مرگ ملا عمر برای مذاکرات طالبان چه مفهوم دارد؟

اطلاعات روز

منبع: نیویارکر

نویسنده: بارنت روبین

برگردان: حمید مهدوی

بخش  دوم و پایانی

این امتیازات فراتر از حدی رفت که مردم افغانستان برای آن آماده بودند. آن‌گونه که حکمت کرزی، معاون وزیر خارجه افغانستان گفته است: «مردم در افغانستان باور دارند کسانی که بر نیروهای امنیتی حملات را راه اندازی می‌کنند، بزرگان قومی را می‌کشند و مکتب‌ها را می‌سوزانند در پاکستان ریشه دارند و آن‌ها را این را یک جنگ اعلام نشده می‌دانند». غنی به امتیازات برابر از سوی پاکستان نیاز داشت، از جمله عملیات نظامی و استخباراتی برای کند ساختن حملات بهاری برنامه‌ریزی شده‌ی طالبان و اعمال فشار بر این گروه برای مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان.

اما رهبری طالبان از پاسخ به درخواست پاکستان مبنی بر گفت‌وگوی مستقیم با حکومت افغانستان ابا ورزیدند و آن را به تاخیر انداختند. موضع این گروه پیوسته این بوده است که صرف پس از روی گرفته شدن اقدامات در راستای اعتمادسازی با ایالات متحده، از جمله افتتاح رسمی دفتر سیاسی و حذف نام طالبان از فهرست‌هایی مانند «پاداش برای عدالت»، با افغان‌های دیگر، به شمول حکومت افغانستان، وارد گفت‌وگو خواهند شد. طالبان، به جای هم‌نوایی با پاکستان، در 24 ماه اپریل سال جاری، بدون هیچ مخالفت آشکاری از سوی پاکستان، بزرگ‌ترین حمله بهاری را اعلان کردند. حامد کرزی، رییس جمهور سابق افغانستان، تفاهم نامه‌ای که توسط غنی برای همکاری استخباراتی با پاکستان پیشنهاد شده بود را «خیانت بی رحمانه به مردم افغانستان» خواند. نواز شریف، نخست وزیر پاکستان و راحیل شریف، رییس ستاد ارتش این کشور در 12 ماه می ‌با عجله به کابل آمدند تا روند خراب شدن سریع روابط را متوقف سازند.

سازمان استخبارات پاکستان (آی.اس.آی) با عجله کاری را کرد که عمر داوودزی، سفیر افغانستان در پاکستان، در سال 2013 پیشنهاد کرده بود: سه تن از رهبران پیشین طالبان را که در کنترولش داشت به ارومچی چین، مرکز سین کیانگ، پرواز داد. این سه تن – ملا عبدالجلیل، ملا محمد حسن رحمانی و ملا عبدالرزاق، قبلا به ترتیب به عنوان معاون وزیر امور خارجه، والی قندهار و وزیر داخله کار کرده بودند؛ اما هیچ ارتباطی با کمیسیون سیاسی طالبان نداشتند و در حال حاضر هیچ نفوذی در سلسله مراتب قدرت در گروه طالبان نداشتند. در نزدهم و بیستم ماه می، در حالی که ناظرانی از سازمان استخبارات پاکستان و وزارت امنیت ملی چین حاضر بودند، آن‌ها با هیئتی از کابل ملاقات کردند. طالبان به سرعت این ملاقات را رد کردند و با نشر یک بیانیه رسمی در وب‌سایت شان، «شایعاتی» را که «یک هیئت امارت اسلامی با نمایندگان شورای جعلی صلح حکومت کابل در ارومچی چین ملاقات کرده اند» را رد کردند.

باوجودی که آی.اس.آی، فشار فزاینده‌ای بر رهبری طالبان در پاکستان تحمیل کرد تا با [نمایندگان] حکومت افغانستان ملاقات کند، سخن‌گوی رسمی طالبان که در پاکستان مستقر است، در 24 ماه جون دوباره ادعا کرد که دفتر سیاسی دوحه «مسئول پیش برد تمام فعالیت سیاسی داخلی و خارجی مرتبط با امارت اسلامی است». اما ملا اختر محمد منصور، معاون رهبر طالبان، سرانجام وزن فشار پاکستان را احساس کرد و به رهبران ارشد طالبان اجازه داد تا در 7 ماه جولای با یک هیئت رسمی افغانستان در موری دیدار کنند. رهبری هیئت افغانستان را حاجی دین محمد، عضو ارشد شورای عالی صلح برعهده داشت. طالبانی که در این دیدار حاضر بودند، ملا عباس آخوند رییس این هیئت، عبدالطیف منصور و ابراهیم حقانی بودند. عباس و لطیف منصور به تعلق شان به کمیته ارتباط طالبان با آی.اس.آی مشهور بودند، در حالی که حقانی از شاخه‌ای از طالبان نمایندگی می‌کرد که آدمیرال مایکل مولن، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در اظهاراتی در کانگرس آمریکا در 22 ماه سپتامبر 2011، آن را «بازوی واقعی سازمان استخبارات پاکستان» خوانده بود. هیچ عضوی از دفتر سیاسی طالبان در این دیدار شرکت نداشتند. ریاست این دیدار را یک دیپلمات پاکستانی برعهده داشت، در حالی که ناظرانی از مقام‌های ارشد آی.اس.آی و ناظران سطح میانی از ایالات متحده و چین نیز در آن شرکت داشتند.

نظر به گفته مقام‌های حکومت‌های افغانستان و پاکستان، دو طرف روی ضرورت اقدامات در راستای اعتمادسازی به توافق رسیدند و دیدار دیگری را برای پس از ماه رمضان برنامه‌ریزی کردند. چین، ایالات متحده و سازمان ملل متحد این نشست را دست‌یابی به موفقیت توصیف کردند و آن را نخستین نشست مستقیم هیئت‌های «باصلاحیت» حکومت افغانستان و طالبان خواندند. سخن‌گوی طالبان در این مورد اظهار نظر نکرد. در عوض، یک روز پس از این نشست، طالبان اعلام کردند که کمیسیون سیاسی طالبان «صلاحیت کامل» گفت‌وگوها را دارد. سپس کمیسیون سیاسی طالبان در تویتر نوشت که صرف این کمیسیون صلاحیت گفت‌وگوها را دارد و با نمایندگان «حکومت کابل» ملاقات نکرده است. نعیم وردگ، سخن‌گوی این کمیسیون، در مصاحبه‌ای با وب‌سایت طرفدار طالبان و پشتوزبان نن آسیا (آسیای امروز) گفت که نمایندگان طالبانی که در این گفت‌وگوها شرکت داشتند، مانند «گروگان‌های» پاکستان بودند. در 9 ماه جولای، مقاله‌ای در وب‌سایت طالبان نشر شد و صرف چهار ساعت بعد برداشته شد. در این مقاله آمده بود که «وقتی گرد و خاک فرو بنشیند»، «واضح خواهد شد که گفت‌وگوها میان مقام‌های طالبان و مقام‌های حکومت غنی در اسلام آباد، چیزی بیش از این نبوده است که پاکستان افراد محدودی را از امارت اسلامی پیش کشیده است تا با صلاحیت شخصی خودشان گفت‌وگو کنند». دفتر سیاسی نیز خواهان گفت‌وگو بود؛ اما با شرایط طالبان و بدون دخالت پاکستان.

برای اولین بار، طالبان که برای پایان دادن به درگیری‌های جناحی تاسیس شده بود، از منابع متعدد سخن می‌گفت که برخی از آن‌ها باوضاحت بیشتر از همیشه توسط پاکستان دست‌کاری می‌شد. از آن‌جایی که صرف ملا عمر پنهان می‌توانست صدای واقعی طالبان را تعیین کند، پرسش اقتدار او مبرم شد. برخی از رهبران طالبان، به ویژه ذاکر، رقیب اختر محمد منصور، که وی او را در ماه اپریل 2014 از ریاست ارتش عزل کرد، سال‌ها به ادعای منصور به رهبری به نام ملاعمر اعتراض کرده بود. در اول ماه جولای، جنبش اسلامی ازبکستان که مدت‌ها ملا عمر را به عنوان امیرش به رسمیت شناخته بود، در یک بیانیه ادعا کرد که ملا عمر مرده است و وفاداری‌اش را به دولت اسلامی اعلان کرد. در بیست و سوم ماه جولای فدای محاذ، یک گروه انشعابی طالبان در فیس‌بوک نوشت که ملا عمر توسط اختر محمد منصور و گل آقا اسحاق‌زی، مسئول امور مالی طالبان، در سال 2013 کشته شده است. چندین محقق و خبرنگار افغانستان گزارش دادند، «اکثریت اعضای شورای کویته درخواست کرده اند که منصور باید نمایندگان آن‌ها را ببرد تا با ملاعمر دیدار کنند» و شک و تردید در مورد زنده بودن و بر سراقتدار بودن او را فرو بنشانند و در 29 ماه جولای، گزارش‌های متعدد از افغانستان و پاکستان ادعا کردند که او در سال 2013 در شفاخانه‌ای در کراچی پاکستان مرده است. قرار گزارش‌ها شورای کویته برای انتخاب جانشین او نشست کرده است؛ اما پرسش این‌جاست که آیا جانشین او، به خصوص جانشینی که در پاکستان در حالی انتخاب شود که رهبری این گروه تحت فشار آی.اس.آی قرار دارد، به عنوان [جانشین] مشروع پذیرفته خواهد شد یا خیر.

باوجود این مجادلات، به نظر می‌رسد که افغانستان و پاکستان در مورد محل برگزاری نشست بعدی اختلاف داشته باشند. یکی از سخن‌گویان شورای عالی صلح افغانستان اعلان کرد که دور بعدی گفت‌وگوها در 30 یا 31 جولای، احتمالا در چین، برگزار خواهد شد؛ اما سرانجام پاکستان، روز جمعه 31 جولای، اعلام کرد که این نشست در پاکستان خواهد بود. برگزاری گفت‌وگوها در خارج از پاکستان احتمال شرکت اعضای کمیسیون سیاسی و در نتیجه اعتبار هیئت طالبان را بیشتر می‌سازد. ممکن است این وضع برای برآورده شدن هدف اصلی غنی مانند نوعی از کاهش در خشونت یا آتش بس، نیاز باشد. آتش بس، حتا اگر برای مدت محدود باشد، به غنی این توانایی را می‌دهد که به مردم خسته از جنگ اما دیرباور افغانستان نشان بدهد که از این امتیازات بهره خواهند برد. اعتبار این هیئت هیچ بهبودی در اوضاع نخواهد آورد، اگر آن‌گونه که بسیاری از افغان‌ها فکر می‌کنند، آی.اس.آی، نه رهبری طالبان، عملیات‌های نظامی طالبان را کنترول می‌کند.

مرگ ملاعمر به پاکستان اجازه می‌دهد تا به رهبرانی که تحت کنترول خود دارد، مسئولیت بیشتری [در رهبری] طالبان بدهد. این امر شاید سبب انشعاب در گروه طالبان شود. برخی از طالبان شاید جنگ را متوقف سازند و در حکومت شامل شوند، در حالی که دیگران به گروه‌های افراطی‌تری چون دولت اسلامی بپیوندند و علیه حکومت‌های افغانستان و پاکستان بجنگند. اگر دو حکومت نتواند رضایت اکثریت طالبان به مشارکت در روند صلح را به دست بیاورند، کابل از اسلام آباد درخواست خواهد کرد تا از زور استفاده کند و هر بخشی از ماشین نظامی طالبان را که در کنترول مستقیم خود ندارد، تعطیل کند. اما ارتش پاکستان که هم اکنون هم تجهیزات و منابع مقابله با هند، جنگ علیه طالبان پاکستان، ملیت گرایان بلوچ و گروه‌های مسلح در کراچی را ندارد؛ تمایلی به پذیرفتن [جنگ] علیه یک گروه افغانی جنگ آزموده را نخواهد داشت؛ گروهی که پاکستان امیدوار است از برخی از اعضای آن در آینده به عنوان عوامل نفوذ استفاده خواهد کرد.

این مسایل، حد اقل به صورت موقتی، توجه تصمیم گیرندگان سطح بالا را در افغانستان به خود جلب خواهد کرد؛ جایی که آن‌ها تشخیص داده اند که اکنون به همکاری نزدیک چین ضرورت دارند. به نظر می‌رسد که واشنگتن تاکنون در 2009 گیرمانده است و کاملا غرق [مسایل] تعداد نیروها و جدول زمانی است. مقام‌های سطح میانی آمریکا از این گفت‌وگوها حمایت کرده و به آن کمک کرده است؛ اما به نظر می‌رسد که بلندپایه ترین مقام‌های حکومت هنوز حل و فصل مسایل افغانستان را در یک استراتیژی خروج از منطقه می‌بینند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه