مقدمه‌ای کوتاه بر فمینیسم (Feminism: A Very Short Introduction)

اطلاعات روز

نویسنده: مارگارت والترز

انتشارات: آکسفورد

مترجم: معصومه عرفانی

بخش بیست‌و‌سوم

اواخر قرن نوزدهم: زنان مبارز4

امیلی دیویس از دیگر محافظه‌کارانی بود که به جز در مساله‌ی تحصیلات زنان، به مواضع حزبش کاملاً پای‌بند بود. او باور داشت تحصیلات، در تمام جنبش‌های زنان باید اهمیت مرکزی داشته باشد: «هیچ جای تعجب نیست، مردمی که یاد نگرفته اند هیچ کاری انجام بدهند، هیچ کاری برای انجام دادن نمی‌یابند». زمانی‌که او مجبور شد برای پرستاری از برادر بیمارش به الجزایر برود، فرصت ملاقات با باربارا لی اسمیت را پیدا کرد. لی اسمیت به او اطمینان داد که تعداد زیادی از زنان هستند که با اشتیاق، با آرمان‌ها و نارضایتی‌های او همراه و هم‌نظر هستند و او را تشویق به ادامه‌ی مسیرش کرد. دیویس پس از برگشت به انگلستان (همراه با دوستش الیزابت گارت) به میدان لانگهام رفت که اداره‌ی مرکزی «نشریه‌ی زنان انگلیسی» و «کمیته‌ی توسعه و بهبود وضعیت اشتغال زنان» در آن‌جا قرار داشت. او که اکنون انگیزه‌ی بیشتری یافته بود، در برگشت به خانه، دو شعبه از کمیته را در شمال به راه انداخت و در مقالاتی که برای روزنامه‌های محلی می‌نوشت، اهمیت افزایش فرصت‌های اشتغال برای زنان را به بحث می‌گرفت. او رنجیده‌خاطر از آموزش‌های ناچیزی که برای دخترانی مثل او فراهم بود نوشت: «آیا آن‌ها به مدرسه می‌روند؟ نه. آیا معلم خانگی دارند؟ نه. آن‌ها تنها تلاش می‌کنند از هر فرصتی‌ که برای‌شان وجود دارد استفاده کنند تا چیزی بیاموزند». او تحت تاثیر احساسات و تجربیات شخصی‌اش وضعیت دختران را چنین توصیف کرد:

«در زیر بار سنگین سرخوردگی‌هایی که بر آن‌ها آوار می‌شود وقتی به آن‌ها می‌گویند… به عنوان زنان، انتظار هیچ کار ارزش‌مندی از آن‌ها نمی‌توان داشت… یا این‌که بهترین کاری که می‌توانند انجام دهند این است که تمام علایق خود را کنار بگذارند و تنها مانند سایه‌ای، راهی را که مردان رفته اند دنبال کنند، چرا که با انتخاب هر راهی غیر از این تنها باید در انتظار شکست باشند».

زنان به خوبی می‌توانند درک کنند که چنین رفتاری تا چه ‌حد «سرکوب‌کننده و یاس آور» است و چه‌قدر برای یک زن دشوار است با وجود فشارهایی این چنینی، با شجاعت و استقامت به کارش ادامه دهد.

به رسمیت شناخته شدن گروه «زنان میدان لانگهام» از دیگر مسایلی بود که به او انگیزه می‌بخشید تا بر اهمیت خاص تحصیلات برای زنان تاکید کند. در آن زمان، در لندن و در کالج تازه تاسیس کوین و بدفورد، چیزی شبیه به یک مدرسه‌ی مناسب برای (بعضی) دختران طبقه‌ی متوسط وجود داشت. در 1862 ، دیویس موفق شد کمیته‌ای را تشکیل بدهد تا در جهت بهبود چشم انداز تحصیلی زنان، از شرکت آن‌ها در امتحان‌های ورودی عمومی دانشگاه که از سال 1858 آغاز شده بود حمایت کند. پس از تلاش‌های پیوسته، حرکتی آهسته اما پرقدرت و مذاکراتی سازمان یافته و دقیق، دانشگاه کمبریج در 1865 موافقت کرد تا به طور آزمایشی به زنان اجازه بدهد که در امتحان ورودی یکسان با مردان شرکت کنند.

دیویس همواره یک واقع‌گرا بود اما هرگز از اعتقادش به این‌که دختران، هم در مدرسه و هم در سطح دانشگاه، باید دقیقاً همانند مردان آموزش ببینند، دست برنداشت. البته او در کتابش «آموزش عالی زنان» که در 1866 منتشر شد، با توجه به وضعیت آن دوران، هوشیارانه از تاکید بیش از حد بر این مساله خودداری کرد. او در کتابش بیان داشت، ممکن است زنان «هرگز نتوانند مانند مردان عمل کنند… اما گمان نمی‌کنم این دلیل مناسب و منطقی باشد که به آن‌ها اجازه ندهیم تمام تلاش‌شان را به کار بگیرند و بتوانند انتخاب کنند که در چه زمینه‌ای علاقه‌مند کار هستند». دیویس موفق شد هزینه‌ی تاسیس یک موسسه تحصیلات عالی برای زنان در هرتفورشایر  جمع آوری کند (باربارا لی اسمیت سخاوت‌مندانه مبلغ زیادی برای این کار بخشید). این موسسه در ابتدای تاسیس تنها با پنج دانش آموز کارش را آغاز کرد. در 1873، این دانشگاه به کمبریج منتقل و به نام کالج گیرتون نام‌گذاری شد. موفقیت دیویس در این کار در 1879 توسط لیدی مارگارت هال در آکسفورد دنبال شد. اما امیلی دیویس، با وجود تمام ایده‌های رادیکالش در زمینه‌ی تحصیل زنان –تاکید بر این‌که دانش‌آموزان زن از همان ابتدا باید در امتحانات مشابه مردان شرکت کنند-، مسلماً خواستار این نبود که دانش‌جویان زنان از همان آزادی که دانش‌جویان مرد از آن برخوردار هستند، بهره ببرند. او از دانش‌جویانش انتظار داشت همواره رفتاری شایسته و در نهایت نزاکت داشته باشند. دیویس معتقد بود که رفتارهای «غیر زنانه» و خلاف عرف و سنت‌ها ممکن است تمام این پروژه را بر هم بریزد.

کار دیویس، به عنوان یک پیش‌گام در این عرصه، ارزش اساسی داشت. اگرچه دور از انتظار نبود که هنوز تا رسیدن به مرحله‌ای که زنان به برابری در تحصیلات عالی با مردان دست یابند، مسیری طولانی باید طی میشد. در لندن، کالج‌‌های کوین و بدفورد در 1878 شروع به اعطای مدارک تحصیلی به زنان کردند. اما در آکسفورد تنها در 1919 بود که زنان توانستند عضویت رسمی و کامل دانشگاه را به دست بیاورند. دانشگاه کمبریج اما با آن‌که از 1921 درجه‌ی «افتخاری» به زنان میداد، اما عضویت کامل آن‌ها در دانشگاه را تا 1948 نپذیرفت.

الیزابت گارت (که بعدها به نام الیزابت اندرسون شناخته می‌شد) از زنانی بود که برای ادامه‌ی تحصیلاتش تحت حمایت گروه میدان لانگهام قرار داشت. او در تلاشی مداوم، با شهامت و سرسختانه مقابل آن‌چه امروز تنها به عنوان یک مخالفت غیرعادی به نظر می‌آید، برای ادامه‌ی تحصیلاتش به عنوان یک پزشک تلاش می‌کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه