شهریار فرهمند
رسانههای پاکستانی گزارش داده اند که گویا دولت پاکستان از طریق واسطههایی، به رهبری طالبان افغانستانی هشدار داده که اگر عملیات بهاری خود در افغانستان را متوقف نکند، عواقب ناگواری در انتظار آنها است. منظور از عواقب ناگوار در این پیام، این است که اگر طالبان عملیات بهاری خود در افغانستان را متوقف نسازد، با ایستادگی و پاسخ محکم مشترک دولتهای افغانستان و پاکستان مواجه خواهند شد. اگر این خبر درست باشد، این نخستین بار است که دولت پاکستان به گونه رسمی و جدی از طالبان میخواهد جنگ را در افغانستان متوقف کند.
هنوز درستی و نادرستی این خبر روشن نیست؛ اما باتوجه به تحولات اخیر در مناسبات دو کشور خصوصا سفر اخیر نوازشریف به کابل و طرح تفاهمنامه تبادل اطلاعات استخباراتی میان امنیت ملی افغانستان و سازمان استخبارات نظامی پاکستان، این خبر قابل تامل است.
در حال حاضر با توجه به نزدیکی روابط افغانستان و پاکستان و نیز رفت و آمدهای پیهم میان کابل – اسلام آباد و اظهارات همکاری جویانهی مقامهای پاکستانی، امید به پیشرفت روند صلح را بیش تر کرده است. مقامهای پاکستانی در چند ماه اخیر مرتب از آمادگی این کشور برای پیش برد مذاکرات صلح سخن میگویند. دولت افغانستان نیز به وعدههای مقامهای پاکستان با خوش بینی برخورد میکند؛ اما عملا در روند مصالحه هیچ تغییر مثبتی به میان نیامده است. جنگ و حملات مسلحانهی طالبان در افغانستان نسبت به گذشته چند برابر افزایش یافته و رهبران طالبان هیچ اظهار نظر رسمیای که نشان دهندهی آمادگی آنها برای پیوستن به روند صلح باشد، نکرده اند. این امر، تردیدها به صداقت پاکستان در روند مصالحه و انجام بازی دوگانه را بیش تر میکند. به نظر میرسد که هنوز هم پاکستان با رفتار و کردار دوگانه نقش بازی میکند؛ نمیتوان به وعده های مقامهای پاکستان دل خوش کرد، تا زمانیکه اقدامهای عینی آنها را شاهد نباشیم. پاکستان سالهاست که متهم به بازی دوگانه در روند مبارزه با تروریسم است. این کشور از یک سو از متحدان اصلی آمریکا، ناتو و افغانستان در مبارزه با تروریسم به شمار میرود و سالانه ایالات متحده ی آمریکا و دیگر متحدان غربیاش میلیاردها دالر کمکهای نقدی و تسلیحاتی را به پاکستان میکنند تا با تروریسم و افراطگرایی مبارزه کند؛ اما از سوی دیگر، همواره از سوی افغانستان، هند و دیگر کشورهای منطقه متهم به صدور افراط گرایی و حمایت از تروریسم میشود. اکثر عوامل انتحاری و شبکههای تروریستی در افغانستان، در پاکستان آموزش میبینند و تجهیز میشوند و از آن جا به افغانستان اعزام میشوند. بیشتر یورشهای مسلحانه بر تأسیسات دولتی افغانستان و خارجیها در افغانستان، از سوی حلقههای تروریستی در پاکستان طراحی و اجرا میشوند. هستهی رهبری طالبان افغانی در کویته پاکستان است و رهبران و فرماندهان اصلی طالبان، شبکهی حقانی و دیگر گروههای تروریستی در افغانستان، در خانههای امن و مخفی در خاک پاکستان زندگی میکنند. اسامه بن لادن، رهبر القاعده در اسلام آباد در قلب تأسیسات نظامی پاکستان یافت شد و دیگر فرماندهان و رهبران ارشد القاعده و طالبان همه در پاکستان زندگی و فعالیت میکنند. این تنها افغانستان نیست که از تروریسم کنترول شدهی پاکستان زجر میبیند، بلکه هندوستان، کشورهای آسیای میانه و چین نیز از راهبرد سیاسی «صدور افراطگرایی» پاکستان آسیب میبینند. اکثر گروههای تروریستی و دهشت افگن در کشورهای آسیای میانه و چین در کمپهای افراطگرایان مسلمان در پاکستان آموزش دیده و تجهیز شده اند. حلقههای رهبری و فرماندهی اکثر این گروهها در پاکستان موقعیت دارند و در رابطهی پیچیدهای، با آی اس آی و نظامیان پاکستان پیوند میخورند. پاکستان در دو دههی اخیر سیاست صدور افراط گرایی را به عنوان ابزار اصلی سیاست خارجیاش انتخاب کرده است. این کشور از این ابزار در برابر کشورهای منطقه و همسایه و در معادلات منطقه کار میگیرد و هنوز هم نظامیان و سیاست مداران پاکستان این ابزار را کنار نگذاشته اند. این راهبرد برای این کشور خسارات سنگینی نیز در پیداشته است. پاکستان امروز خود یکی از قربانیان تروریسم و افراطگرایی است و همه روزه شهروندان و نظامیان این کشور از سوی گروههای تروریستی کشته میشوند. گروه های تروریستی و افراطگرا را که نظامیان و سیاست مداران پاکستانی برای پیش برد اهداف سیاست خارجی شان ایجاد کرده بودند، اکنون از کنترول شان خارج شده و به مشکل امنیتی جدی برای این کشور تبدیل شده اند. انتقادهای کشورهای منطقه و فشارهای داخلی و خارجی تاکنون سیاست مداران این کشور را وادار به دست کشیدن از بازی دوگانه در مبارزه با تروریسم نکرده است. هنوز هم این کشور به شکل صادقانه در مبارزه با تروریسم متحدان منطقهای و فرامنطقهای اش را همکاری نکرده است.
