چند روز پیش عکسی دیدم از ملاقات رییس جمهور با یکی از وزیران. زیرش توضیح داده بودند که وزیر گزارش صد روز کار خود را به رییس جمهور میدهد. آن عکس یک وضعیت نرمال را نشان میداد. رییس جمهور یک کشور از اعضای دولت خود گزارش میگیرد و میخواهد از این طریق مطمئن شود که هر چیز سر جای خود است و درست کار میکند. اما در زیر پوست این وضعیت نرمال دو نکتهی دیگر نیز هستند:
یک- رییس جمهور، با آنهمه گرفتاری و درگیری، تا کجا بر چند و چون کار وزارتخانهها میتواند اشراف داشته باشد تا گزارش گرفتنش چیزی بیش از یک نمایش تبلیغاتی باشد؟ به بیانی دیگر، رییس جمهور از کجا میفهمد که یک وزارتخانه وظایف خود را درست انجام میدهد یا نه؟ نظارت ارزشسنجانهی رییس جمهور در این زمینه وقتی معنا دارد که قبول کنیم ایشان بر تمام حوزههای کار یک دولت اشراف تکنیکی دارد و پیوندها و پیامدهای فعالیت در هر حوزهی کاری همهی وزارتخانهها را میداند. میدانیم که چنین فرضی معقول نیست. حالا سوال این است که رییس جمهور از این گزارشگرفتنها چه چیزی میطلبد؟
دو- فرض کنید یک وزیر کار خود را خوب انجام نمیدهد و وزارتخانهاش خیلی بد عمل میکند. رییس جمهور در برابر این وزیر چه کار میکند؟ مثلا اگر وزیری که بعد از ماهها چانهزنی پشت پرده سرانجام رای اعتماد پارلمان را گرفته، آدم ناقابلی باشد، رییس جمهور با او چه کار خواهد کرد؟ همهی ما میدانیم که وزیران دولت ما بدون استثنا از پیچوخم ملاحظات سیاسی و قومی محض به وزارت رسیدهاند. آیا اگر این وزرا بعد از صد روز گزارشهای مزخرفی بدهند، رییس جمهور آنان را برکنار خواهد کرد؟ آیا رییس جمهور حاضر است با بحرانهای اجتنابناپذیر ناشی از این اقدامات خود در این زمینه روبهرو شود؟
به نظر میرسد که رییس جمهور ارادهی واقعی برای عبوردادن کشور از نابهسامانی ندارد. وگرنه به جای این حرکتهای کوچک و بزرگنماییشدهی بیمعنا و نمایشی، باید به اموری توجه کند که زیربنای هستی این دولت را با خطر روبهرو کرده و آن قویترشدن فرایندهی طالبان است. ممکن است کسانی بگویند که حکومتداری خوب قویترین سلاح برای مقابله با خطر طالبان است. اما همهی ما، بیمدد تحلیلگران داخلی و خارجی، میدانیم که حکومتداری خوب فعلاً مزاحی است که گریه میآورد و نباید به آن دل بست. حالا که خیری از این دولت نمیرسد، اگر رییس جمهور واقعاً میخواهد کاری کند، اولین کارش باید سرکوب مخالفان مسلح کشتارجویی باشد که هر روز قویتر و وحشیتر میشوند.
شاید رییس جمهور خودش به اصطلاح افغانها «وارخطا» است و سعی میکند با نرمال نشاندادن وضعیت در یک حاکمیت مثلاً مقتدر از وحشت آنچه بر گردش میگذرد، فاصله بگیرد.
