احتمال شکست استراتیژک امریکا در افغانستان

اطلاعات روز

دیدار مشرقی

شوربختانه سیاست امروز در عرصه جهانی بر اساس منفعت و سود جویی استوار است. علم برداران سیاست جهانی از ترفندها و ابزارهای متفاوت و حتا متضاد در گسترش حوزه نفوذاش استفاده می‌نمایند. ایالات متحده امریکا در حوزه توسعه نفوذ‌اش نسبت به سایر ممالک دنیا دست باز و بالایی دارد. این کشور در نیمه‌های قرن بیست در جنگ جهانی دوم، از یک انزوایی خود خواسته برون شد و در موارد مختلف حرف نخست را در سیاست و جنگ زد. ایالات متحده امریکا بارها حریف جنگ سرد‌اش را در میادین نبرد جنگ سرد و گاهی جنگ گرم کشورهای مختلف شکست داد و خود در ویتنام شکست خورد و در کوبا عقب نیشنی از تندروی را پذیرفت. در عوض امریکا و کشورهای هم‌سوی اروپایی‌اش پیشرفت چشم‌گیر در عرصه سیاست داشتند و توانستند دست شوروی سابق را در کشورهای اروپایی شرقی ببندند. اتحاد جماهیر شوروی که در برابر پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو)، پیمان ورشو را با کشورهای اروپای شرقی و بلوک شرق کمونیزم به وجود آورده بود، نتوانست در برابر طرح مارشال و سیاست توسعه طلبانه غرب مقاومت بیاورند. امریکا در این میادین برگ برنده را به دست آورد. این کشور بعد از جنگ سرد (به باور این قلم این جنگ حالا به شکل دیگرش هم چنان ادامه دارد) و در آغاز قرن بیست‌ویک وارد جنگ و نبرد در یک کشور عقب مانده و فلاکت زده گردید. به نظر می‌رسید امریکا، برای حضورش در این کشور که دارایی موقعیت ژئو پولتیک خوب، سال‌ها برنامه ریزی نموده بود و توانست نسبتا به آسانی آن را تصرف نماید. این کشور آشوب زده افغانستان بود که در آن زمان گروه متحجر و بدوی به نام طالب بر آن حکومت داشت. طالبان شکست خورد و جامعه جهانی در یک هم‌سوی کم‌تر سابقه دار در افغانستان حضور یافتند. این حضور جامعه جهانی و در رأس آن ایالات متحده امریکا با شعار نابودی تروریزم و تشکیل دولت دمکراتیک همراه بود. اما از همان ابتدا به نظر می‌رسید که امریکا به سادگی افغانستان را ترک نخواهد کرد و دوست دارد که برای حضور بیشتر در آسیا، در قلب آسیا جای پای داشته باشد. جنگ امریکا با تروریزم و طالبان مدام با اما و اگرها در مواجهه بود. گاهی حتا از کمک‌های امریکا به گروه طالبان حرف به میان می‌آمد و گاهی نیز از سیاست مدارا و دو گانه این کشور انتقاد می‌گردید. جنگ امریکا از دیدگاه مردم افغانستان جنگ با طالبان و به قول خود امریکاییان با ترورزیم تا هنوز نقل مجالس می‌باشد. اما هر چه بود امریکا بعد از سیزده سال تصمیم به خروج نیروهایش گرفت در عین زمان خواهان پیمان استراتیژیک و امنیتی با افغانستان شد. پیمان استراتیژیک با امریکا در حکومت حامد کرزی به آسانی امضا شد. اما رییس جمهوری پیشن که در نخست با آنها هم‌سو به نظر می‌رسید بر خلاف تمام وعده‌های خود به حرف مردم در لویه جرگه مشورتی وقع قایل نشد و پیمان امنیتی را با ایالات متحده امریکا امضا نکرد. بالاخره این پیمان در آغازین روزهای حکومت اشرف – عبدالله به امضا رسید.

موضوع بحث من در این مقاله این است که ایالات متحده دیدگاه استراتیژیک و عمیق به قضایای منطقه و جهان دارد و حضور‌اش در افغانستان نمی‌تواند مقطعی باشد. دیدگاه استراتیژیک امریکا در گیرو منافع‌اش در جهان است، در حالی‌که شناخت امریکا از جامعه و مردمان کشورها در بسیاری از موارد ناقص و ناکارا بوده است. این فقدان جامعه شناختی امریکا از جوامع که در آن حضور دارد به صورت خودکار شکست امریکا را زمینه سازی می‌کند. امریکا با امضای پیمان‌های استراتیژیک و امنیتی با افغانستان، که با مخالفت ایران و پاکستان همراه بود، در تلاش حضور دوامدار در افغانستان است. اما به نظر می‌رسد که اگر در امر بازی سیاسی در افغانستان تجدید نظر نکند احتمال شکست استراتیژیک این کشور وجود دارد. امریکا در طول سیزده سال گذشته و حتا قبل از آن، قسمی که لازم بود نتوانست افغانستان و مردم این کشور را به خوبی بشناسد. سیاست امریکا در افغانستان از سوی برخی حلقات امریکایی- افغانی لابی گری می‌شود که در بافت‌های اجتماعی جامعه افغانستان دید بی‌طرفانه ندارند. به طور نمونه امریکا و در کل جامعه جهانی، بیشتر بودجه انکشافی را در نقاطی از افغانستان به مصرف رساندند که کم‌ترین ارزش را به دموکراسی و آزادی‌های مدنی داده اند. امریکا با تصور اشتباه از این‌که گرایش ایدئولوژیک یک بخش از جامعه با ایران گرایش سیاسی آنها نیز می باشد، و گرایش سیاسی بخش دیگر از جامعه با روسیه، کشورهای آسیایی میانه و ایران، به این نقاط کم‌ترین هزینه و سرمایه گذاری را داشته اند. از آن‌جایی که عدم توجه و تمرکز ایالات متحده در امر بازسازی و نوسازی در قسمت‌های مرکزی افغانستان و برخی از نقاط شمال کشور با تصورات نادرست همراه بوده است، این خود سبب شده است که این مردمان به خودی خود آهسته آهسته دید بدبینانه در مورد ایالات متحده پیدا نمایند. از سوی دیگر بخشی از جامعه که تمرکز ایالات متحده در آن بوده است، به صورت خودکار از حضور یک کشور خارجی و غیر مسلمان بیزار اند. هم‌چنان به نظر می‌رسد که نیروهای امریکایی در بعضی از موارد اشتباهات جنگی را نیز مرتکب شده‌اند که خود زمینه بیزاری این مردم را به وجود آورده است. برداشت امریکا از واقعیت اجتماعی افغانستان در گیرو شناخت آنها از مراجع امریکایی – افغانی است که سوگ‌مندانه در مسایل افغانستان جانب بی طرفی را مراعات نمی‌نمایند. نمونه این نوع انتقال شناخت به جوامع غربی در کنفرانس بن اول نیز اتفاق افتاد.

به همین طریق مردم هزاره و مردم شمال کشور که از گروه‌های قومی مختلف می‌باشند، در مدت حکومت حامد کرزی از خود بیشترین بردباری و گرایش به ارزش‌های مدنی را نشان داده اند. اما حکومت ایالات متحده و جامعه بین المللی هیچ زمان به مشکلات و چالش‌های آنها توجه نداشته اند و کم‌ترین بودجه‌ی توسعه‌ای به آنها اختصاص داده شده است. به طور نمونه بخش از مناطق مرکزی و مناطق شمال شرقی افغانستان در سیزده سال گذشته کم‌ترین بودجه‌ی توسعه‌ای در بودجه سالانه توسعه دولت داشته است. ولایت دایکندی که از مناطق هزاره نشین و مرکزی می‌باشد هنوز یک کیلو متر سرک پخته ندارد. در برخی موارد وقتی از نامتوازن بودن بودجه توسعه‌ای در مجلس نمایندگان بحث صورت می گرفت، نمایندگان حکومت به صراحت اعلام می‌داشتند که این کمک‌ها طبق میل خود کشورهای تمویل کننده به مصرف می‌رسد در غیر آن کمک نمی‌کند. این نوع کمک‌ها که دید بی طرفانه در آن دخیل نباشد شکاف اجتماعی بیشتر شده، در درون افغانستان سبب ایجاد بدبینی نسبت به دولت و کشورهای تمویل کننده می‌گردد. اگر هر کشوری تمویل کننده در افغانستان نتواند جانب بی طرفی را بگیرد از نظر افکار عامه امریکا مسئول آن است. به طور نمونه کودکان مناطق آرام و مدنی اندیش، چون دایکندی، که در زیر نور خورشید به تحصیل بپردازد و یک بخش دیگر هر روز مکتب‌اش توسط طالبان ویران شود و فردا دوباره بازسازی شود، چگونه ممکن است در آن ولایت نفوذ گروه‌های رادیکال را محدود و گرایش به ارزش‌های مدنی و جامعه دموکرات را توسعه بخشید؟ ایالات متحده در رأس و سایر کشورهای کمک کننده، اگر در صدد حضور دوامدار خود در افغانستان و منطقه اند، لازم است که دیدگاه برابر با تمام شهروندان افغانستان داشته باشند و از آزادی و برابری و حقوق مردم بدون رنگ و رخ شان دفاع نمایند. برای این که افغانستان گذاری به یک جامعه قانون مدار و با ارزش‌های مدنی عرض وجود نماید، کمک‌های جامعه جهانی در ضمن که ضرور پنداشته می‌شود باید غیر جانبدارنه و متوازن باشد. اگر جامعه جهانی در کل و ایالات متحده در رأس آن نتواند دیدگاه فراگیر در برابر مردم افغانستان داشته باشند، احتمال شکست استراتژیک امریکا در هر نقطه افغانستان خارج از تصور نیست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه