در فواید فهم سریع

سخیداد هاتف

بعضی ملت‌ها یا اصلا نمی‌فهمند یا آن قدر دیر می‌فهمند که سوژه‌ی فهم شان کاملا از دنیا رفته است. مثلا یک نفر وسیله‌یی آهنی آورده به نام «خیشاخیش»و قیمت بالایی هم رویش گذاشته. می‌پرسی این چیست؟ می‌گوید: « با این سنگ را تشخیش می‌کنند». می‌پرسید تشخیش چیست؟ می‌گوید: « همین که سنگ را پنقچقمق می‌کنند دیگر.»

ملاحظه می‌کنید که این برادر یک چند هزار سال دیرتر وارد بازار شده و خبر هم ندارد که از وقتی که زبان دری عزیز مورد تهاجم فارسی قرار گرفته دیگر مردم پنقچقمق را نمی‌فهمند و به جای آن «اون روی سگمو بالا نیار» را استفاده می‌کنند.

حالا قصه‌ی شیرین انتحار است. می‌گویند مقام‌های امنیتی مدت‌ها پیش اطلاع داده بودند که انتحاری‌ها بر پارلمان کشور حمله می‌کنند.  این تعجبی ندارد. اکنون که کفایت و قابلیت افسانه‌یی نهاد‌های امنیتی افغانستان همه‌ی جهان را انگشت به زیر دندان کرده، این چیزها را می‌توان به حساب هنرمندی‌های غیرجدی امنیت ملی گذاشت. یعنی همان «این که چیزی نیست، ما از درون دسترخوان شان هم خبر داریم». ولی این قدر زود از ماجرا اطلاع یافتن هم خوب نیست. چرا که تا زمان وقوع انتحار فکر آدم طرف چیزهای دیگر می‌رود و فراموش می‌کند که انشاءالله قرار است به تاریخ پنجم ماه آینده تروریست‌ها وارد پارلمان شوند و همه را بکشند. نه به آن دیری دیر و نه به این زودی زود. مثال دیگرش همین تراشیدن سر استادان بود. گفته می‌شود دو نفر از استادان یک دانشگاه در غزنی سر یک مسئله‌ی بغرنج فلسفی با جمعی دیگر از استادان همان دانشگاه اختلاف نظر پیدا می‌کنند و خبر این اختلاف به گوش امنیت ملی می‌رسد. چند نفر از افراد امنیت دچار یک شک چند هزارساله می‌شوند و از همدیگر می‌پرسند که این‌جا شهر غزنی است یا اسپارت یا آسور؟ بعد ناگهان متوجه می‌شوند که وقت شان ضایع می‌شود. این است که می‌روند سر آن دو استاد را می‌تراشند تا مایه‌ی عبرت بقیه‌ی هخامنشیان شود.

این طوری خوب نیست. به نظر من، باید یک کورس بگذارند و در آن سعی کنند که دامن امنیت ملی را از آینده‌های دور و گذشته‌های بعید جمع کنند و به افراد این سازمان یاد بدهند که بر زمان حال متمرکز شوند. مثلا لازم نیست امنیت ملی ما ما را از انتحارهای نوزده سال بعد مطلع کند و در موردش پنجصد صفحه اطلاعات جزئی بدهد. از آن سو، لازم نیست که وارد قضایای مربوط به سه هزار سال پیش شود و سر استادان را بتراشد. بهتر است فعلا تمام تمرکز خود را بر سلسله‌ی «سنگین واسکتان» بگذارد و اگر گاهی می‌خواست به «موی باب» بچسپد، بیشتر غم ریش را بخورد نه موی سر را.

البته می‌دانم که طبق معمول کسی به من گوش نمی‌دهد، تا وقتی که کار از کار گذشته باشد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه