چند روز پیش عکسی از رییس جمهور در فیس بوک منتشر شد که او را با پایی افگار نشان میداد. کثیری از کاربران منتقد شکایت کردند که ظاهر شدن رییس جمهور در مجالس مهم با آن پای پیچیده در پلاستر «آبرو»ی مملکت را برد!
این گونه شکایتها نشان میدهند که اولا در ذهن بسیاری از ما آبروی مملکت به چه چیزها بسته است. ثانیا برای رییس جمهور چه «لغزش»هایی را مجاز میدانیم یا مجاز نمیدانیم.
ظاهرا آبروی مملکت، در نظر بسیاری از ما، هنگامی میرود که مقامات بلندپایهی کشور در نزد خارجیها با شکل و هیأت نامناسبی ظاهر شوند. اما اگر در کشور کاری شد و رویدادی رخ داد که قصهاش به بیرون نرفت و تصویرش در تلویزیونهای خارجی منتشر نشد، آن وقت آن کار و آن رویداد حد اقل از منظر آبروشناسی افغانی موجب نگرانی نمیشود. ولی سوال هم همین است که چرا آبروی ما در میان خود ما نمیریزد؟ چرا وقتی که هر روز در گوشه و کنار و مرکز این مملکت گوش و بینی زنان بریده میشود و کودکان مورد تجاوز قرار میگیرند، عرق شرم بر پیشانی ما نمینشیند؟ چرا در این حالتها ما از نگاه کردن به چشمهای همدیگر خجالت نمیکشیم؟
در مورد «لغزش» گردانندهگان چرخهی حکومت هم آنچه بسیار به چشم ما میآید، همان لغزش رییس جمهور مثلا در حمام و افگار شدن پای اوست. لغزشهای بزرگتر و سرنوشتسازتر او کمتر به چشم ما میآیند. برای ما ظاهرا مهم است که رییس جمهور با پای پلاستر شده در نزد رییس جمهور تاجیکستان ننشیند، اما مهم نیست که همین رییس جمهور حتا حاضر نیست در این مورد «تحقیقکی» بکند که آیا راست است که یکی از وزارتها صدها میلیون دالر را به نام مکاتبی اختلاس کرده که اصلا وجود خارجی نداشته اند؟
برای بسیاری از ما لغزشهای رییس جمهورانه در همان حرکات ظاهرا آبروشکن ظاهری خلاصه میشوند. چون، ما برون را بنگریم و قال را.
