نویسندگان: حکمتالله اعظمی و جیمز ویر
برگردان: جواد زاولستانی
منبع: دیپلمات
بخش دوم
تعادل نازک و شکنندهی جبنشهای جهادی و شورشیان در داخل افغانستان در آستانهی تحول است
وکیلاحمد متوکل که در زمان طالبان وزیر خارجه بود، در جریان بحثها با نویسندگان این مقاله، این نگرانیها را تأیید کرد. او گفت که منابع عظیم مالی و به دستآوردن مناطق وسیع در سوریه و عراق برای طالبان جوان و دیگر همقطاران آنان جذابیت دارد. متوکل از سه فرمانده سطح متوسط طالبان به عنوان مثال یاد کرد که به خاطر منافع مالی به گروه دولت اسلامی پیوستند: سید اماراتی در ولایت لوگر، مولوی نجیب از ولایت میدانوردک و مولوی قهار از ولایت کنر. این فرماندهان طالبان پس از آن به گروه دولت اسلامی پیوستند که ا ز سوی رهبری طالبان به خاطر دستداشتن در باجگیری بیش از حد، اختطاف و دیگر فعالیتهای جنایتکارانه توبیخ شده بودند.
رهاکردن صفوف طالبان و پیوستن به گروه دولت اسلامی تنها به گروه کوچکی از فرماندهان یا سربازان پیادهی طالبان محدود نمیشود، بلکه شامل رهبران بلندپایهی طالبان نیز میشود که با رهبری این گروه موافق نیستند و از آنان ناراضی اند. عبدالقیوم ذاکر پیش از خلعشدن در ماه اپریل 2014، فرد شماره دوم طالبان در امور نظامی بود. بر بنیاد منابع طالبان در جنوب، عبدالرووف خادم آگاه بود که زندگیاش در خطر است و عبدالقیوم ذاکر را به عنوان جانشین بالقوهاش یاد کرده بود. هم خادم و هم ذاکر قبلا در خلیج گوانتانامو زندانی بودند و در آنجا بود که هر دو به سلفیسم روی آوردند. هر دوی آنان بر عملکرد مولوی اخترمحمد منصور که اکنون معاون ملا عمر است، اعتراض دارند و میگویند که او شایستهی داشتن مقام بلندی نیست و نیز در تعیینات سطح بالای طالبان، وابستگان و افراد قبیلهاش را بر دیگران ترجیح میدهد. بر علاوه، ذاکر در این اواخر به خاطر گروه دولت اسلامی، کمک ایران را رد کرده است.
پاسخ طالبان افغانستان به گروه دولت اسلامی
یک فرمانده ارشد طالبان به نویسندگان این مقاله گفت که بزرگترین اولویت طالبان در برابر گروه دولت اسلامی، حفظ افراد کنونی و بازگرداندن افراد و چهرههای جداشده است. رهبری طالبان یک کمیسیون استخدام ایجاد کرده است تا با کسانی که این گروه را ترک کرده و به گروه دولت اسلامی پیوستهاند، ارتباط برقرار سازند. این فرمانده طالبان گفت که هدف از نشر زندگینامهی ملا عمر در این اواخر، این بود تا دوام نقش رهبری او را با وجود غیبتش از دید عموم، نشان دهد. بعضی از فرماندهان طالبان به دلیل غیبت درازمدت ملاعمر این گروه را ترک کرده و به گروه دولت اسلامی پیوستهاند. نشر زندگینامهی ملا عمر تلاشیست تا این دیدگاه را تغییر دهد. منابع طالبان افغان میگویند که هیئتی از سوی گروه خراسان دولت اسلامی با شورای رهبری طالبان دیدار کردند تا برای یافتن راه مشترک بحث کنند، اما به توافقی نرسیدند. هیئت گروه دولت اسلامی متشکل از فرماندهان تحریک طالبان پاکستان و اعضای پیشین طالبان افغان بوده است.
منابع طالبان میگویند که این گروه از گروه دولت اسلامی در صورتی استقبال میکند که مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان، جنبش اسلامی ازبکستان، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و دیگر گروههای تروریست محلی و فراملی که در گذشته با طالبان کار کرده اند،کار کند. این گروهها تا زمانی میتوانند برنامهها و اهداف خود را دنبال کنند که دخالتی به امور طالبان محسوب نشود و بعضی وقتها، در صورت درخواست، طالبان را کمک کنند. با ظهور گروه دولت اسلامی یک نوع رقابت بروز خواهد کرد و آن گاه، ائتلاف گروههای کوچکتر خیلی تعیینکننده خواهد شد. گروههایی مانند حزب اسلامی حکمتیار که در همکاری با طالبان همواره بیمیل بوده و با این گروه تنش داشته است، احتمال دارد به خاطر ایجاد یک قدرت هموزن قدرت طالبان، از گروه دولت اسلامی با آغوش باز استقبال کند. در عین زمان، جنبش اسلامی ازبکستان و سلفیهای با اهداف جهانی، پیشاپیش تغییر بیعت شان را از ملا عمر به البغدادی اعلان کردهاند.
اما مقامهای استخباراتی در جنوب و جنوبشرق افغانستان به نویسندگان این مقاله گفتند که جنبش اسلامی ازبکستان و تحریک طالبان پاکستان همچنان در همکاری نزدیک با طالبان افغان کار میکنند. شورشیان سطح پایین و سطح میانهی تمام گروههای تروریستی و جهادی مجبور اند با هم همکاری کنند به ویژه،با در نظرداشت امور عملی پناهگاهها و فعالیتهای روزمره. توانایی طالبان افغان و تحریک طالبان پاکستان در ایجاد پناهگاههای امن در هردو کشور به نفع تمام پیکارجویانیست که در سطح تمام منطقه فعالیت دارند.
نتیجهگیری
از آنجایی که ارتباطات دیجیتالی نزدیکی جغرافیایی و ارتباطات فردی و روبرو را برای جذب پیکارجویان غیرضروری ساخته است، پیوستن به گروهی مانند گروه دولت اسلامی آسانتر میشود. قبلا تعیینات از بالا به پایین صورت میگرفت و این نیاز به اجازهی بخش رهبری و ارتباط اجتماعی داشت. اما برای گروه دولت اسلامی، این کار بر عکس است. یک مرد جوان یا گروه کوچکی از دوستان میتوانند یک ویدیو را فلمبرداری و بیعت شان را به گروه دولت اسلامی اعلان کنند و سپس آن را در انترنت و شبکههای اجتماعی بگذارند؛ گروه دولت اسلامی یقینا به آن واکنش مثبت نشان خواهد داد و برای آنان نقشی قایل خواهد شد.
از یکسو، ظهور گروه دولت اسلامی در منطقه تهدید بزرگی را متوجه طالبان افغان میسازد. طالبان این تهدید را کوچک نشان میدهند، در حالی که تلاش میکنند کسانی را که از این گروه جدا شده و به گروه دولت اسلامی پیوستهاند، به بازگشتن قناعت دهند و از پیوستن دیگر افراد خود به گروه دولت اسلامی جلوگیری کنند. در سوی دیگر، به نظر میرسد که گروه دولت اسلامی میخواهد در افغانستان با طالبان همکاری کند، اما نه به قیمت از دستدادن هویت خود. اگر همکاری علنی گروه دولت اسلامی و طالبان سبب ناراحتی پاکستان شود، طالبان و داعش میتوانند مناسبات کاریشان را مخفی نگهدارند؛ مانند مناسبات طالبان با تحریک طالبان پاکستانی، جنبش اسلامی ازبکستان، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، القاعده و دیگر گروههای پیکارجوی خارجی.
در عین زمان، در سناریوی دیگر که طالبان در رسیدن به توافق با گروه دولت اسلامی ناکام میشود و عملا با حضور این گروه در افغانستان مخالفت میکند، عناصر طرفدار گروه دولت اسلامی مجبور خواهند شد که در مناطق بیرون از کنترل طالبان جابجا شوند. جای احتمالی برای این تغییر موقعیت، مناطق قبایلی پاکستان است، جاییکه آنان میتوانند به تدریج و به آسانی پیکارجویان را برای عملیات در داخل افغانستان به صفوف خود جذب کنند. اگر گروه دولت اسلامی بتواند چهرههای بانفوذ طالبان مانند عبدالقیوم ذاکر را موفقانه در صفوف خود جذب کند، میتواند تعادل ظریف اما شکنندهی جنبشهای جهادی و شورشیان داخل افغانستان را برهم بزند و سبب صفبندیهای جدید در میان گروههای ضددولتی در منطقهی خراسان خواهد شد.
