رئیس گفت: نترسید برق شارت کرده.
فرمانده پولیس کابل گفت: به زودی مهاجمان را از پا در میآوریم.
شیخ سرور ده بار گفت: الهم صلی علی محمد و آل محمد؛ باز تکرار کرد: پناه میبرم به غنی، پناه میبرم به غنی و…
وکیل عکس سِلفی گرفت و نوشت: شکر خدا با همکارانم سالم هستیم و هیچ آسیبی برای ما نرسیده.
خبرنگار نوشت: مهاجمان در ساختمان مقابل پارلمان سنگر گرفته و تیر اندازی میکنند.
نفر وکیل نوشت: همین اکنون در کنار وکیل صاحب فلانی هستم، شکر خدا بخیر گذشت.
بقیه سکوت کردند و یا هم از شدت صدای انفجار غش.
در این میان، آنچه نگفته ماند «مرگِ» سربازی بود که از جان وکیل دفاع کرد و شیخ سرور را زنده از محل حادثه بیرون کرد. با کمال احترام، حتا دستی به اندام لطیف و نرم و ملایم وکیل صاحب نزد، وکیل را از در عقبی بیرون کشید و خودش در برگشت گلوله خورد و جان داد.
شام امروز مؤذن با صدای بلند خواهد گفت: الله و اکبر و …
در خطبه نمازش خواهد گفت: بشتابید به سوی فلاح و رستگاری، روزه بگیرید و به بهشت نزدیک شوید.
کراچیوان امشب به زنش خواهد گفت: امشب گرسنه بخوابیم، کار نبود، سر چوک را تعطیل کردند، دانشِ دولت به پارلمان میرفت، یک گَرمپس شد و بس، هیچ کار نکردم، گرسنه هستم.
رسانهها خواهند نوشت/گفت: تا هنوز هیچ گروه یا فردی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است.
Hayat Ensafi
