نگاه و جهان طالبان در نامه شان به داعش
چند روز قبل، طالبان نامهای سرگشادهای را به ابوبکر بغدادی، رهبر دولت اسلامی عراق و شام (داعش) به چندین زبان منتشر کردند. این نامه، خوشبینی در مورد طالبان را افزایش داده است، اما چیزی که ممکن است از دیدها پنهان بماند این واقعیت است که همین نامه، چیزهایی زیادی به ما در مورد طالبان و جهان شان می گوید. سه نمونه:
- 1. طالبان نامه را “بهحضور محترم ابوبکر البغدادی و تمام مجاهدینی که تحت قیادت مقام محترم بر خلاف اشغال آمریکا در حال جنگ هستند ” تقدیم می کنند.
کدام اشغال امریکا؟ هنگامی که داعش، کشتار، برده گیری، کوچ اجباری، تجاوز به اطفال و زنان و نمایش غیر قابل تصور وحشت را شروع کرد، نه امریکاییها در سوریه حضور داشتند، و نه در عراق تا داعش بر علیه آنها جهاد کند.
- 2. طالبان برای اثبات مشروعیت روش و عمل شان، در این نامه می نویسند که ” قائدین مشهور جهادی همانند شیخ اسامه رحمه الله این امارت شرعـی را تایید و با آن بیعت نموده اند”. یعنی تایید و بیعت بن لادن را به عنوان یکی از منابع مشروعیت شان لیست میکنند.
- 3. طالبان برای غیر ضروری نشان دادن نگرانی جهادیهای خارجی در مورد افغانستان مینویسند که ” قائد المجاهدین شیخ اسامه بن لادن” و ” قـاهر الصلیبین ابومصعب الزرقاوی ” شاگردان مدرسهای جهاد افغانستان هستند.
” جماعت توحید و جهاد ” که بعدا به ” تنظيم قاعدة الجهاد في بلاد الرافدين ” تغییر نام داد، به دست ابومصعب زرقاوی بنیانگذاری شد. این سازمان جهادی به رهبری زرقاوی، آن چنان جنایات هولناک در حق مردم عادی عراق (سنی، شیعه، مسیحی و …) انجام داد که حتا تروریستانی چون ایمن الظواهری مجبور شدند از آن بیزاری بجویند. جالبتر اما این است که بازماندگان همین سازمان در همدستی با بازماندگان ارتش صدام و بعثیها (ارتش مردان نقشبندی) و تروریستان آزاد شده از زندانهای سوریه، داعش را ایجاد کردند!
دنیای طالبان، همان دنیای بن لادن، زرقاوی، داعش و دیگر گروههای تروریستی است. رقابت میان طالبان و داعش را باید بهعنوان فرصتی دید برای ضربه زدن به طالبان که تهدید بزرگتر و جدیتر هستند، نه برای آرایش مدنی چهرهای این گروه تروریستی.
