وضعیت چنان پیچیده است که حتا تصور آن نیز دشوار است. در هیچ نقطهای این کشور شرایط مناسب نیست. کابل شهر انفجار، دود و باروت است. جنوب در آتش جنگ و خشونت میسوزد. مرکز در محاصره آدم رباها، غارتگران و آدم کشان طالب و داعش و فاشیزم قرار دارد. شمال نیز جولانگاه تروریستان داخلی و خارجی شده است.
در چنین شرایطی نه عقل متفکر اول کارگر میافتد و نه سفر صلح طلبانه استاد محقق به اروپا. نه استخارههای مجددی کار ساز است و نه عصای جادویی اتمر. ایتلاف جنرالهای شمال نیز در پرده ابهام است و ادامه سکوت استراتیژیک به عبدالله واگذار شده است.
فضای نا مطمئن همراه با ترس و تشویش حکمفرماست. مردم نگران آینده اند و فردایی که معلوم نیست چه میشود.
