هادی دریابی
قرار است بهزودی ملا برادر، برادر ملا خواهر، فرزند ملا پدر، نواسهی ملا اختر، شوهر ملا همشیره که پسر کاکایش نیز ملا برادر نام دارد، از زندان آزاد شود. او اگر از زندان آزاد شود، آیا به این معنا است که دیگر در زندان نخواهد بود؟! او چه وقت دستگیر شده بود؟ پیش از دستگیری به کجا تماس گرفته بود؟ آیا محاکمه شد؟ راستش نمیفهمم ملا برادر به آزادی باور دارد یا نه. شاید او زندان را یکی از امتحانات الهی میداند که باید خیلی صبورانه پشت سر گذاشته شود.
آزادی برای ملا برادر به مثابه دست داشتن و حرف اول گفتن در عملیاتی است که ما آن را تروریستی میخوانیم؛ جهاد برای خداوند! با این حساب، پاکستان با آزادی ملا برادر دو هدف دارد.
اول، پاکستان میفهمد که افغانستانیهای عزیز و قهرمان (حالا بعد از پیروزی تیم ملی فوتبال، پاکستانیها تلاش دارند که به همهی ما احترام بگذارند و ما را قهرمان میخوانند)، از پاکستانیها جز یک دالخور بیشتر تصور ندارد. همین تصور ناچیز خشم مقامهای هندی را نیز برانگیخته است و آنها چون با ما دوستی دارند، خشمشان را با برپایی اعتراض در مقابل حکم محکمهی متجاوزین به دختری در اتوبوس، ابراز کردهاند. چهار نفر به اعدام و نفر نهم که اُشتُک است، باید سه سال را بدون شیر مادرش سر کند. اما مادران هند میگویند، اعدام بهتر از قطع شیر مادر است. پیش از این که از بحث دور شویم، باید اعلام کنم که از بحث دور نخواهم شد. پاکستانیها را همهی افغانیها میشناسند. آنها کسانی هستند که بانی ملا برادر و امثال ملا برادراند. به همین خاطر ما هرجای با پاکستان روبهرو میشویم، بیاختیار کارهای دیگر در حقشان میکنیم؛ حرفهای لوله در گوششان میخوانیم.
آنها باید به افغانستان نشان بدهند که برادر افغانستاناند، نه خواهر یا مادر و شوهر افغانستان. وقتی قناعت وجود نداشته باشد، پای اثبات در میان میآید. تریبونهای ما به برادری پاکستان مشکوک شدهاند؛ این شکاکیت ما باعث شده که ملا برادر عزیز و قهرمان که یکی دیگر از قهرمانان این وطن است، آزاد شود. پاکستان گفته که ما از برادران خویش تقاضا داریم که آزادی برادر را که یک برادر از میلیونها برادر است، شاهد باشند. این برادر به برادران ما که ما نیز برادرانشان هستیم خواهد گفت که پروسهی صلح تان را متوقف نکنید، بلکه بیشتر تلاش کنید تا شاید خداوند در حق شما برادری کرده و برادران این برادر نیز با شما برادر شوند. پاکستان ادعا دارد که انسان است و انسان مکلف به آزادی امثال ملا برادر است. مهم نیست که ملا برادر چه جنایتی مرتکب شده، اصلاً چه فرق میکند که ملا برادر سالها آدم کشته باشد. مگر آدمکشی در افغانستان یک عمل تازه و بد است؟ تاریخ ما پر از قهرمان است و هرقهرمانی هزاران نفر را به جای کچالو به خاک سیاه نشانده است. ما که بارها انسانیت خویش را ثابت کردیم. چندبار انتحاری را با هزار زحمت و بیخوابی گرفتیم و بیهیچ تحقیق و زحمتی، با بستههای مانی (پول) آزادشان کردیم. اما آنها بازهم به پول نیاز پیدا کردند و دوباره واسکت پوشیده به کشور ما تشریف آوردند. وقتی دید کسی تحویل نمیگیرند، از غصه دق کردند. فقط چندنفر را نیز به عنوان شاهد با خود بردند تا خداوند متعال، به بروکراسی دست نیازد.
دوم، شما خودتان تلاش کنید مقصد دوم پاکستان را درک میکنید. نیاز نیست من حروفم را در این مورد صادره کنم. من بهتر است به قهرمانی خودمان افتخار کنم و چندکلمهی ناقابل در آن مورد بنویسم. پس از آن که افغانستان توانست تیم ملی هند را نابود کند، کمیسیون مستقل اعلام کرده که کارش را سر وقت بیهیچ تقلب و دستکاری به سر خواهد رساند. هیچخری، به یاری خدا و رسولش مانع کار ما نخواهد شد. ما که از چندین نسل به اینسو بدون تقلب عمر به سر رساندهایم، یکی از دلایل اصلی جلوگیری از تقلب خواهیم بود. برای این که در روز موعود، سرمان به زیرمان نرفته باشد، اکنون اعلام میکنیم که هرکس قصد دارد رییس شود، باید به هریک از بازیکنان ملیپوش کشور، مطابق خواستهی قلبیشان تحفه بدهد. مثلاً یکش زن ندارد، تلاش کند برای او دختری از جنس رواش پیدا کند؛ اما توجه داشته باشید که این رواش نباید زیاد دست به دست شده باشد و مرغوبیتاش زیر سوال رفته باشد. یا یکی دیگرش نیاز به یک چیزی دیگر دارد، باید برای او یک چیز دیگر فراهم شود.
از همین اکنون شایعه است که هرکس از تیم ملی فوتبال بیشتر حمایت کرد، بیشتر قوماندان خواهد بود… باز نگویید که نگفته بودی.
