زمان برای مذاکره؛ چگونه با طالبان گفت‌وگو شود؟

حمید مهدوی
حمید مهدوی
عبدالحمید مهدوی متولد ۱۳۶۷ خورشیدی و فارغ التحصیل دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل از بهار ۱۳۹۲ به عنوان مترجم در روزنامه اطلاعات روز کار می‌کند.

منبع: فارین افیرز

نویسندگان: جیمز دوبین و کارتر مالکایشن

برگردان: حمید مهدوی

بخش اول

افغانستان احتمالاً به آغاز مذاکرات صلح نزدیک شده است. در جریان چند ماه گذشته، افغانستان، پاکستان و طالبان افغانستان گام‌های بلند و غیر منتظره‌ای را در راستای گفت‌وگوها برداشته اند. در اوایل ماه می، اعضای گروه طالبان و حکومت افغانستان حتا در قطر ملاقات کردند و علاقه‌ی واقعی به آغاز مذاکرات رسمی نشان دادند و گامِ دلگرم کننده‌ای برداشتند.

از سال 2001 بدین‌سو، فرصت‌هایی گفت‌وگو برای رسیدن  صلح پیش آمده و از دست رفته است. گاهی، این روند به دلایل سیاسی، از جمله سکوت ایالات متحده در تعامل با طالبان، متوقف شده است. گاهی هم، بحث‌ها به دلیل سوء ارتباطات یا نبود یک اجماع سیاسی در افغانستان،  ناکام مانده است. تا سال 2010 وضع این گونه نبود؛ زمانی که ایالات متحده گفت‌وگوهای صلح را به عنوان بهترین راه برای پایان دادن به جنگ در افغانستان کاملا پذیرفت و حتا پس از آن، این روند کند و غیر مداوم بود.

اما احتمال می‌رود این‌بار این روند به گونه‌ی دیگری دنبال شود. اشرف غنی، رییس جمهور جدید افغانستان، گفت‌وگوهای صلح را در محراق برنامه‌های کاری‌اش قرار داده است. ظاهرا پاکستان و چین، هردو، نسبت به آغاز این روند راضی به نظر می‌رسند و طالبان خودشان به طور ضمنی گفته‌اند که مایل اند از پایان دادن به خشونت و جنگ حمایت کنند.

ایالات متحده باید این لحظه را غنیمت شمرده و برای پیشبرد روند صلح هرکاری که می‌تواند انجام بدهد. واشنگتن باید از ترکیب یک سیستم پاداش و مجازات استفاده کند، تا بتواند نسبت به امینت افغانستان متعهد بماند. واشنگتن باید به نیروهای افغانستان کمک کند در میدان نبرد دوام بیاورند و بالای طالبان نیز اعمال فشار کند تا طالبان را در میز گفت‌وگوها نگهدارد و بپذیرد که در پایان یک سلسله امتیازات ضروری خواهند بود. مهم تر از همه، واشنگتن باید نسبت به جدول زمانی خروج و حمایت از افغانستان در سال 2017 و فراتر از آن، انعطاف پذیر باشد.

البته ممکن است نتیجه‌ی گفت‌وگوهای صلح یک صلح دوامدار نباشد. در سال 2007، جیمز فیرن، دانشمند علوم سیاسی گفت که صرف 16 درصد جنگ‌های داخلی و شورش‌ها از طریق توافق ناشی از گفت‌وگوهای صلح پایان می یابند. حتا اگر تلاش برای مذاکرات  با نتیجه‌ی مبهم باشد، این گزینه برای افغانستان و ایالات متحده بهترین گزینه است. چسیبدن به وضع موجود افغانستان را به یک جنگ فرسایشی طولانی مدت فرو  برده و در نتیجه این کشور را ویران خواهد کرد. ثبات منطقه‌ای را دگرگون ساخته و بودجه ایالات متحده و متحدانش را نیز تحت فشار قرار می‌دهد.

یک قدم پیش، دو قدم پس

در دسامبر 2001، گروهی از مقام‌های بلند پایه طالبان با حامد کرزی دیدار کردند؛ در حالی که قرار بود کرزی به زودی رییس جمهور افغانستان شود و جنگ‌جویان ضد طالبان خودش در آن زمان در قندهار، در پایتخت جنوبی طالبان، در حال پیشرفت بودند.

در سال 2002، هیاتی از مقام‌های ارشد طالبان یک بار دیگر نزد کرزی آمدند. در همان سال، نیروهای ایالات متحده، حتا وکیل احمد متوکل، وزیر امور خارجه پیشین طالبان، را زمانی که به کابل رسید تا با مقام‌های حکومت افغانستان دیدار کند، زندانی کرد.  درسال 2003، طالبان تمرکز شان را به تصرف قلمرو تغییر دادند و پس از آن که طالبان حملات تهاجمی شان را در سال 2006 آغاز کردند، تلاش‌های صلح فروکش کرد.

در آخرین ماه‌های حکومت بوش بود که گفت‌وگوهای صلح شدت گرفت. در درون طالبان، یک جناح میانه رو به گفت‌وگوهای صلح علاقه پیدا کرده بود و در سال 2008، ملا عبدالغنی برادر، معاون ملا عمر، به زیردستانش اجازه داد تا تحت نظارت عربستان با مقام‌های حکومت افغانستان ملاقات کنند. هم چنین او با اعضای خانواده کرزی که هم قبیله‌های شان اند، ارتباط مستقیم برقرار کرد. در همان زمان، یک هیات طالبان با کای آیده، که در آن زمان فرستاده سازمان ملل متحد در افغانستان بود، در دبی ملاقات کرد. اما تمام این گفت‌وگوها در ماه فبروری 2010، زمانی که مقام‌های پاکستان ملا برادر را در کراچی بازداشت کردند، متوقف شد. این حرکت پاکستان به طور گسترده‌ای رای منفی این کشور در قبال گفت‌وگوهای مستقیم میان کابل و طالبان دانسته می شود. یک مقام امنیتی پاکستان در مصاحبه با نیویارک تایمز در سال 2010 پذیرفت: «ما [ملا] برادر را برداشتیم … چون [طالبان] تلاش می‌کردند بدون ما معامله کنند. ما از طالبان محافظت می‌کنیم. آن‌ها به ما وابسته اند. به آنها اجازه نخواهیم داد با کرزی و هندی‌ها معامله کنند».

علاوه بر آن، مفکوره صلح از طریق مذاکره، که برای اولین بار توسط ریچارد‌هالبروک، نماینده‌ی ویژه اوباما برای افغانستان و پاکستان در آن زمان، و بارنیت روبین،  یکی از مشاوران ارشد‌هالبروک، در داخل حکومت باراک اوباما از آن پشتیبانی شد، در ایالات متحده جذبه می یافت. در ماه می 2010 کرزی از واشنگتن بازدید کرد و اوباما ممنوعیت گفت‌وگو با رهبری طالبان را که در زمان بوش وضع شده بود، برداشت. در نتیجه آن، یک ماه بعد، کرزی لویه جرگه دایر کرد تا روی امکان گفت‌وگوهای صلح بحث شود. در ماه سپتامبر، او شورای عالی صلح را ایجاد کرد؛ شورای هفتاد عضوی با رهبری برهان الدین ربانی، رییس جمهور پیشین افغانستان، که اکثریت اعضای آن را فرماندهان مجاهدین افغانستان و اعضای پیشین طالبان تشکیل می‌دهند.

در حدود همین زمان، کاخ سفید، لخذر ابراهیمی، مقام ارشد پیشین سازمان ملل متحد در کابل و توماس پیکرینگ، معاون پیشین وزارت امور سیاسی ایالات متحده، را تشویق کرد تا امکان گفت‌وگوهای صلح در افغانستان را بررسی کنند. آن‌ها یک گروه بین المللی از دیپلمات‌ها را رهبری می‌کردند که به افغانستان و پاکستان سفر کرد و نماینده‌های پیشین و فعال طالبان را ملاقات کردند. آن‌ها به واشنگتن گزارش دادند که طالبان به امکان گفت‌وگوها با ایالات متحده علاقه‌مند اند. فعالیت‌ها ادامه داشت. در ماه نوامبر 2010 دیپلمات‌های امریکایی و نمایندگان طالبان برای نخستین بار در آلمان ملاقات کردند. در فبروری 2011، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده اعلان کرد که ایالات متحده رسما آماده است گفت‌وگوهای صلح را آغاز کند؛ هرچند او خاطرنشان کرد که هر توافقی مستلزم آنست که طالبان سلاح شان را بر زمین بگذارند، قانون اساسی افغانستان را بپذیرند و روابط شان را با القاعده قطع کنند. پس از اندکی تاخیر، گفت‌وگوها میان ایالات متحده و نمایندگان طالبان تا اواخر 2011 رسید و تا نخستین ماه‌های 2012 ادامه یافت؛ زمانی که طالبان تماس شان را قطع کردند و درخواست واشنگتن مبنی بر آغاز گفت‌وگوها با کابل را رد کردند.

این فرصت مهم و ویژه‌ای بود که از دست رفت؛ یک ناکامی در آغاز روند صلح در اوج حضور ایالات متحده؛ زمانی که نیروهای ناتو مناطق وسیعی را در مناطق مرکزی طالبان در قندهار، هلمند و ولایت‌های مجاور پس می‌گرفتند. تمام گروه‌ها مقصر بودند. در طرف افغانستان، کرزی نهایت تلاشش را کرد تا مانع روندی شود که هراس داشت وی را به حاشیه خواهد راند و خواستار آن شد که طالبان مستقیماً با حکومت او گفت‌وگو کنند. طالبان از گفت‌وگو با کابل خود داری کردند؛ مگر این که نخست چندین تن از رهبران پیشین شان از اسارت ایالات متحده در زندان گوانتانامو در کیوبا آزاد شوند. ایالات متحده به نوبت خود پیشنهاد اولیه‌ی کلینتون را با احتیاط دنبال کرد؛ چیزی که کشمکش‌های طولانی درون سازمانی و دو دلی مانع آن می شد. وزارت دفاع آمریکا نمی توانست در مورد مسایل مختلف مرتبط با گفت‌وگوها با وزارت خارجه به توافق برسد. به طور مثال، جنرال دیوید پتریوس که از سال 2010 تا سال 2011 فرماندهی ماموریت امنیتی به رهبری ناتو در افغانستان را برعهده داشت، ترجیح می داد تا زمانی که افزایش نیروها به موفقیت نظامی بیشتری نایل نه آمده است، گفت‌وگوهای صلح متوقف شود. دیگر مقام‌های پنتاگون پیشنهاد آزادی زندانیان گوانتانامو را در بدل، بوو برگدال، یک سرباز ارتش امریکا که در اسارت طالبان به سر می برد، رد کردند. کاخ سفید در ایجاد توافق سستی کرد و به این ترتیب این فرصت از دست رفت.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه