گزارشگر: حمید نعمان
در یکی از روزهای هفته دوم ماه ثور امسال، یکی از استادان دانشکدهی شرعیات دانشگاه بامیان از دانشجویان صنف سوم این دانشکده خواست تعهدنامهای را امضا کنند که یکی از بندهای آن به پیروی دانشجویان شیعهمذهب از مذهب حنفی مربوط میشد. دانشجویان در واکنش به این درخواست، با استناد به باورها و اعتقادات مذهبی خود از امضای تعهدنامه خودداری و تلاش کردند مخالفتشان را با استدلال مطرح کنند. اما این مخالفت به سرعت فضای صنف را متشنج کرد و بحث میان استاد و دانشجویان به مشاجره لفظی کشیده شد.
پس از امتناع دانشجویان از امضای تعهدنامه، استاد دانشکده با ادبیات توهینآمیز و تحقیرکننده با دانشجویان برخورد کرد و در صحبتهایش به تغییرات سیاسی کشور اشاره داشت. او با این استدلال که «شرایط سیاسی کشور تغییر کرده است و حالا کشور اسلامی شده است»، سخنانی تند علیه باورهای مذهبی شیعیان مطرح کرد. ادامهی این تنش باعث شد فضای صنف از کنترل خارج شود و درگیری لفظی میان دانشجویان شدت بگیرد. در جریان این مشاجره، شماری از دانشجویان حنفیمذهب در حمایت از استاد با همصنفیهای شیعهی خود وارد درگیری فیزیکی شدند. این درگیری در داخل صنف ادامه یافت تا جایی که استاد همراه با دانشجویان حامیاش صنف را ترک کردند.
چند دقیقه پس از این رویداد، وقتی دانشجویان در صحن دانشگاه نشسته بودند، دو نفر از جنگجویان طالبان با لباس شخصی وارد محوطهی دانشگاه شدند و در برابر دید دهها دانشجو و استاد و کارمند دیگر، دانشجویان شیعه را بهشدت لتوکوب کردند. یکی از دانشجویان دانشگاه بامیان در گفتوگو با اطلاعات روز میگوید: «استادان شرعیات دل شان جنگ میخواهد. تعهدنامه را چند بار امضا کردیم. باز هم میآورند که امضا کنیم. آن روز هم هر کس را که هزاره میدیدند، میزدند. دانشجویان حنفیمذهب هم همراهشان بودند. آن روز پانزده دانشجو را با قنداق تفنگ، مشت، سیلی و هر چیزی که در دست داشتند، زدند.» بهگفتهی او، حملهکنندگان بدون توجه به وضعیت دانشجویان، آنان را در محوطهی دانشگاه هدف خشونت قرار دادند و فضای رعبووحشت در دانشگاه ایجاد شد. بهگفتهی این دانشجو، فضای دانشگاه بامیان بعد از این اتفاق بهگونهای محسوسی تغییر کرده است. او میگوید:
«پس از پنج سال بیشتر استادان هزاره از دانشگاه بامیان اخراج شدند. حالا بیشتر پشتونها هستند. همه هم فکر طالبانی دارند. به ما شیعهها نگاه بد دارند. به مقدسات ما توهین میکنند و مراسمهای مذهبی ما را ریشخند میزنند.»
کارزار تغییر مذهب شیعیان
دلیل اصلی تنش اخیر در دانشگاه بامیان، تعهدنامهای است که طالبان همزمان با آغاز سال جدید تحصیلی در دانشگاههای افغانستان بر دانشجویان تحمیل کردهاند. امضای این تعهدنامه برای ادامهی تحصیل الزامی دانسته شده است. این تعهدنامه شامل ۱۴ بند صریح و محدودکننده است که بخشهای مختلف زندگی شخصی دانشجویان، از نحوه پوشش و آرایش ظاهری گرفته تا باورهای مذهبی و رفتارهای اجتماعی آنان را در بر میگیرد. در بخشهایی از این تعهدنامه آمده است که دانشجو باید نماز را به جماعت و در وقت معین ادا کند، ریش خود را مطابق «سنت نبوی» بگذارد، از اصلاح موی سر برخلاف برداشت طالبان از شریعت خودداری کند و در محیط دانشگاه بدون کلاه رفتوآمد نداشته باشد. همچنین دانشجویان متعهد میشوند که از لباس «شرعی و افغانی» پیراهنوتنبان استفاده کنند، به موسیقی گوش ندهند و از ثبت و نگهداری تصاویر و ویدیوها نیز خودداری کنند؛ زیرا بهگفتهی طالبان، این موارد براساس احکام شریعت ممنوع است. در پایان نیز دانشجویان باید تعهد دهند که خود را ملزم به رعایت قانون امر به معروف و نهی از منکر میدانند.

اما در میان بندهای این تعهدنامه، یک مورد بیش از همه واکنشبرانگیز شده و بهگفتهی دانشجویان، بار آشکار سیاسی و تبعیض مذهبی دارد. در بند ششم این تعهدنامه آمده است: «با توجه بر اینکه مردم افغانستان پیرو مذهب اهل سنت و الجماعت در مذهب امام صاحب اعظم ابوحنیفه (رح) هستند، طبق خواست نظام، من نیز تابع مذهب مذکور میباشم و اطاعت میکنم.»
این بند، دانشجویان را ملزم میکند که خود را پیرو مذهبی معرفی کنند که از سوی نظام طالبان تعیین شده است. این مورد با باورهای مذهبی دانشجویان شیعه در تضاد قرار میگیرد. بهگفتهی دانشجویان، همین بند دلیل اصلی مقاومت شماری از دانشجویان شیعه در دانشگاه بامیان بوده و مخالفت با امضای آن، جرقهی تنش و درگیری اخیر را زده است.
برای بسیاری از دانشجویان شیعه، بند ششم این تعهدنامه عملا به معنای «تغییر اجباری مذهب» تعبیر میشود. بسیاری از آنان میگویند طالبان با استفاده از ابزارهایی چون تهدید به اخراج از دانشگاه، محرومیت از ادامهی تحصیل و اعمال محدودیتهای مختلف، در تلاش اند تا آنان را وادار به پذیرش مذهب مورد نظر خود کنند. بااینحال، دانشجویان تأکید میکنند که مذهب بخشی از هویت فردی و اجتماعی آنان است و نمیتوان آن را با فشار و اجبار تغییر داد. یکی از دانشجویان در این مورد میگوید: «مذهب ما جزء هویت ما است.»
همچنان در واکنش به این بند، دانشجویان شیعه تأکید دارند که چنین الزامی آنان را نه بهعنوان دانشجو، بلکه بهعنوان «دانشجوی شیعه» مورد خطاب قرار میدهد و در عمل نوعی دستهبندی تبعیضآمیز را در فضای آموزشی ایجاد میکند. آنان این رویکرد را مصداق برخورد دوگانه میدانند که در آن جایگاه شهروندی و دانشجویی با معیارهای مذهبی محدود و درجهبندی میشود و نتیجهی آن، قرار گرفتن یک بخش از دانشجویان در موقعیت نابرابر نسبت به دیگران است.
یکی از دانشجویان علوم انسانی دانشگاه بامیان در واکنش به این بند به اطلاعات روز میگوید:
«طالب این را به خوبی میداند که ذات این کار، تبعیض است. چون دیدهاند که در دیگر کشورها هم تنوع مذهبی وجود دارد و اینگونه نیست، اما فقط برای سرکوب و مهندسی جامعه و طرد هزارهها، از مسیر مذهب بهعنوان ابزار سرکوب استفاده میکند. در حالی که هر انسان، پیش از آنکه به یک مذهب یا دین تعلق داشته باشد، یک انسان است و باید بهعنوان انسان دیده شود. ما همین را میگوییم اما استادان شرعیات از خشونت و توهین کار میگیرند.»
این تعهدنامهها در بیشتر دانشگاههای ولایتهایی که هزارهها و شیعیان در آن تحصیل میکنند، بر دانشجویان تحمیل شده و آنان ناگزیر به امضای آن شدهاند. بهگفتهی دانشجویان، این تعهدنامهها در دانشگاههای بلخ، هرات، کابل، بامیان، غزنی و نیز دانشگاههای خصوصی کابل توزیع شدهاند.
این تعهدنامه در دانشگاه کابل نیز تنش ایجاد کرده است. اما بهگفتهی دانشجویان، استادان شرعیات معترضان را تهدید کردهاند. یکی از دانشجویان دانشگاه کابل به اطلاعات روز گفت: «استاد شرعیات وقتی ما اعتراض کردیم با صدای بسیار بلند و خشمگین گفت فعلا دورهی جمهوریت نیست. طالبان و مجاهدین آمدهاند. حق ندارید اعتراض کنید. دستتان هم خلاص هر کاری که میکنید.» بهگفتهی دانشجویان، این تعهدنامهها عمدتا توسط استادان شرعیات از دانشجویان امضا گرفته میشود. دانشجویان دانشگاه کابل میگویند که استادان شرعیات هر کدام نسخههایی از این تعهدنامه را با خود دارند و در محیط دانشگاه آن را میان دانشجویان توزیع میکنند.
فاز جدید فشار بر هزارهها
در سه سال اول بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت در افغانستان، هزارهها و شیعیان با مجموعهای از محدودیتهای تدریجی در حوزههای آموزشی، مذهبی و اجتماعی روبهرو شدند. در دانشگاهها و مکتبها، مضامین مرتبط با فقه جعفری به تدریج از برنامههای درسی حذف شد. در کنار آن، محدودیتهایی بر برگزاری مراسم مذهبی، نصب نمادها و پرچمهای مرتبط با مناسبتهای دینی، و همچنین برگزاری آزادانهی مراسم عزاداری اعمال شدند.
اما در یک سال اخیر، به نظر میرسد الگوی اعمال فشار بر شیعیان و هزارهها از شکل محدودیتهای پراکنده و موردی، به سمت ساختاریتر و سازمانیافتهتر تغییر یافته است. در ماه عقرب سال گذشته گروهی از دانشجویان که خود را وابسته به «امر به معروف» طالبان معرفی میکردند و از دانشجویان حنفیمذهب بودند، با همراهی و پشتوانه نیروهای طالبان وارد خوابگاه دانشگاه کابل شدند و کارتهای شناسایی شماری از دانشجویان شیعه را جمعآوری کردند؛ اقدامی که در عمل به محرومیت آنان از خوابگاه و خروج اجباری از محل اقامت شان انجامید. این فشارها در پی امتناع برخی از دانشجویان شیعه از شرکت در نماز جماعت به امامت امام حنفیمذهب ایجاد شده بود. در جریان این رفتار، آنان شیعیان را «کافر» خطاب کردند و حضورشان را مانع «وحدت مسلمانان» دانستند.

پس از آن، فضای خوابگاه برای بسیاری از دانشجویان شیعه با نوعی نظارت غیررسمی و سختگیرانه همراه شد. دانشجویان وابسته به طالبان، نحوه پوشش، اصلاح ظاهر، بهویژه ریش دانشجویان و نوع رفتار مذهبی شیعیان را نظارت میکردند. این شرایط باعث شد شماری از آنان خوابگاه را ترک کنند و به خانههای کرایی در سطح شهر پناه ببرند. بااینحال، این تنشها با میانجیگری برخی چهرههای مذهبی شیعه، از جمله آیتالله واعظزاده بهسودی، تا حدی مهار و مدیریت شد.

اما چند ماه بعد، در ماه حوت و آغاز سال جدید تحصیلی همین فشار در قالب تازه و رسمیتر وارد فضای دانشگاه شد و خود را در شکل تعهدنامههای اجباری نشان داد. امضای این تعهدنامهها برای ادامهی تحصیل بهعنوان شرط گذاشته شده است. در میان بندهای این تعهدنامه، بند ششم بیش از دیگر موارد توجهبرانگیز شده است. این بند دانشجو را ملزم میکند خود را تابع مذهب مشخصشده از سوی طالبان یعنی مذهب حنفی بداند و به آن اعلام اطاعت کند.

حدود یک ماه پس از آن، نشانههای این روند از فضای محدود دانشگاهی فراتر رفت. در روزهای عید فطر، گزارشهایی از کابل و شماری از ولایتهای دیگر منتشر شد که نشان میداد طالبان با گسیل نیروی نظامی به مساجد شیعیان، مانع برگزاری نماز عید در مساجد شیعیان شدهاند. این اقدام پس از تفاوت در اعلام روز عید میان این گروه و جامعه شیعه افغانستان رخ داد. در عین حال، در همین عید، شماری از افراد در ولایتهای مختلف نیز تحت فشار قرار گرفتند تا روزه خود را مطابق اعلام طالبان افطار کنند؛ و در مواردی، با کسانی که از این دستور سرپیچی کردند برخورد و بازداشت صورت گرفته است.
لتوکوب و تحقیر عالمان دینی هزارهها
در تازهترین مورد، مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در حوزه هجدهم شهر کابل، یک دختر و پسر هزاره را بازداشت کردند و در جریان همین رویداد، یک عالم دینی شیعه را نیز پس از دعوت به حوزه امنیتی مورد توهین قرار دادند و لتوکوب کردند. براساس این گزارشها، این دختر و پسر جوان که نامزد یکدیگر بودهاند، در روز چهارشنبه (۱۶ ثور)، هنگام خرید برای مراسم عروسی در بازار دشت برچی بازداشت شدهاند. مأموران امر به معروف طالبان آنان را به اتهام «نامحرم بودن» به حوزه هجدهم منتقل کردهاند. این دو جوان در جریان بازجویی، تأکید کردهاند که عقد آنان از پیش جاری شده و خطبه عقدشان توسط «حسینداد شریفی» از علمای شناختهشده شیعه خوانده شده است. این موضوع پرونده را وارد مرحلهای دیگر کرده است.

در پی این اظهارات، آمر امر به معروف طالبان در حوزه هجدهم، این عالم دینی را به دفتر خود احضار کرده و از او دربارهی اجرای خطبه عقد پیش از مراسم عروسی توضیح خواسته است. این مقام طالبان در ادامه بدون فرصت دادن به توضیح، او را مورد توهین قرار داده و ضربوشتم کرده است و مسئولیت وضعیت پیشآمده را متوجه او دانسته است. در پایان این رویداد، از این عالم دینی شیعه تعهد کتبی گرفته شده و سپس آزاد شده، در حالی که دو جوان بازداشتشده همچنان در حوزه هجدهم در بازداشت باقی ماندهاند.
حسینداد شریفی نیز در سخنانی در دشت برچی کابل، جزئیات بیشتری از این رویداد را بیان کرده و تأیید کرده است که احضار و برخورد با او بهدلیل خواندن «عقد موقت» برای این زوج جوان صورت گرفته است. او گفته است پس از تماس تهدیدآمیز، به حوزه مراجعه کرده و در آنجا با توهین، تحقیر و خشونت فیزیکی روبهرو شده است. بهگفتهی او، در جریان توضیح مبانی فقهی شیعه، مورد ضربوشتم قرار گرفته و عمامهاش نیز بر زمین افتاده است.
شریفی همچنین از گرفتن تعهد کتبی از خود خبر داده و گفته است که طالبان او را ملزم کردهاند در آینده از جاری کردن عقد موقت خودداری کند. او تأکید کرده که در موارد مشابه، شماری دیگر از علمای شیعه نیز ناچار به ارائهی تعهد کتبی و ضمانت شدهاند. این عالم دینی در نقد این وضعیت گفته است که اگر این برخوردها بخشی از سیاست کلان باشد باید بازنگری شود و اگر اقدامات فردی است، باید از تکرار آن جلوگیری گردد.
رویدادهای اخیر نشان میدهد که سیاست کلان طالبان در قبال جامعهی هزاره و شیعیان وارد مرحلهای تازه شده است. به نظر میرسد در این مرحله فشارها از سطح محدودیتهای پراکنده و موردی فراتر رفته و به شکل همزمان در عرصههای آموزشی، مذهبی و اجتماعی با شکل عریانتر و بیمحابا بازتاب پیدا میکند. از الزامیسازی تعهدنامههای هویتی در دانشگاهها گرفته تا محدودیت در مناسک دینی و برخوردهای مستقیم با عالمان مذهبی، مجموعه این اقدامات در کنار هم تصویری از تغییر در شیوه مدیریت و کنترل این جامعه را ترسیم میکند. بااینحال، تا کنون هیچیک از مقامهای طالبان حاضر به پاسخگویی و گفتوگو با رسانهها دربارهی این موارد نشدهاند. روزنامه اطلاعات روز نیز برای دریافت دیدگاه طالبان در مورد این رویدادها و تعهدنامههای مورد بحث تلاش کرده، اما مقامهای طالبان به پرسشهای این روزنامه پاسخ ندادهاند.
چه خواهد شد؟
وضعیت فعلی هزارهها و شیعیان در افغانستان در نزدیک به پنج سال حاکمیت طالبان تصویری از ناامنی روانی و جانی هدفمند و چندلایه را نشان میدهد. این وضعیت شامل حملات مسلحانه و تروریستی در سالهای اول حکومت طالبان، از جمله حملات داعش بر مساجد و مناطق هزارهنشین در کابل، هرات و بامیان، در کنار قتلهای هدفمند، بازداشتهای گسترده، فشارهای امنیتی، اخاذی، و برخوردهای تبعیضآمیز در ساختار قضایی و اداری است. در برخی موارد نیز گزارشهایی از فشار برای تحویل سلاح، بازداشتهای طولانیمدت و ادعاهای مربوط به شکنجه و بدرفتاری در زندانها مطرح شده است.
در کنار این لایه امنیتی، منازعات زمین و تنشهای مربوط به کوچهای اجباری نیز به یکی از محورهای پایدار زندگی هزارهها بدل شده است. درگیری بر سر زمینهای روستایی، یورش کوچیها به مناطق هزارهنشین و اختلافات حقوقی، به تخریب خانهها، جابهجایی اجباری خانوادهها و طرح دعواهای سنگین مالی نیز بر هزارهها و شیعیان سنگینی میکند. این وضعیت در کنار گزارشهایی از حذف یا بهحاشیهراندن هزارهها در برخی ساختارهای اداری، انتقال اجباری آموزگاران، محدودیتهای آموزشی و فرهنگی، و کاهش حضور آنان در بدنه حکومت، تصویر گستردهتری از فشار اجتماعی و نهادی را ترسیم میکند.
در سطح فرهنگی و هویتی نیز محدودیتهایی در زمینهی روایت تاریخی، تولید محتوای تاریخی، و فعالیتهای فرهنگی مرتبط با هویت هزارهها گزارش شده است؛ محدودیتهایی که در کنار تحقیرهای مذهبی و اجتماعی نسبت به شیعیان، به شکلگیری احساس فشار مزمن در بخشی از جامعه انجامیده است. مجموع این عوامل، بهگفتهی برخی تحلیلگران حقوقی، میتواند در چارچوب مفهومی «خطر نسلکشی» مورد بررسی قرار گیرد، هرچند این تعبیر همچنان محل بحث و مناقشه است.
