خانه‌نشینی اجباری زنان پولیس

بی‌پولی، بیکاری و آینده‌ی ترس‌آور

اطلاعات روز
نیروهای پولیس زن طالبان در کابل/ طالبان

«مردان بهتر از زنان می‌توانند در پولیس وظیفه اجرا کنند. شما (زنان) را از پولیس نمی‌کشیدیم، مردان را می‌کشیدیم؟ حالا هم که معاش ندارید، خدا مهربان است؛ شاید یک مؤسسه خیریه کمک‌تان کند.»

این جملات بخشی از پاسخ یکی از فرماندهان طالبان به نرگس (نام مستعار) است؛ زنی که زمانی سرباز پولیس بود اما با فرمان جدید طالبان مبنی بر کاهش نیروها، از وظیفه‌اش برکنار شده است.

نرگس هشت سال پیش شوهرش را به‌دلیل بیماری از دست داد و مسئولیت بزرگ‌ کردن پنج فرزندش را به‌ تنهایی بر دوش گرفت. او برای تأمین معیشت خانواده به صفوف پولیس پیوست، اما به‌‌تازگی طالبان وظیفه‌اش را لغو کرده‌اند. حالا او معاشی ندارد، و چشم‌‌اندازی برای بازگشت به کار هم نمی‌بیند (به‌دلیل حساسیت وضعیت امنیتی، روزنامه اطلاعات روز از افشای محل وظیفه، نام اصلی و ولایت زندگی این سرباز زن خودداری می‌کند).

نرگس می‌گوید حدود دو ماه پیش، روزی برخلاف معمول، خیلی زود به خانه برگشت؛ رفتاری که فرزندانش را متعجب کرد. او می‌گوید: «قوماندان طالبان من را به دفتر خواست و گفت که شما تنقیص شده‌اید، دیگر رسمیات ندارید و می‌توانید خانه بروید. وقتی به خانه رفتم، فرزندانم تعجب کردند که چرا این‌ قدر زود برگشته‌ام. وقتی شنیدند که دیگر وظیفه نمی‌روم، آنان هم جگرخون شدند. حالا پول کتابچه و قلم فرزندانم را چه قسم پیدا کنم؟»

از تبعیض تا اخراج

با تسلط دوباره‌ی طالبان بر افغانستان، نخستین اقدام حکومت این گروه مرخصی اجباری همه‌ی نیروهای زن در پولیس بود. با گذشت چند ماه، شماری از این زنان، اغلب افراد مسن، دوباره فراخوانده شدند، اما این بازگشت دوام نیاورد.

نرگس می‌گوید: «چهار ماه بعد از آمدن طالبان، یکی از همکارانم زنگ زد و گفت که من هنوز در پولیس وظیفه دارم. قوماندان صاحب به من گفته تو را زنگ بزنم که فردا یک‌ بار به وظیفه بیایی.»

او ادامه می‌دهد: «فردای آن روز وقتی به وظیفه رفتم، همه چیز تغییر کرده بود. در جمهوریت تنها یک بیرق در حویلی قوماندانی امنیه ولسوالی بود، اما حالا بیرق طالبان روی بام و دیوارها آویزان شده بود. گوشه‌های حویلی پر از موترها و تانک‌های هاموی تخریب‌‌شده در جنگ‌ها بود. طالبان با پیراهن و تنبان گشت می‌زدند. وقتی خودم را معرفی کردم، مرا به بخش اداری بردند. در آن زمان، کارمندان اداری و تخنیکی به‌‌دلیل ناآشنایی طالبان با امور کاری، هنوز در وظایف‌ شان باقی مانده بودند. مسئولان اداری به من گفتند که تصمیم گرفته شده شما به وظیفه‌ی‌تان ادامه دهید، و من قبول کردم.»

برای نرگس، کار در ساختار پولیس تحت حاکمیت طالبان، مملو از تبعیض جنسیتی بوده، اما به‌گفته‌ی خودش، جز ادامه‌ دادن به وظیفه، راه دیگری نداشته است. او می‌گوید: «طالبان هیچ‌‌گاهی به‌عنوان زن پولیس برای من احترام قایل نبودند و قوماندانان‌شان اصلا نمی‌خواستند که با من صحبت کنند. وقتی مرا به وظیفه توظیف می‌کردند، در حالی صحبت می‌کردند که روی‌‌شان را به طرف دیگر می‌گرفتند. من نمی‌دانستم که این کار را به‌باور خودشان به‌خاطر مرتکب‌ نشدن به گناه می‌کردند یا به‌خاطر تبعیض. اما من بسیار رنج می‌بردم. چاره نداشتم و باید تحمل می‌کردم.»

نرگس می‌گوید که در زمان جمهوریت با علاقه‌‌مندی به وظیفه می‌رفت، چون احساس می‌کرد نظام از او حمایت می‌کند. اما در امارت طالبان، هیچ‌‌گونه انگیزه‌ای برای او باقی نمانده بود و تنها به‌دلیل مجبوریت به کار ادامه می‌داد؛ «طالبان به من هیچ نوع ارزش قایل نبودند. به‌خاطر تنها بودنم، هر روز در گوشه‌ای از قوماندانی غذا می‌خوردم. روزهایی هم که کاری نبود، دفتر یا شعبه‌ای برای نشستن وجود نداشت.»

با آن‌که کار در صفوف پولیس تنها منبع درآمد نرگس بود، پس از برکناری دیگر گزینه‌‌ای برای تأمین معیشت خانواده نداشت. او دوباره به طالبان مراجعه کرده، اما با پاسخ منفی مواجه شده است. نرگس می‌گوید: «طالبان به من گفتند که شما را دیگر در نظام نمی‌گیریم، زیرا شما در زمان جمهوریت وظیفه انجام داده‌اید و بیومتریک نظام پیشین را دارید. یکی از علت‌های منفک‌ کردن شما، جمهوریتی‌ بودن‌تان است.»

او حتا تلاش کرده تا با استفاده از شناخت‌های شخصی‌اش در دستگاه پولیس، بار دیگر به وظیفه برگردد، اما این تلاش به نتیجه‌ای نرسیده است؛ «به‌خاطر دوباره شامل‌ شدنم در صفوف پولیس، نزد افراد بلندپایه طالبان که می‌شناختم رفتم و گفتم من اولاد دارم، نفقه اعضای خانه به دوش من است و بدون این کار، دیگر شغلی برایم مساعد نیست. مرا دوباره در پولیس بگیرید، اما این کار را نکردند.»

تغییر نقش پولیس زن

در دوران حاکمیت طالبان، از زنان پولیس تنها برای بازجویی از زنان و بازرسی خانه‌ها استفاده می‌شود؛ آن‌ هم بدون آن‌که اجازه‌ی حمل سلاح داشته باشند. این زنان معمولا همراه با نیروهای مرد پولیس طالبان به محل رویداد اعزام می‌شوند، اما نقش آنان محدود به تعامل با زنان و باز کردن درهای منازل است.

برای نرگس، این پرسش جدی مطرح است که در نبود پولیس زن، طالبان چگونه می‌خواهند وظایف مربوط به تحقیق از زنان و بازرسی خانه‌ها را انجام دهند؟ آیا قرار است همه‌ی مراحل تلاشی و تحقیق توسط مردان صورت گیرد؟

او می‌گوید: «من بیشتر با طالبان برای بازرسی خانه‌ها و گرفتن اظهارات از خانم‌های متهم به ساحه می‌رفتم. نمی‌دانم که طالبان در نبود پولیس زن چه قسم وارد خانه‌های مردم می‌شوند. من هنگام بررسی خانه‌ها اول وارد خانه می‌شدم و با خانم‌ها صحبت می‌کردم که نترسند. هنگام بازرسی منزل توسط مأموران مرد، با آنان بودم.»

نرگس می‌گوید با وجود تمام محدودیت‌ها و دیدگاه‌های تنگ طالبان، همچنان علاقه‌مند بود که به کار خود ادامه دهد. او می‌افزاید: «از این طریق می‌توانستم به زنان کشورم خدمت کنم.»

او تجربه‌هایش در مأموریت‌های خارج از شهر را این‌‌گونه شرح می‌دهد: «وقتی برای تلاشی یا امور امنیتی به روستاها می‌رفتیم، زنان محل با دیدن من حس آرامش می‌کردند. آنان وقتی می‌دیدند که یک زن همراه پولیس آمده، ترس‌شان از بین می‌رفت. من به آنان دل‌گرمی می‌دادم که نگران نباشند و خطری متوجه‌ شان نیست.»

آغازش هم دشوار بود

از ابتدا هم پیوستن به پولیس برای نرگس آسان نبود. او نخستین زنی از میان اقوام خود بود که این مسیر را انتخاب می‌کرد. نخستین مخالفت از سوی برادرش صورت گرفت، اما نرگس در نهایت توانست او را قناعت دهد که این وظیفه یک نیاز اجتماعی است.

او می‌گوید: «برادرم نمی‌خواست که من کار کنم. می‌گفت مردم من را می‌شناسند و شاید با هم بگویند که این خواهر فلانی است که با مردان کار می‌کند. مامایم هم می‌گفت خدا بزرگ است، شاید من بتوانم برایت کمک کنم؛ رفتن به پولیس بدنامی است، چون تا حالا زنی از منطقه‌ی ما پولیس نشده است.»

اما همه‌ی این تلاش‌ها و تجربه‌ها با روی‌کارآمدن دوباره‌ی طالبان نقش بر آب شد. براساس فرمان ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، تمام نظامیان وابسته به حکومت پیشین افغانستان، از جمله معدود زنان پولیس باید از کارشان برکنار شوند تا جای‌‌شان را نیروهایی بگیرند که در حملات مسلحانه، انفجارها و عملیات‌های انتحاری طالبان حضور داشته‌اند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه