ای وطن، تا که من هستم وزیر مملکت؛ جنگ بر ضد کتاب انعام تو

هادی دریابی

وزارت محترم، نه محترم واژه‌ی سبکی است برای این وزارت، وزارت خیلی خیلی خیلی محترم اطلاعات و فرهنگ را که خبر دارید دست چه آدمی یا آدمک‌هایی افتاده است. خبر ندارید؟ این وزارت، سال‌ها قبل در مقابل کتاب جهاد اعلام کرد و از تمامی مردم فرهنگ‌دوست افغانستان خواست که فلانه فلانه کتاب‌ها را هرجا دیدید، یا خود‌تان به دریای هلمند برسانید یا بیاورید به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده، کرایه‌ی تاکسی خویش را گرفته پس به خانه بروید و مأموران این وزارت طبق حکم والاجلال وزیر صاحب محترم فرهنگ او کلتور افغانستان، مکلف است آن را یا به دریای هلمند برده یا نگهدارند تا زمستان برسد، سپس آن‌ها در بخاری‌های دفترشان بسوزانند. آن وزیر تاریخ مصرفش تیر شد، اما تاریخ فکر و اندیشه‌اش هنوز تیر نشده. وزیر جدید به محض ورود به وزارت، متوجه شده که هیچ یکی از کارمندانش میل جهاد علیه کتاب را ندارد. از این وضعیت تعجب می‌کند و می‌گوید که انواع صدا از او صادر می‌شد. درست مثل معده‌ای که همیشه نان جو خورده و یک دفعه با کلوچه‌ی آلوده به لعاب شفتالو مواجه می‌شود، تعجب می‌کند. چندین ساعت سروصدا راه می‌اندازد. سروصدا به حدی که آدم فکر می‌کند درون شکم آدم تظاهراتی در جریان افتاده است.

حالا ما به صداهای صادرشده یا صادرنشده‌‌ی وزیر فرهنگ و اطلاعات کاری نداریم. حق طبیعی‌اش است. از سابق مثل مانده که هر وزیری حق دارد صدا داشته باشد؛ انواع صدا، مخصوصاً صداهایی که نشان از خارج‌شدن انرژی منفی از بدن اند. فایده‌ی این حق را به سلامتی عقل و وجود وزیر ربط می‌داد و می‌گفت به خیر مملکت و مردم است. آقای وزیر به‌راستی وقتی می‌بیند که کارمندان انگیزه‌ی جهاد را ندارند، تعجب می‌کند. یک‌راست می‌رود سراغ رییس نشرات این وزارت. با صدای بلند به صورت و سیرت رییس نشرات خویش نگاه کرده، مثل اجی دیوگن هفت مرتبه دورش می‌چرخد و با عصبانیت می‌پرسد که چرا دشمنی با کتاب را متوقف کرده‌اید؟ رییس نشرات هم وقتی می‌بیند ببر خشم وزیر در حال خارج‌شدن از لانه‌ی مرطوب چتلش هست، فوراً بانک امیدواری خویش را به روی وزیر گشود و فرمود: صایب، صایب، به قرآن نکدیم… اگه کده باشیم خدا ده کمر ما بزنه… صایب حجازه بدین که کمی توضی بتم… صایب یک چند روز باد ده تهران نمایشگاه بین‌المللی کتاب اس، مملکت مام شریک اس، اونجه باید کتابایی که توسط اوغانای خود ما نوشته شده را رایی کنیم. مه لیسته ترتیب دادیم، بیارم پیشت؟…

وزیر که اندکی خشمش فروکش کرده، لیست را با خود می‌برد. فردایش حکمی از طرف این وزارت واقعاً محترم و جلیل‌القدر صادر می‌شود که بر اساس‌ آن، چندین عنوان کتاب از نویسندگان افغانی، ممنوع‌الخروج اعلام می‌شود. حالا وزیر امیدوار شده که فرهنگ غنی افغانستان را با اعلام جهاد علیه کتاب و خرد، حفظ خواهد کرد و مردم نباید نگران فرهنگ‌شان باشند. حتا گفته می‌شود ایشان در صفحه‌ی فیس‌بوک خود نوشته است:

ای وطن جانم فدای نام تو

می‌زنم شمشیر به روی بام تو

گر کتاب خواهد تو را روشن کند

می‌کشم این غده را از کام تو

ای وطن،

تا که من هستم وزیر مملکت

جنگ بر ضد کتاب انعام تو

گذشته از این، وقتی از مرکز نمایشگاه برای این وزیر لایق زنگ می‌زنند و می‌پرسند که حیف است به خدا، ما این‌جا کلی مشتری برای خرد آواره داریم، این‌ها واقعاً مشتاقند بدانند که چرا خرد آواره شده؟ آوار‌‌گی خرد از کجا شروع شده، شدت و حدت این آواره‌گی چه‌قدره؟ چرا اجازه نمی‌دهید مثلاً خرد آواره به نمایشگاه ما راه پیدا کند؟ وزیر در جواب این آقای احمق و نادان فرموده که ببخشید محترم! شما چند ساله‌ هستید؟ وقتی او گفته 35 ساله است و بیش‌تر از 15 سال است که مصروف کتاب‌داری است، وزیر بالغ و فرهنگ‌دوست ما گفته که در افغانستان ما یک رواج داریم، ما هر سال یک نمایشگاه در دریای هیرمند برگزار می‌کنیم و چندین تریلی کتاب را باید در این دریا بیندازیم. ما به قید قرعه چند عنوان کتاب را انتخاب کردیم. از خاطر‌ی قرعه‌کشی کردیم که این‌جا نه کسی حوصله دارد کتاب بخواند‌ و نه هم اگر حوصله‌ی خواندن داشته باشد، آن را می‌فهمد. شما که می‌فهمید کسانی که کتاب می‌نویسند، خیلی چیزهای سخت را نوشته می‌کنند. ما از کجا می‌فهمیدیم که این کتاب‌ها مهم اند. چرا وقت زنگ نزدی؟ حالا دیر شده، ما باید رواج خود را به‌جا کنیم. اگر خیلی علاقه‌مند خرد هستید، بیایید که شما را با همان کتاب یک‌جا در دریا بیندازیم، باز هر قدر که خوش‌تان میایه، از کتاب بهره ببرید.

جزئیات بیش‌تر بعداً به دست شما خواهد رسید!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه