بعضی چیزها در بعضی جاها کم اند و در بعضی جاها زیاد. مثلا پیشینهی تاریخی در پاکستان هیچ یافت نمیشود. اما در افغانستان از بس زیاد است، مردم هیچ نمیتوانند از زیرش بیرون بیایند و در عصر حاضر زندگی کنند. ولی حرف ما سر کم و زیاد نیست. حرف سر این است که بعضی ممالک چیزهایی دارند که هیچ کشور دیگری آن چیزها را ندارد. نمونه بدهم؟
-تنها در افغانستان ده قوم زندگی میکنند و هر قوم تعداد افراد خود را چهارده میلیون میداند، اما همه توافق دارند که جمعیت عمومی کشور بیست میلیون است.
-تنها در افغانستان بنی آدم اعضای یکدیگرند؛ مثلا من دست شمایم و شما هر وقت خسته شدید، مرا قطع میکنبد. یا شما جگر من هستید و من که گرسنه شدم کباب تان میکنم.
-تنها در افغانستان قاضی در همان جلسهی اول محکمه همهی چهل متهم را به عنوان مجرم معرفی میکند و بعد چون میبیند آن چهل نفر فقط یک نفر را زیر مشت و لگد کشته اند و به آتش کشیده اند و هیچ گلولهی غیر انسانی شلیک نشده، همهی شان را برائت میدهد.
-تنها در افغانستان مقامات دولتی به سربازی که شش تروریست را کشته، خانه و موتر و مدال و کیسههای پول میدهند و به سربازی که در برابر شش صد تروریست جنگیده، میگویند برو بمیر که این درد را دوایی نیست.
-تنها در افغانستان یک نفر میتواند 500 میلیون دالر بدزدد و بعد راست راست در میان مردم راه برود و با همه دست بدهد و بگوید: «خواهش میکنم، خواهش میکنم، زحمت داشت ولی خوب، کردیم دیگر.»
