادن دست یافته‌اند. از آن‌جمله، تصرف رقعه در منطقه‌ی شرقی سوریه است؛ تنها مرکز ولایتی در آن کشور که در مارچ 2013، به دست شورشیان افتاد. در جنوری 2014، داعش، شهر فلوجه را در چهل مایلی بغداد به تصرف درآورد؛ شهری که ده سال پیش، تفنگ‌داران دریایی آمریکا آن را تصرف کرده بودند. در کم‌تر از چند ماه، آن‌ها موصل و تکریت را نیز تصرف کردند. هرچند خطوط نبرد ممکن است تغییر کند، اما جلوگیری از گسترش کلی قدرت آن‌ها دشوار است. داعش، با حملاتی سریع و چندجانبه در مرکز و شمال عراق در جون 2014، به‌عنوان مؤثرترین و قدرت‌مندترین گروه جهانی جهان، از القاعده پیشی گرفت.

این تحولات، باعث حیرت افراد بسیاری در غرب شد، بخصوص کارشناسان و سیاست‌مداران غربی که عقایدشان عموما از سرعت اتفاقاتی که در آن منطقه رخ می‌دهد، عقب‌تر است. یک دلیل این عقب‌ماندگی، مخاطره‌آمیزبودن بازدید ناظرین و خبرنگاران از مناطق تحت نفوذ داعش است. زیرا خطر جدی ربوده‌شدن و قتل وجود دارد. یک خبرنگار، در توضیح این‌که چرا نخواسته بود به سوریه‌ی تحت اشغال شورشیان بازگردد، به من گفت: «آن‌ها که زمانی قرار بود حافظ خبرنگاران خارجی باشند، دیگر حتا نمی‌توانند از جانِ خودشان محافظت کنند».

این فقدان پوشش خبری، به نفع آمریکا و دیگر دولت‌های غربی تمام شد، زیرا به آن‌ها کمک کرد تا شکست اسفبار «جنگ با تروریسم» در سال‌های بعد از 11 سپتامبر را بپوشانند. این شکست، هم‌چنین به واسطه‌ی نیرنگ و خودفریبی دولت‌های منطقه نیز پوشانده شده است. رییس‌جمهور اوباما، در یک سخن‌رانی در آکادمی ارتش آمریکا در «وست پوینت» در 28 می 2014، درمورد نقش آمریکا در جهان، چنین گفت: خطر اصلی که متوجه آمریکا است، دیگر از سوی مرکزیت القاعده نمی‌آید، بلکه از گروه‌های نامتمرکز وابسته به القاعده ناشی می‌شود که عموما برنامه‌های‌شان معطوف به همان کشوری است که در آن فعالیت می‌کنند. او علاوه کرد «در حالی که جنگ داخلی سوریه، به بیرون از مرزهای این کشور کشیده می‌شود، ظرفیت جنگی گروه‌های تندرویی که در پی ما هستند نیز افزایش می‌یابد». این حرف‌ها البته تا حد زیادی درست بودند، اما راه‌حل اوباما برای این خطر، چنان‌چه خود او عنوان کرد، این بود که «گروه‌های اپوزیسیون در سوریه، که بهترین جایگزین برای تروریست‌ها هستند، حمایت شوند». در ماه جون، او برای آموزش و تجهیز اعضای کارآمد در اپوزیسیون سوریه، 500 میلیون دالر از کنگره‌ی آمریکا تقاضا کرد. فریب واقعی در همین‌است، زیرا همان‌گونه که جو بایدن، معاون رییس جمهور، پنج ماه بعد یادآوری کرد، اپوزیسیون نظامی سوریه کاملا تحت تسلط داعش و جبهه‌ی النصره –نماینده‌ی رسمی القاعده- و به‌علاوه، دیگر گروه‌های تندروی جهادی قرار دارد. درواقع، هیچ دیواری آن‌ها را از متحدین به‌اصطلاح میانه‌روی آمریکا جدا نمی‌کند.

یک افسر اطلاعاتی، از یکی از کشورهای هم‌جوار سوریه در خاورمیانه، به من گفت که اعضای داعش «می‌گویند از این‌که تسلیحات پیچیده‌ای برای گروه‌های ضد بشار اسد فرستاده می‌شود خشنودند، زیرا همیشه می‌توانند با زور یا دادن مقداری پول، آن‌ها را به‌دست بیاورند». این‌ها ادعاهای پوچی نیستند. مهماتی که از سوی آمریکا و متحدانش -مانند عربستان سعودی و قطر-، به نیروهای ضد اسد در سوریه فرستاده می‌شود، عموما به دست شورشیان می‌افتد. من، با نمونه‌ی کوچکی از سرازیرشدن این مهمات، حتا قبل از سقوط موصل، هنگام گرفتن تیکت خطوط هوایی اروپایی به مقصد بغداد مواجه شدم. به من گفته شد که پروازها به مقصد بغداد قطع شده‌اند، زیرا این خطر وجود دارد که شورشیان به سلاح‌های ضدموشکی که روی بازو حمل می‌شود دست یافته باشند و از آن‌ها برای سرنگونی هواپیماهای تجاری که به مقصد فرودگاه بین‌المللی بغداد در حرکت هستند، استفاده شود. همان‌گونه که سیاست‌مداران عراقی پیش‌بینی کرده بودند، حمایت غرب از مخالفین سوری، هرچند نتوانسته است بشار اسد را سرنگون کند، اما در بی‌ثبات‌کردن عراق موفق بوده است.

ناکامی «جنگ با تروریسم» و تجدیدحیات القاعده، با پدیده‌ای که ساعاتی پس از حملات یازده سپتامبر پدیدار گشت، قابل توضیح است. اولین اقدامات واشنگتن-بعد از حادثه‌ی یازده سپتامبر-، روشن ساخت که جنگ علیه تروریسم، بدون رویارویی با عربستان سعودی یا پاکستان، دو متحد نزدیک آمریکا، به راه انداخته خواهد شد –با آگاهی به این حقیقت که بدون دخالت این کشورها، احتمالا یازده سپتامبر اصلا اتفاق نمی‌افتاد. از نوزده هواپیماربا در آن قضیه، پانزده تن از آن‌ها از عربستان سعودی بودند. بن‌لادن از میان نخبگان حاکم بر سعودی برخاسته بود. اسنادی که پیِ هم به دست مقامات آمریکایی می‌رسید، به تکرار می‌گفتند که حمایت مالی القاعده و گروه‌های جهادی، از عربستان سعودی و پادشاهی‌های خلیج می‌رسد. در پاکستان، ارتش و نظامیان این کشور، از اوایل 1990، نقش اصلی را در سرکارآوردن گروه طالبان در افغانستان داشتند که بعدها میزبان القاعده و بن‌لادن شد. پس از وقفه‌ای کوتاه بعد از یازده سپتامبر، پاکستان حمایت خود را از طالبان از سر گرفت. در رابطه با نقش مرکزی پاکستان در حمایت از طالبان، ریچارد هالبروک، نماینده‌ی ویژه‌ی آمریکا در افغانستان و پاکستان، گفته بود: «احتمالا ما با دشمن اشتباه، در کشور اشتباه، می‌جنگیم».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه