زبان، جنسیت و سیاست: قراردادن واژه‌های «زنان» و «سیاست» در یک جمله – بخش سوم

اطلاعات روز

نویسنده: رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش سوم

جنسیت بخش زیادی از گفتمان را در این مبارزه‌ی انتخاباتی تشکیل می‌داد، بخصوص در بخش غیرگفتاری آن. کلینتون هم در دوره‌ی پیش از مبارزات انتخاباتی و هم در آن دوران، با صفت «ترسناک» توصیف می‌شد؛ چه چیزی راجع به او «ترسناک» بود؟

زنان در گفتمان سیاسی معاصر آمریکایی، نقش‌هایی دیگر برعهده دارند. یک نقش معروف برای آن‌ها، مادرانی هستند که بیشتر وقت خود را با فرزندانشان و هم‌راهی آن‌ها به کلاس‌ها و فعالیت‌هایی مانند ورزش صرف می‌کنند. مائورین داود در نیویورک تایمز (1996)، به شکلی تمسخرآمیز، (با اشاره به نقش این زنان در سیاست‌گذاری) از «مؤنث‌سازی» یا «صورتی‌کردن» سیاست نوشت: هم‌راه با «حس ترحم» و دیگر درون‌مایه‌ها و نتایج «لطیف».

اما چرا تفسیرگران و گزارش‌گران با رأی‌دهندگان زن و مسایل «مربوط به آن‌ها» به گونه‌ای هم‌راه با سوءظن (و درنتیجه اغلب باتمسخر) رفتار می‌کنند؟ زمانی که زنان قدرت را به دست می‌گیرند نیز رفتارهای آن‌ها با این زنان، به همان اندازه غیرعادی است و اغلب شامل توجه ویژه‌ای به زندگی جنسی، خصوصی و ظاهرشان می‌شود؟

موضوعاتی که مطرح شدند (دانشگاه، هنر و سیاست)، اشتراکات زیادی دارند و در همه‌ی آن‌ها نزاعی بر سر به‌دست‌آوردن کنترل بر معنا، یا حق تفسیر وجود دارد. در موضوع اول، نزاع متمرکز بر تعریف یا چارچوب‌بندی یک رشته‌ی دانشگاهی است: چه کسی تصمیم می‌گیرد که موضوع درسی مناسب یا روش‌شناسی درست چیست؟ در دومی، برای مثال، یک جنبه از مشاجره بر نمایش‌نامه‌ی «اولینا» مربوط به این می‌شود که چه کسی تصمیم می‌گیرد مسئله بر سر چیست: آیا «اولینا» یک متن کسالت‌آور ضدفمنیستی است یا بیش از آن؟ نویسنده‌ی یک کار هنری یا خالق یک نظم آکادمیک، چه کنترلی بر استفاده یا تفسیر آن رشته یا آن اثر دارد؟ در عرصه‌ی سیاسی، چه کسی تصمیم می‌گیرد که ما، انتخاب کنندگان، قرار است چه درکی از کاندیدان و دیگر رأی‌دهندگان داشته باشیم؟ چه ضوابطی باید درنظر گرفته شوند؟

***

چه‌گونه می‌توان زبان را به گونه‌ای تجزیه و تحلیل و استنباط کرد که نشان بدهد که ما چه‌گونه خود را به‌عنوان عضوی از جامعه، خلق و تعریف می‌کنیم؟ ما می‌توانیم از «گفت‌وگو» به‌عنوان ابزار فهم ساختار هویت شخصی و فاکتورهای انسجام گروه‌های کوچک استفاده کنیم. اما «هویت» در گروه‌های بزرگ‌تر و شکل‌گیری عقاید در این گروه‌ها را چه‌گونه باید مطالعه کرد؟ رسانه، چه‌گونه از زبان استفاده می‌کند تا مفهومی عمومی، منطقی، مستدل و منسجم خلق کند؟

بررسی این موضوعات، در این متن، محدود به رسانه‌های چاپی شده است. تلویزیون و رادیو ممکن است مخاطبان گسترده‌تر و تأثیر فراگیرتری در اعتقادات آن مخاطبان داشته باشند، اما روزنامه‌نگاری نیز تمرکزی به همان اندازه معتبر برای تحلیل رسانه‌ها دارد.

تئاتر اولینا: هیاهوی فراوان

چند ماه پس از اولین اجرای تئاتر «اولینا» در کمبریج، این نمایش در نیویورک و پس از آن در شهرهای زیاد دیگری به اجرا درآمد و در طول چند سال، تبدیل به یک پدیده شد: کاری ارزش‌مند که هرکسی راجع به آن می‌دانست و از آن گفت‌وگو و بحث می‌کرد.گاهی این سوال مطرح می‌شود که آیا اولینا یک کار ادبی است یا قطعه‌ای از تبلیغات آشوب‌برانگیز که به شکل یک ملودرام مطرح شده است؟‌ من پس از خواندن آن، به این فکر افتادم که اگر این نمایش برای اولین بار در دوران ما اجرا می‌شد کسی توجهی به آن نمی‌کرد. بنابراین، امروز، ما می‌توانیم اولینا را با آرامشی ناشی از فاصله‌ی زمانی و (تغییر دیدگاه‌ها نسبت) به مسایلی که زمانی جرقه‌ای آتش‌افروز بودند نگاه کنیم.

اولینا درمورد برخورد سیاست و جنسیت در دو سطح است. در سطح اول، خودِ نمایش، گفتمانی است دررابطه با بازی قدرت میان یک مرد و یک زن؛ در بخش مربوط به مرد، این بازی‌ها کمابیش ناآشکار هستند و (از نگاه نمایشنامه‌نویس) ضرورتا سودمند؛ در بخش مربوط به زن اما، علنی، تعجب‌برانگیز و شیطانی. در سطح دوم، از مخاطب دعوت شده است –در واقع به اجبار- که نه تنها درمورد این‌که کدام یک از دو شخصیت نمایش «درست» و خوب» است، بلکه در این مورد که نمایشنامه‌نویس چه هدفی داشته و آیا این اهداف هنرمندانه و معتبر بودند یا سیاسی و نکوهیده، تصمیم بگیرد. از همان شب اول نمایش، دیدگاه‌ها به شکلی افراطی میان مخاطبین و منتقدان دسته‌بندی شد. گروه دوم، معمولا تئاتر را در فضایی از بحثی داغ ترک می‌کردند. تئاترهایی که این نمایش را ارائه می‌کردند، اغلب در پایان جلساتی داشتند که در آن از مخاطبین دعوت می‌شد که هم شنونده باشند و هم در بحث‌هایی با گروه نمایش از جمله کارگردان و گاهی نیز اعضای جامعه‌های فرهنگی و روشن‌فکری، شرکت داشته باشند. این جلسات به شکلی قابل توجه، مورد استقبال قرار گرفته و پرجنجال بودند.

در این نمایش، جان، یک پروفسور در دانشگاهی معتبر است. او کاندید استخدام رسمی است که در ابتدا مطمئن است آن را به دست می‌آورد؛ او تصمیم به خرید یک خانه دارد؛ ازدواج کرده و یک فرزند دارد. کارول، یکی از دانش‌جویان او در دوره‌ی لیسانس است؛ دختری از طبقه‌ی اجتماعی پایین‌تر که با این امید و انتظار به دانشگاه آمده است تا او را توان‌مند و آماده‌ی پیشرفت و بالارفتن کند. او در کلاس با مشکلی مواجه می‌شود و به دفتر جان می‌رود تا برای فهمیدن آن مطلب از او کمک بگیرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه