از میدان شهر به سوی کابل میآمدیم. دروازهی ورودی به پایتخت را بسته بودند. میگفتند به خاطر انتخابات است. بازرسی موترها هم شدید بود. نوبت ما که رسید، جوان خوش لباس و رشیدی، در جامهی برازندهی اردوی ملی، از راننده پرسید که از کجا میآیید. بعد اسناد موتر و گواهینامهی رانندهگیاش را خواست. تاریخ یکی از سندها منقضی شده بود. به راننده گفت:« برادر، این کار من نیست، ولی اگر این سند را نو کنی بهتر خواهد شد.»
برای من، که در گذشته تا سرباز افغان دیده بودم، سرباز «بی تربیه»و خشن و بی احترام دیده بودم، آن برخورد احترام آمیز و حرفهیی بسیار امیدبخش بود. در آن شامگاه بارانی، هزاران سرباز اردوی ملی به خاطر امنیت مردم و انتخابات زحمت میکشیدند و در واقع خود را در معرض خطر ترور و انفجار و انتحار قرار میدادند.
اما دریغا که حاکمان ما همین یگانه پایگاه بازسازی اعتماد ملی را آماج کین توزیهای قبیلهیی و سودجوییهای شخصی کرده اند و شب وروزی نیست که بر پیکرهی مجروح اردوی ملی زخمی تازه تحمیل نکنند. هر بار که سربازان اردوی ملی بر حاکمان فاسد و قبیله اندیش مملکت اعتماد کرده اند، در برابر این اعتماد سیلی خیانت و خنجر ناجوانمردی خورده اند. از پکتیا تا بدخشان تا کندز و تا میدان. در همه جا.
همین دو هفته پیش بود که یکی از رشیدترین افسران نیروی هوایی کشور را با هزار آزار و نامردمی و بی عدالتی رو به رو کردند، تنها به این دلیل که او از وضعیت غذایی افسران و سربازان انتقاد کرده بود. همین دو روز پیش مدافعان وطن در جلریز میدان سی ساعت با تروریستان جنگیدند و در تمام این مدت از حاکمان فاسد پایتخت کمک طلبیدند و کسی به کمک شان نرفت. چرا؟ آیا جز این است که ارکان این دولت همدست طالبان اند؟ آیا جز این است که فرمانروایان کابل به سربازان وطن دروغ میگویند؟ کجاست آن رییس جمهوری که میگفت هیچ افغان از هیچ افغان دیگر برتر و فروتر نیست؟ کجاست آن صدراعظم«ان شاءالله گوی»که شعارش اصلاحات و همگرایی بود؟ کدام اصلاحات و کدام همگرایی؟ کشور بر لبهی پرتگاه فروپاشی است و سربازان همه روزه به مذبح میروند. سرمایهی اعتماد اجتماعی صفر شده. حاکمان ما، این پاسبانان بی کفایت امنیت و اعتماد اجتماعی، خود بیشتر از هرکس دیگر با امروز و آیندهی این وطن دشمنی میکنند. دشمنان افغانستان در بیرون نیستند. در قصرهای پایتخت اند.

I think people of Afghanistan has nobody to blame, but themselves. Most of the Afghans are not only quite ignorant but also hopelessly gullible. For thirteen years they sat quietly on the sidelines and watched on how Kharzai made fools of them by making himself one of the richest and most powerful man in the country. The Afghans supported him. Now is Ghani’s turn, and he was also supported by millions of these ignorant Afghans. Security is just a dream, economy is collapsing and the country is heading towards hell. But Afghans do what they do best, tolerate this unbearable situation and blame the politicians who never cared about them in the first place. When Abdullah was about to lose the elections, hundreds of his supporters went out onto the streets to get him into this powerful position. Now those same people have been losing everything they have got and what they do: they blame same politicians they were supporting until yesterday. Look at the Egyptians who overthrew a government just by sitting on Taharir square for weeks. They have got what they deserved a better president. Wake up and fight for your rights peacefully today because tomorrow there will not be an Afghanistan to fight for