مرگ ملا عمر برای مذاکرات طالبان چه مفهوم دارد؟

اطلاعات روز

منبع: نیویارکر

نویسنده: بارنت روبین

برگردان: حمید مهدوی

بخش اول

ملا محمد عمر، که طالبان تحت رهبری‌اش او را امیر المومنین می‌خواندند، از زمانی که در ماه دسامبر 2001 پشت یک موترسایکل از قندهار فرار کرد، دیگر هرگز در انظار عمومی ظاهر نشد. اگر هدف او فرار از تعقیب کنندگان بود، او موفق شد: هیچ کسی جایزه ده میلیون دالری ایالات متحده را، که تحت برنامه پاداش برای عدالت برای اطلاعاتی که منجر به کشف محل اقامت یا دست‌گیری وی شود، به دست نیاورد.

به صورت آشکارا، او با پیروانش و جهان صرف دوبار در سال از طریق بیانیه‌های‌اش ارتباط برقرار می‌کرد؛ یک بار در عید فطر در ماه رمضان و بار دیگردر عید اضحا. این‌که ملا عمر خودش این بیانیه‌ها را نوشته یا تایید کرده بود یا نه، اما این بیانیه‌ها معتبرترین بیانیه‌های سیاست سیاسی طالبان را تشکیل می‌داد.

آخرین بیانیه او، که چند روز قبل از عید سعید فطر سال جاری، در 17 ماه جولای، نشر شد؛ به دلیل این که از گفت‌وگوها به منظور پایان دادن جنگ در افغانستان حمایت کرد، بیش از حد معمول جلب توجه کرد. به نظر می‌رسید که چنین گفت‌وگوها میان هیئت حکومت افغانستان و طالبان در موری پاکستان، در 7 ماه جولای، آغاز شده باشد. اما بعد از آن، در 29 جولای، خبرها از منابع متعدد نشر شد که ملا عمر بیش از دو سال قبل مرده است. پس چه کسی و با چه صلاحیتی با حکومت افغانستان مذاکره می‌کرد؟

 ایالات متحده نشست‌های متناوبی را با کمیسیون سیاسی طالبان از ماه نوامبر 2010 تا ماه جنوری 2012 دایر کرد. قرار گزارش‌ها ملا عمر به این کمیسیون سیاسی در زمان تاسیس آن در سال 2008 صلاحیت داده بود تا روابط داخلی و بین المللی طالبان را برقرار کند.

در ماه مارچ 2012، پس از آن که رابرت بیلز، سرباز ارتش امریکا، شانزده نفر، از جمله نه کودک را در تخت خواب شان در ولسوالی پنجوایی ولایت قندهار، که خانه‌ی بسیاری از رهبران طالبان است، کشت؛ طالبان گفت‌وگوها را به حالت تعلیق در آوردند. تلاش به منظور گشایش دفتری برای کمیسیون سیاسی طالبان در دوحه قطر، در 18 ماه جون 2013 و آغاز دوباره گفت‌وگوها ناکام ماند.

هنگامی که طالبان نشانه‌های حکومت خلع شده‌ی شان را در مراسم افتتاح این دفتر نمایش دادند، ایالات متحده از قطرخواست این دفتر را ببندد. با این حال، این کمیسیون در دوحه ماند و به کار غیر رسمی ادامه داد.

در 25 ماه جون 2013، من هم‌راه با جیمز دوبین، نماینده‌ی ویژه‌ی ایالات متحده برای افغانستان و پاکستان، با محمد عمر داوودزی، که در آن سفیر افغانستان در پاکستان بود، ملاقات کردم. (من از زمان ریچاردهالبروک مشاور ارشد سفیر ویژه‌ی ایالات متحده برای افغانستان و پاکستان بودم).

با مسدود شدن دفتر قطر، داوودزی ایده‌هایی را در زمینه‌ی چه‌گونگی ادامه‌ی جست‌وجوی یک راه حل سیاسی ادامه دادند. او که مرد خوش طبع است و ریش‌تر و تمیزی دارد، از تلاش‌های‌اش برای متقاعد ساختن ارتش پاکستان یادآوری کرد که نشستی را میان حکومت افغانستان و رهبران طالبان در پاکستان ترتیب بدهد. وی گفت که پاکستانی‌ها ادعا کردند بر طالبان کنترول ندارند. داوودزی با ترغیب آن‌ها گفت که این کار خیلی ساده است – طالبانی وجود دارند که به هیچ وجه تحت کنترول شما نیستند و از شما نفرت دارند. تعدادی وجود دارند که شما می‌توانید بر آن‌ها اعمال نفوذ کنید، حتا اگر آن‌ها به شما اعتماد نداشته باشند. و طالبانی وجود دارند که شما آن‌ها را کنترول می‌کنید. داوودزی خواست، حد اقل نشستی را میان حکومت افغانستان و طالبانی سازمان دهی کنید که شما کنترول می‌کنید. به نظر می‌رسد این کاری است که پاکستان در 7 جولای 2015 انجام داد.

مراسم تحلیف اشرف غنی، به عنوان دومین رییس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان [پس از سقوط طالبان]، در 29 سپتامبر 2014 و پس از یک انتخابات جنجالی برگزار شد؛ جنجالی که صرف با پادرمیانی جان کری، وزیر خارجه امریکا، در توافق تقسیم قدرت میان غنی و رقیبش عبدالله عبدالله حل و فصل شد. غنی که کابل را به مقصد دانشگاه امریکایی بیروت و سپس دانشگاه کلمبیا ترک کرد، جایی‌که او در رشته‌ی انسان شناسی دکترا گرفت، یکی از نویسندگان کتاب «اصلاح دولت‌های ناکام» است؛ که به او کمک کرد تجربه کار در بانک جهانی و مشاور ویژه‌ی سازمان ملل متحد را کسب کرد.

غنی با چالش تامین صلح در افغانستان، پیش از همه، به عنوان یک مسئله میان دولت‌ها برخورد کرد. غنی در ماه مارچ 2015 به مخاطبانش در واشنگتن گفت: «اساسا، این مشکل، مشکل صلح با طالبان نیست.» «اساسا این مشکل، مشکل صلح میان پاکستان و افغانستان است». او فورا در راستای ایجاد زمینه برای گفت‌وگوها با پاکستان دست به کار شد.

نخستین سفرهای رسمی غنی به دو کشوری بود که در پاکستان بیشترین نفوذ را دارند و به برنامه‌ی تولید سلاح هسته‌ای این کشور کمک‌های مالی و فنی کرده اند. کم‌تر از یک ماه پس از مراسم تحلیف‌اش، او به عربستان سعودی رفت؛ سعودی‌ای که با تشویق طالبان برای نفی اتحاد با القاعده این گروه را در جنگ داخلی افغانستان تضعیف کند. چند روز بعد او در چین فرود آمد؛ جایی که منطقه خودمختار سین کیانگ اویغورها میدان حملات تروریستی مرتبط با جنبش جدایی طلب بوده است؛ جنبشی که برخی از جنگ‌جویان آن در پاکستان و افغانستان آموزش دیده اند.

چین پیوسته ثبات در افغانستان برای امنیت داخلی و آینده‌ی اقتصادش را حیاتی دانسته است. اساس موج نخست رشد چین را صادرات مبتنی بر کار فشرده از منطقه ساحلی اقیانوس آرام تشکیل می‌داد؛ اما با کاهش رشد، رهبران این کشور به دنبال سرمایه گذاری در مناطق مرکزی و غربی این کشور، از جمله سین کیانگ، برآمدند. این مناطق محاط به خشکه، بدون دست‌رسی مستقیم به منابع انرژی و مواد خام از مسیرهایی که با بی ثباتی در افغانستان و پاکستان مختل می‌شوند، نمی‌توانند توسعه یابند. در پایان نشست میان غنی و شی جین پینگ در ماه اکتوبر 2014، چین وعده توافق شد که از صلح «به رهبری افغان‌ها و متعلق به افغان‌ها» و روند مصالحه حمایت شود.

دو هفته بعد، غنی از پاکستان دیدار کرد؛ جایی که او به راحل شریف، رییس ستاد ارتش پاکستان، گفت که زمان پایان دادن به «سیزده سال دشمنی‌های اعلام نشده» فرا رسیده است. او پیشنهاد کرد به تمام نگرانی‌های ارتش پاکستان در مورد افغانستان رسیدگی خواهد کرد. غنی درخواست سلاح سنگین از هند، توسط رییس جمهور پیش از خودش، را پس گرفت و شفافیت و همکاری بی پیشینه‌ای را میان ارتش و سازمان‌های استخباراتی دو کشور پیشنهاد کرد. او به ارتش افغانستان فرمان داد علیه عناصر طالبان پاکستانی‌ای که در افغانستان پناه گزیده اند، بجنگند و درخواست دیرینه‌ی پاکستان برای فرستادن افسران نظامی افغانستان به مقصد آموزش در اکادمی نظامی پاکستان، در ابوت آباد، را پذیرفت. او هم چنین ایجاد پست‌های بازرسی مرزی مشترک را پیشنهاد کرد تا رفت و آمد افراد و صادرات و واردات کالاها قانونی‌تر شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه