ظهورِ داعش – قسمت اول

اطلاعات روز

پاتریک کاکبرن

ترجمه‌ی حکمت مانا

مقدمه‌ی مترجم

قسمت اول

شاید در بلندمدت، ما سازندگان سرنوشت خود باشیم، اما در کوتاه‌مدت اسیر باورهایی هستیم که خلق کرده‌ایم. تنها اگر خطر را به موقع تشخیص دهیم می‌توانیم به پیش‌گیری از آن امید داشته باشیم.

                                                                                                                        هایک – راه بردگی

دولت اسلامی عراق و شام (به عربی: الدولة الإسلامية في العراق والشام)، یک گروه سلفی تندرو و جهادی و خلافت خودخوانده‌ی اسلامی است که توسط عرب‌های سنی سلفی، در سوریه و عراق اداره می‌شود. تا مارچ 2015، این گروه قلم‌رویی با جمیعت ده میلیون نفر را در عراق و سوریه-و هم‌چنین مناطقی در لیبی و نیجریه- به کنترل خود درآورد. علاوه‌برآن، این گروه به صورت مستقیم یا توسط گروه‌های وابسته‌ی محلی، در دیگرمناطق از جمله جنوب آسیا و آفریقای شمالی فعالیت می‌کند.

سازمان تروریستی داعش، به صورتی فاجعه‌بار، از شکاف‌های فرقه‌ای در عراق و سپس سوریه سربرآورد. داعش، اکنون -یک سال بعد از اعلان موجودیت‌اش- در منطقه‌ای پنهاور که از ایالت دیاله در شمال بغداد تا ایالت الاذقیه در ساحل مدیترانه‌ای سوریه امتداد دارد، به یک قدرت مرگ‌بار تبدیل شده است. «تمام درۀ فرات، یعنی از غرب عراق و شرق سوریه تا مرکز ترکیه، امروزه تحت تسلط مستقیم داعش و گروه‌های مرتبط با آن است».

در 29 جون 2014، این گروه به عنوان یک خلافت اسلامی به رهبری فردی به نام ابوبکر البغدادی –به‌عنوان خلیفه‌ی جدید مسلمین جهان-، اعلان موجودیت کرد و اسم «دولت اسلامی» (الدولة الإسلامية) را برای خود برگزید. این عنوان و اندیشه‌ی خلافت توسط داعش، به صورت گسترده محکوم شد و مورد انتقاد قرار گرفت: سازمان ملل متحد، دولت‌های مختلف جهان و هم‌چنین سازمان‌های جریان اصلی اسلامی، همگی از به‌رسمیت‌شناختن آن خودداری کردند. داعش به عنوان یک خلافت، ادعای حاکمیت دینی، سیاسی و نظامی بر تمام جهان اسلام دارد و اعلام داشته است که «مشروعیت همه‌ی دولت‌ها و گروه‌ها و سازمان‌ها، با گسترش این خلافت و رسیدن مجاهدین باطل خواهد شد».

دولت اسلامی از شروع فعالیت‌هایش در عراق در سال ۲۰۰۶ تاکنون، مرتکب قتل هزاران غیرنظامی و تخریب و غارت دارایی‌های عمومی و میراث‌های فرهنگی در عراق و سوریه شده است. سازمان ملل متحد، داعش را محکوم به نقض حقوق بشر و جنایت جنگی کرده است. هم‌چنین براساس گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل، این گروه مرتکب پاک‌سازی‌های قومی در «مقیاس تاریخی» شده است.

تحلیل‌گران خاورمیانه معتقدند خاستگاه اصلی داعش، گروه «جماعة التوحيد والجهاد» است که در سال 1999، توسط یک شهروند اردنی به نام ابومعصب الزقاوی تشکیل شد و در 2004 با القاعده متحد گردید. این گروه سپس در شورش‌های عراق، پس از اشغال 2003، شرکت کرد؛ در جنور‌ی ۲۰۰۶، برای تشکیل «شورای مجاهدین»، به دیگر گروه‌های شورشی سنی پیوست که درنهایت در اکتبر ۲۰۰۶، منجر به تشکیل دولت اسلامی عراق (دولة العراق الإسلامية) شد.

با شروع جنگ داخلی سوریه در مارچ 2011، دولت اسلامی عراق تحت رهبری البغدادی، در اگوست 2011 هیئت‌هایی را به سوریه فرستاد. آن‌ها خود را حزب «جبهه‌ی النصره‌ی سوریه» (جبهة النصرة لأهل الشام)  نامیدند و در مناطقی در رقعه، ادلب، دیرالزور و حِلب، حضوری قدرت‌مند یافتند.

در آپریل 2013، البغدادی از ادغام دولت اسلامی عراق و جبهه‌ی النصره خبر داد و اعلان نمود که اسم گروهِ متحدشده، اکنون دولت اسلامی عراق و شام (داعش) است. البته نه ابومحمد الجالینی و نه ایمن الظواهری، رهبران النصره و القاعده، این ادغام را نپذیرفتند. القاعده، بعد از هشت ماه دعوا بر سر قدرت، در سوم فبرور‌ی 2014، تمام روابطش را با داعش قطع کرد.

در جنگ داخلی سوریه، داعش دست به حملات زمینی بر مواضع نیروهای دولتی و شورشیان زد. این گروه بعد از حملاتی که در اوایل 2014 بر نیروهای دولتی عراق آغاز کرد، اعتبار و امتیازات فراوانی کسب نمود. حملاتی که در آن‌ها توانست نیروهای دولتی را از شهرهای کلیدی در غرب عراق بیرون براند. سقوط قلم‌روها منجر به سقوط دولت عراق شد و به این ترتیب، سلسله‌ای جدید از عملیات نظامی و سیاسی آمریکا و ایران را در این کشور به دنبال آورد.

داعش و خطرات فرقه‌گرایی در افغانستان

داعش و گروه‌های مرتبط با آن، بر آن هستند که کل منطقه‌ی خاورمیانه را در آشوب فروبرند. در 18 آپریل سال جاری، پای داعش به افغانستان رسید. جنگ‌جویان این گروه، مسئولیت یک حمله‌ی انتحاری را در افغانستان به عهده گرفتند که منجر به کشته شدن 33 تن و زخمی شدن 100 تن دیگر شده بود. به دنبال این واقعه و رخدادهای مرتبط دیگر از جمله کشته‌شدن 10 جنگ‌جوی طالب توسط این گروه در افغانستان، و نامه‌ای که گفته می‌شود ملا عمر، رهبر طالبان، به رهبری داعش فرستاده است، حرف و حدیث‌های داعش به رسانه‌های افغانستان راه یافت. در هفته‌های اخیر، بحث بر سر حضور داعش در رسانه‌های افغانستان جدی‌تر شده است و در آخرین رخداد، کشته‌شدن حافظ سعید، یکی از رهبران ارشد داعش در شرق افغانستان، شک‌ها درمورد حضور این گروه در کشور را از میان برداشت. در مورد اصل و بدل داعش در افغانستان، هنوز نمی‌توان به روشنی حرف زد؛ اما آن‌چه مهم است این است که گروه‌های تروریستی جهادی با سیمای داعش، همین اکنون مردم را می‌کشند و در کنار این‌که مخلّ بسیار جدی برای هرنوع نظم اجتماعی هستند، تنش‌های فرقه‌ای را در افغانستان، -مثل عراق و سوریه- دامن می‌زنند.

فرقه‌گرایی داعش و تنشی که میان مردمان سنی و مردمان دیگر مذاهب و ادیان به‌وجود آورده است، بلایی است که می‌تواند کل خاورمیانه را در آتش جنگ و قتل‌عام و نسل‌کشی فروببرد. در منطقه‌ی ما، از 1970 میلادی به بعد، اگر تنها یک گرایش اجتماعی و سیاسی پا گرفته باشد، اسلام‌گرایی افراطی‌ست که جریان اصلی آن را جنبش‌های سلفی/ وهابی در اختیار دارند. خوش‌بختانه، امروزه آگاهیِ عمومی از خطرات فرقه‌گرایی در افغانستان در سطحی بهتر از دو دهه پیش است؛ اما قدرت غافل‌گیرکننده‌ی این جنبش‌ها در خلق تنش‌های اجتماعی، بیشتر از آن است که بتوان راحت نشست.

باید به یاد داشته باشیم که داعش، از لحاظ ایدئولوژیک به شدت سلفی است و از پروژه‌ی وهابی عربستان، سود مالی، اعتقادی و سیاسی فراوان می برد. سلفی‌گری در افغانستان، سابقه‌ای نسبتا طولانی دارد. جنبش‌های سلفی در شرق و جنوب شرق کشور، از زمان جنگ‌های داخلی فعال بوده‌اند. در آن زمان، جنگ‌جویان سلفی بسیاری در ولایت‌های کنر و ننگرها و مناطق هم‌جوار آن حضور یافتند. گفته می‌شود عبدالرحیم مسلم‌دوست، کسی که خود را نماینده‌ی داعش در افغانستان می‌خواند، قبلا در این شبکه‌ی بزرگ که تندروان سلفی در افغانستان و منطقه گستراند، روابطی داشته است. حرف‌هایی وجود دارد مبنی بر این‌که او در دهه‌ی هشتاد میلادی، از پیروان یک ملای سلفی بوده است که در آن زمان در کنر اعلان خلافت کرده بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه