صدیقالله توحیدی، رییس دیدهبان رسانههای آزاد افغانستان (نی)
در بیش از سیزده سال گذشته، یگانه دستآورد مهم در کشور، تقویت و توسعهی رسانهها و آزادی بیان بوده است. در این مورد همه موافق اند که در کنار همهی چالشهایی که افغانستان دارد، آزادی بیان از ویژگیهای بارز و مثبت آن بوده و خبرنگاران با وجود همهی چالشها، توانستهاند در این عرصه گامهای بلندی را بردارند.
کشتهشدن بیش از 45 خبرنگار داخلی و خارجی مؤید این مدعاست که این ارزش بهسادگی به دست نیامده که به دستور هر مقام دولتی، بهشمول وزیر اطلاعات و فرهنگ، محدود گردد. آزادی بیان به حیث یک ارزش مهم، از حمایت مردم و جامعهی جهانی برخوردار است و بر بنیاد مادهی سیوچهارم قانون اساسی، این ارزش از حقوق اساسی شهروندان کشور میباشد.
همچنان قانون رسانههای همگانی، میکانیزم تأمین این حق را مشخص کرده و امروزه بیش از 10 هزار رسانهگر، بهشمول گزارشگران خبری و تحقیقی، مدیرمسئولان، عکاسان خبری، گویندگان، گردانندگان، تهیهکنندگان و… مشغول این شغل شریف اند.
در حکومت رییس جمهور کرزی، هرچند به پروندههای قتل خبرنگاران رسیدگی نشد، به شکایتهای خبرنگاران و رسانهها ترتیب اثر داده نشد، تسهیلات لازم برای رسانهها از لحاظ حقوقی- مانند قوانین باکیفیت و خوب- تدوین نشد، از لحاظ امنیتی دایرهی کاری خبرنگاران در مراکز ولایتها محدود بود، از لحاظ اقتصادی یارانههایی با در نظرداشت اصل تساوی برای رسانهها داده نشد و از لحاظ سیاسی ارادهی دولت مبنی بر اعمال محدودیت فراقانونی وجود داشت؛ اما با وجود همهی این چالشها، رییس جمهور کرزی بارها به باد نقد و انتقاد رسانهها قرار گرفت و طنزهای تلخی از طریق رسانههای چاپی و دیداری ایشان را هدف قرار دادند؛ اما رییس جمهور کرزی به طور رسمی و مستقیم از هیچ رسانهای شاکی نشد و دستور مورد پیگرد قانونی قراردادن هیچ نویسنده، خبرنگار و مدیرمسئولی را صادر نکرد.
اما بدبختانه وزارت اطلاعات و فرهنگ همیشه متصدیانی داشته است که نه تنها سعهی صدر کرزی را نداشتند، بلکه خود را مقدستر از دیگران میپنداشتند و به همین دلیل، بارها دست رسانهها و خبرنگاران در گریبان وزیران اطلاعات و فرهنگ بوده است. یک دور تصدی آقای خرم و دو دور وزارت آقای رهین، روزهای تلخ و ناگواری بود که در تاریخ مطبوعات و رسانههای کشور به ثبت رسیدهاند.
عبدالکریم خرم در دوران وزارتش تلاش کرد که رسانهها محدود شوند و جنگ واژگان را آغاز کرد؛ اما به جایی نرسید. برخی لوحههای ادارههای رسمی آن وزارت را خواست تغییر دهد؛ اما با واکنشهای جدی مواجه شد که مجبور به عقبنشینی گردید.
تلاشهای دکتر رهین برای سانسور، زیر عنوانهای گوناگون، نه تنها مؤثر واقع نشدند، بلکه سبب انزجار رسانهها از او شدند و خبرنگاران حتا از حضور در نشستهای خبری او خودداری میکردند.
پروندهسازیهای رهین و خرم در برابر خبرنگاران، نه تنها به سود تقویت اقتدارشان تمام نشد، بلکه سبب شد تا فاصله میان حکومت و رسانهها عمیقتر گردد.
اکنون که نوبت به باری جهانی رسیده است، ایشان ناشیانهتر از اسلافشان عمل کرده و در سوم می (روز جهانی آزادی مطبوعات) که شعار آن «بگذارید رسانهها رشد کنند» بود، جلبنامهی چهار روزنامه از سوی کمیسیونی که تا هنوز غیرقانونی است، صادر میشود و جشن آزادی مطبوعات را به کام روزنامهنگاران و خبرنگاران تلخ میسازد.
بدتر از همه اینکه برای توجیه این اقدام عجولانه، آقای باری جهانی در نشست خبری شام همان روز، نشر مطالب چهار روزنامه را هتک حرمت و توهین خواند.
ما انتظار داشتیم که آقای جهانی این جلبنامهها را رد کند و خواستار همکاری رسانهها در روزهای نخست مأموریتش گردد، نه اینکه باز هم به وسیلهی کمیسیونی که سالها سبب ایجاد فاصله میان وزارت و رسانهها شده، به دفاع از خود برخیزد.
حداقل برای رفع کدورت خبرنگاران و برای ایجاد فضای همکاری هم ایشان نباید اصرار میکردند که نامههای یادشده قانونی اند.
از آقای جهانی باید پرسید که آیا شما لازم ندیدید که از روز جهانی آزادی مطبوعات با برگزاری محفل باشکوهی تجلیل میکردید تا جلب مدیرمسئولان روزنامههایی که به باور شما یا برخیهای دیگر بر ساحت مقدستان تجاور کردهاند؟
توصیهی مهم برای وزارت اطلاعات و فرهنگ این است که در وضعیت حساس کنونی با چنین مسایل با سعهی صدر برخورد کرده، بگذارد که سربازان ما در جبهات گرم برزمند، نه اینکه در شهرهای بزرگ، جنگهای رسانهای قومی و سیاسی در بگیرند. ممنوعالخروجکردن چندین عنوان کتاب، آغاز درگیریهای فرهنگی، قومی و سیاسی را سبب شده و مسؤلیت این تنشنج به دوش ایشان خواهد بود.
در فرجام باید گفت که «آزادی بیان» خط سرخ است و همانطوری که وزیران پیشین هرازگاهی به نحوی آزادی بیان را مورد تعرض قرار دادند و با واکنشهای تند جامعهی رسانهای مواجه شدند؛ پس از این نیز هرگاه به این حق تعرض شود، رسانهها به این خودآگاهی و انسجام رسیدهاند که از حق خود دفاع کنند. جهت آزادی بیان به پیش است و دیگر هرگز به عقب بر نخواهد گشت.
