زبان، جنسیت و سیاست: قراردادن واژه‌های «زنان» و «سیاست» در یک جمله – بخش اول

اطلاعات روز

نویسنده: رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش نخست

برای نوشتن متنی با عنوان بالا، نویسنده ناچار به مواجهه با کلیشه‌های مبتذل دیرینه‌ا‌ی می‌شود که نشان می‌دهند مردان بیشتر از زنان مناسب قدرت هستند؛ و جست‌وجوی قدرت و به‌دست‌گرفتن آن برای مردان درست و طبیعی است؛ در مقابل، برای زنان انجام این کار عجیب است و سبب می‌شود تا جامعه آن زن را خطرناک و غیرزنانه ارزیابی کند. این باور به فرهنگ‌هایی که به آن اعتقاد دارند، اجازه می‌دهد تا زنان را از شرکت کامل، به هر شکلی، در هر گونه‌ای از سیاست خارج کنند؛ من در این‌جا سیاست نه تنها به معنای خاص آن، «هنر یا دانش حکم‌رانی و دولت‌داری» را در نظر دارم بلکه سیاست مورد نظر من، معنای گسترده‌تر آن است: «شیوه‌ای که توزیع قدرت در جامعه، براساس آن صورت گرفته و این توزیع در میان اعضای آن جامعه توجیه می‌شود». در تعریف اخیر، دامنه‌ی «سیاست» فرای  حکومت‌کردن بر نهادهای عمومی «و خصوصی» توسعه می‌یابد.

میزان قابل توجهی از متون برای بررسی رابطه‌ی میان زبان، جنسیت و قدرت، تولید شده‌اند اما میزان بسیار کم‌تری درمورد نقش جنسیت در سیاست، از چشم‌اندازی زبان‌شناختی وجود دارد. برای نمونه، کتاب مندوزا و دنتون (1995) در رابطه با این است که چه‌گونه جنسیت در امکانات زبان‌شناختی مردان و زنان تاثیر می‌گذارد.

نویسنده‌های برجسته‌ای در نوشته‌های خود درمورد رابطه‌ی میان جنسیت و قدرت نظرات ارزش‌مندی ارائه داده‌اند. کونلی اوبرار و لیند (1979) و براون لوینسون (1986)، بحث می‌کنند که تفاوت میان رفتارهای زنانه و مردانه نه براساس جنسیت بلکه نشات‌گرفته از «قدرت» است –اگرچه یکی وابسته به دیگری است. احتمالا این اظهارات را باید به عنوان مدرکی دال بر این نکته تفسیر کرد که هم‌نشینی واژه‌های «زنان» و «قدرت» هنوز قدرت آشفته‌کردن همه‌ی ما را دارد.

زبان، انعکاس‌دهنده‌ی کلیشه‌ها بوده و بر بقای آن‌ها تاثیر دارد. برای نمونه می‌توان از تفاوت‌های واژگانی موجود در هنگام صحبت از رابطه‌ی مردان و قدرت و زنان و قدرت یاد کرد. به‌عنوان مثال، ما واژه‌های متفاوتی برای توصیف رفتارهای مشابه یا هم‌سان توسط زنان و مردان استفاده می‌کنیم. انگلیسی (مانند دیگر زبان‌ها)، واژه‌های فراوانی برای توصیف زنانی دارد که علاقه‌مند به قدرت هستند. این واژه‌ها فرض را بر نامناسب‌بودن این رفتار از سوی زنان قرار می‌دهد: سلیطه و هرزه شاید از مودبانه‌ترین این واژه‌ها باشند. این واژه‌ها هیچ معادلی برای مردان ندارند. از سوی دیگر، کلماتی هستند که بار معنایی منفی برای مردانی می‌رسانند که تسلط بر زنان «خودشان» ندارند که می‌توان از واژه‌های «زن ذلیل» و «بی‌غیرت» نام برد. برای این واژه‌ها نیز هیچ معادلی برای زنان وجود ندارد.

ضرب‌المثل‌ها و افسانه‌های محلی زیادی وجود دارند که کارکرد کتاب‌چه‌ی راهنما برای جوانان و نوجوان دارد و به زنان خطرات جسوربودن و ابراز وجود را گوش‌زد می‌کند اما در مردان آن را تشویق می‌کند. «هفت در یک ضربه»، داستان خیاطی کوچک‌اندام اما شجاع است که هفت مگس را با یک حرکت می‌کشد. او کمربندی را با طرح‌هایی از داستان قهرمانی‌اش گلدوزی کرده، آن را به کمر می‌بندد و به جهان‌گردی می‌رود. در ابتدا بخاطر این کمربند به دردسر می‌افتد اما درنهایت باعث پیروزی‌اش می‌شود. پیام داستان این است که برای یک مرد، جسارت در ابراز وجود، موفقیت به هم‌راه دارد. در داستانی دیگر به نام «هفت قو»، هفت برادر یک دختر تبدیل به قو می‌شوند. او می‌تواند تنها با نشستن در یک درخت برای هفت سال و دوختن لباس‌هایی از گل برای‌شان، آن‌ها را دوباره تبدیل به مرد کند. اگر این دختر در طی این مدت حتا یک کلمه حرف بزند، شکست خواهد خورد. او علی‌رغم موانعی دشوار، پیروز می‌شود. نتیجه‌ی اخلاقی داستان این است: سکوت و فرمان‌برداری برای زنان راهی برای موفقیت است.

هم‌چنین، ما انتظارات متفاوتی از مردان و زنان برای شیوه‌ای که آن‌ها از طریق رفتار زبانی اندیشه‌های خود را انتقال می‌کنند داریم. از مردان انتظار می‌رود مستقیم و صریح باشند اما در زنان برعکس. در حالی‌که این تمایز در انتظار، به خودی خود لزوما ضرری را متوجه زنان نمی‌کند اما بنیاد یک وضعیت بغرنج و آشنا برای زنان است. اگر زنی غیرمستقیم و غیرصریح باشد (زنی با رفتار مطلوب)، او به عنوان زنی فریبکار یا با منطقی نامشخص شناخته می‌شود؛ اگر او صراحت کلام داشته باشد سزاوار دانسته می‌شود تا او را سلیطه یا روسپی بنامند. انکار قدرت ابراز وجود برای زنان، یک کنش سیاسی است.

ساختار گفت‌وگوها انعکاس‌دهنده‌ی قدرت ناهم‌خوانی و تمایزات میان زنان و مردان است، مخصوصا زمانی که ما یافته‌های تجربی درمورد تقسیم لحن زنانه و مردانه را با کلیشه‌های قدیمی در مورد این‌که چه کسی بیشتر از دیگری صحبت می‌کند، مقایسه می‌کنیم. در گفت‌وگوهای گروهی، کنترل موضوع بحث، نشان‌دهنده‌ی قدرت است. برداشت‌های سنتی از زنان این است که آن‌ها بیشتر اوقات درمورد هیچ موضوع ارزش‌مندی صحبت نمی‌کنند. با این حال، اسپیندر (1980)، دریافت که معمولا 80 درصد اوقات، مردان کنترل صحبت را دراختیار دارند. بعلاوه، این مسئله نیز تعجب‌آور است که در نهایت هم مردان و هم زنان تخمین می‌زنند که «زنان گفت‌وگو را تحت تسلط داشته‌اند». تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که مردان موفق‌ترین بحث‌ها را در گفت‌وگوهای گروه‌های تشکیل‌شده از زنان و مردان تولید می‌کنند: تلاش زنان هم توسط مردان و هم زنان دیگر در گروه نادیده گرفته می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه