چه چیزی سبب میشود گروه طالبان را متقاعد کند که به پروسهی صلح بپیوندند. چرا آنان در زمانی که گفتوگوهای صلح تقویت شده است، دست به عملیات نظامی در تعدادی از ولایات کشور بزند؟
به نظر میرسد تمامی فشارهایی که طالبان در بهار امسال بر دولت وارد کردهاند، در محور مذاکرات صلح میچرخد. این واقعیت که طالبان خواستار سهم بیشتر در دولت افغانستان است، آنان را وادار میکند تا با راهاندازی عملیات در نقاط مختلف کشور، آن سهم را از مذاکرات صلح به دست آورد.
گفتوگوهای دفتر قطر آیا این خواسته را فراهم میکند؟ مسئلهای است که باید منتظر نتایج این گفتوگوها باشیم. دولت افغانستان آیا امتیازات بیشتری به طالبان میدهد؟ جواب این سوال بستگی به این دارد که در گفتوگوهای صلح موقعیت برتر با کدام طرف است.
موقعیت برتر نیز از میدان نبرد تعیین میشود. حال اگر ارتش افغانستان حملات بهاری طالبان را بهخوبی مهار کند و آنان را در تنگنا قرار دهد، در این صورت موقعیت برتر در مذاکرات صلح به دست دولت است، ولی چند چالش نیز برای دولت افغانستان وجود دارد که میتواند موقعیت برتر را به طالبان بدهد: اول) با توجه به نقش پاکستانیها در مذاکرات صلح و تصمیم آنان در این مذاکرات، اگر دولت پاکستان ارادهی آوردن طالبان را در چوکات دولت افغانستان داشته باشد، در این صورت، مذاکرات به نتیجه میرسد. این یک چالش تعیینکننده است.
دوم) چالش دوم به دولت افغانستان مربوط میشود. چه گروههایی در درون دولت افغانستان خواستار ادامهی جنگ است. گروههایی که از جنگ سود میبرند و در تصمیمهای دولت نیز نقش مؤثری دارند. آیا دولت این گروهها و حلقات را میتواند مدیریت کند؟ اگر دولت بتواند بر این گروهها فایق آید، مسلما در جنگ و مذاکرات صلح نقش اصلی را بازی میکند.
سوم) نقش و تعیینکنندگی نیروهای موافق و همکار با گروه طالبان در درون دولت نیز مهم است. این نیروها تا چه حد بر تصمیمهای دولت مؤثر هستند و تا چه پیمانه و چگونه میخواهند طالبان را به درون چوکات دولت افغانستان بیاورند.
این چالشها سبب میشود که دولت افغانستان در مذاکرات موقعیت برتر را نداشته باشد. با این وجود، دولت میخواهد مذاکرات صلح به نتیجه برسد و دامنهی جنگ از کشور برچیده شود. این خواستن به چه قیمتی تمام میشود و چه چیزی به دست میآید؟
