جلوههاي عينيِ مدنيت ستيزي و خشونت گرايي در دانشگاه كابل، به روشني روز در جريان است. دانشكدهي شرعيات، به عنوان بزرگ ترين مركز صدور بنيادگرايي و ستيز با رفاه و آرامش، عملاً در آموزش و ديكتهي بنيادگرايي به دانشجوياناش فعاليت ميكند.جزوه هاي آموزشي رسمي ثقافت كه خواندن آن در تمام سمسترهاي دانشكدهها اجباري ست، عملا گفتمان خشونت را تبليغ ميكند. خوابگاه هاي دانشگاهها، مسجدها و حلقههاي گفت و گوهاي سري دانشجويان بنيادگرا، بسيار فعال تر از جريان عادي آموزش دانشگاه دارند جريان را به نفع خودشان اداره ميكنند. دانشگاه، به معناي واقعي كلمه، در بحرانِ افتادن در كام بنيادگرايي قرار دارد اما، كمتر كسي متوجه اين جريان خطرناك است.دانشجويان بنيادگرا، با خودسري و لجام گسيختگي، هرنوع راهپيماييِ را كه دوست داشته باشند، تحت هر شرايطي كه بخواهند در دانشگاه برگزار ميكنند. دانشگاه را ميبندند و پرچم داعش، القاعده و طالب را در برابر چشمان رسانهها و حكومت بلند ميكنند. بروشورهاي تبليغي بنيادگرايانه را با تحكم وبه زور بر دهليزها و ديوارهاي دانشكده ها نصب ميكنند. گفتمان خلافت اسلامي كه اعلام دشمنيِ صريح و مستقيم با دمكراسي و حقوق مدني است را به فعال ترين گفتمان جاري ميان دانشجويان تبديل كرده اند. در يك كلام، دانشگاه كابل به مرور دارد عملا در كام بحران خطرناك بنيادگرايي سقوط ميكند اما به تازگي انفجار خفيف دو بمب جاسازي شده در دانشگاه، خاطر نازك و بيدار ملت را رنجانده است و از ديروز به اين سو، زنگ خطر ملت به صدا در آمده است. مدت هاست كه نظام آموزش و خردورزي دانشگاه از انفجار هاي مهيب بنيادگرايي زخمي ميشود اما نگاه ها هميشه به سطح بوده است تا به عمق. نگران آن دو بمب نباشيد. يك كارِ عملي كوتاه و كوچك دانشجويان شرعيات بود كه بخير گذشت! بترسيد از موج زخمي و خطرناكي كه به ريههاي مسموم دانشگاه جاري ست و جز به كشتن و خشونت و خون، سير نميشود.
خادم كريمي
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
