Mehdi Saqib

اطلاعات روز

در سال 1378 یعنی پانزده سال قبل آقای راسخ از مسئولان حزب اسلامی در ایران به من گفت که انجینیر صاحب حکمتیار شما و برخی از فرهنگیان را می‌خواهند ببینند. من که آنوقت مسئول نشریۀ افغانستان قلم در دوران مهاجرت بودم به دیدن گلبدین حکمتیار در دفتر حزب اسلامی در چهارراهی زرینۀ مشهد رفتم. اعضای حزب اسلامی و برخی از افغان‌ها در دفتر حزب دیده می‌شدند؛ افراد زیادی به ملاقات حکمتیار در نوبت بودند؛ وقتی به داخل شدم آقای راسخ منتظرم بود و به محض دیدنم مرا به اتاقی دیگری راهنمایی کرد؛ دقایقی بودم تا این‌که مرا حکمتیار خواست و با صمیمت فراوانی از احوالات افغان‌ها در ایران و وضعیت فعالیت‌های فرهنگی جویا شد؛ نگاهش عمیق و تیزبین بود؛ این‌که برای اولین بار حکمتیار را با مشکلات زیادی که با احمد شاه مسعود و برهان الدین ربانی داشت می‌دیدم برایم جالب بود؛ بسیار خون‌سرد و آرام به حرف‌هایم گوش می‌کرد، کسی دیگری از اعضای حزب موضوعات را یادداشت می‌کرد. برایش گفتم: آقای حکمتیار برای ما جالب است که شما در ایران دفتر دارید در حالی‌که بسیاری از احزاب جهادی در ایران دفاترشان مسدود و یا محدود شده اند؛ چرا شما آزادانه فعالیت می‌کنید؟ اما آقای حکمتیار پاسخ روشنی نداد و فقط لبخندی زد و گفت ایران یک کشور اسلامی است و ما با ایرانی‌ها مشکل سیاسی و ایدئولوژیکی نداریم. برایش گفتم اما برخورد مقامات حکومت ایران با مهاجرین افغان برخورد نادرست و غیر انسانی است و ایشان در حالی‌که به چشمانم مستقیم خیره شده بود گفت: “من در این مورد با ایرانی‌ها به‌صورت جدی حرف زدم.” وقتی منتظر بودم تا بدانم که آقای حکمتیار با من چه کاری دارد اما او کمی سرد و آرام گفت که شما می‌توانید با آقای راسخ به تماس باشید. دانستم که نمی‌خواهد چیزی بگوید اما وقتی از دفتر حزب اسلامی خارج می‌شدم همایون جریر را دیدم که بسته‌ای از تومان‌های ایرانی در جیبش برای چشمان کنجکاو دیگران چشمک می‌زد. بعدها فهمیدم که نشریۀ میثاق ایثار و طرح حزب اسلامی برای انکشاف صلح با طالبان و جبهه متحد از جمله مواردی بود که همکاری مرا در آن می‌خواستند اما با سوالاتی که در مورد ایران داشتم این همکاری‌ها بدون اقدام بعدی ملغی شد و این موازی بودن اهداف استراتیژیک حکمتیار با ایران برایم نه تنها تعجب آور بود بلکه این ابهام تا سالهای زیادی در گوشۀ ذهنم باقی ماند.

اکنون آقای حکمتیار در مصاحبه با بی بی سی گفته است که ایران اسرائیل دیگری برای امت اسلامی است. نمی‌دانم آقای حکمتیار دفتر مجللی که در نیاوران ایران و دفاتر مجهزی که در مشهد داشتند با کدام پول و امکانات تجهیز می‌شد؛ این‌که سپاه پاسداران ایران تا چه اندازه تجارت سیاست و ایجاد بحران را در همکاری با حکمتیار در زمان طالبان روی دست داشتند شاید آقای حکمتیار به آن بصورت شفاف پاسخ نگوید.

طرح توافقات سیاسی آقای حکمتیار با اسلام آباد، تهران و ریاض از جمله کارنامه‌های عجیبی است که وی با دستگاه‌های استخباراتی این کشورها داشته است.

نمی‌دانم بعد از اسلام اباد، تهران و ریاض گزینۀ بعدی توافق نامۀ سیاسی در ایجاد یک بحران جدید با کدام کشور دیگر خواهد بود؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه