فرهاد خراسانی
طالبان حملات بهاری خویش را تحت نام «عزم» با شلیک چند حمله موشکی بر ولایت غزنی آغاز نمود و این حملهی موشکی، به گفتهی مقامات ولایت غزنی تلفات جانی را برجای نگذاشته است. گروه طالبان هرسال در این فصل، حملات ناکام نظامی را برعلیه دولت و نیروهای امنیتی راه میاندازد. به خاطری که این گروه که توان مقابله مستقیم را با نیروهای امنیتی ندارند، هرباری که چنین حملات را انجام میدهد و مقابل نیروهای امنیتی میجنگد، با مقاومت نیروهای امنیتی سرکوب شده و میشوند. در طول چهارده سال گذشته گروه طالبان نتوانسته، از طریق جنگ رو در رو به مقاصد نظامی خویش برسد و هرباری که حملات نظامی را انجام داده است، باشکست سخت از سوی نیروهای امنیتی پاسخ داده شده و تلفات سنگینی را متحمل شده است.
این گروه، بخاطریکه نمی تواند در برابر نیروهای امنیتی بجنگد، از این رو به انجام حملات انتحاری در میان مردم و حمله بر تاسیسات اجتماعی و دولتی میپردازد. اما، این اعمال شومش، نیز هیچ دستآوری را برای این گروه، به ارمغان نیاورده است. با آنکه بیشتر مردم ملکی، قربانی حملات انتحاری و انفجاری این گروه میشوند. اما، این اعمال غیر انسانی و بشری طالبان روحیه مردم را خدشه دار نساخته است، مردم در برابر حملات انتحاری این گروه، از حمایت معنوی، جانی،اجتماعی و سیاسی خویش از نیروهای امنیتی و دولت دست بر نمیدارد، حملات هراس افگنانه و انتحاری این گروه، برعلاوهای آنکه هیچ دست آورد نظامی و سیاسی را برای این گروه، در پی نداشته و ناکام بوده است، روز به روز بروجهای اجتماعی این گروه تاثیر منفی را برجای گذاشته و مردم از این گروه حمایت نمیکند و قباحت و مدنیت ستیزی این گروه را بیشتر درک میکند.
حملات انتحاری و جنایت بار طالبان و سایرگروهای ترویستی در سالهای اخیر، نشان میدهد که برای اینگروه ها، آموزهای دینی و وابستگیهای اجتماعی اهمیت ندارد،کسانیکه با توجیههای اعتقادی و نیز با انگیزههای برتریخواهیقومی اعمال تروریستی این گروهها را توجیه میکنند و آنرا اهرم فشاری تلقی میکند که به واسطهی آن قدرت سیاسی و برتری قومیشان را در افغانستان حفظ کنند، به بیراهه رفته اند. زیرا؛ این گروهها زمینه جنایت را در جامعه تقویت نموده اند و زمینههای تغییرات اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی را بیشتر در مناطق و جاهای که از اینگروهها حمایت میشوند کند ساخته است. حمایت کنندگان طالبان تاکنون با هر توجیهی که از اینگروه حمایت کردهاند، بهای سنگین آن، ترویج فرهنگ خشونت، عقبماندگی و رشد افراطگرایی در مناطق شان بوده است. آیا کسانیکه قریه، ولایت و مناطق شان را در اختیار طالبان قرار داده اند و فرزندان شانرا در صف این گروه می فرستند، می توانند زیان سنگین بسته شدن مکتبها و دروازه های دانشگاه ها را به روی پسران و دختران شان جبران کنند؟ میتوانند آسیبهای ترویج فرهنگ خشونت را که این گروه، در میان مردم با اعمال ضد بشری و جنایت هایش، ترویج کرده اند را به سادگی از بین ببرند؟
از نگاه سیاسی نیز گروه طالبان حمایت سیاسی و اقتصادی را که از کشورهای عربستان سعودی و پاکستان در یافت میکرد بخاطر به وجود آمدن گروه داعش از دست میدهد. پاکستان با وجودی که از طالبان برای رسیدن به مقاصد سیاسی و نظامی خویش در افغانستان، بهره برده و میبرد. اما، این خطر را هم احساس میکند اگر بیشتر از این، از طالبان حمایت کند این احتمال وجود دارد که گروه طالبان به عنوان مار آستین برای نفوذ بیشتر داعش در منطقه تبدیل شود. قدرتگیری داعش درمنطقه به نفع پاکستان نیست و می تواند خطری جدی باشد برای این کشور.
عربستانسعودی هم با توجه به اینکه مدعی رهبری جهان اسلام و به خصوص اهل سنت را در سطح جهان دارد. با قدرتگیری بیشتری داعش در خاورمیانه و کشورهای اسلامی احساس خطر میکند و نمیخواهد، این موقفی که اکنون در جهان اسلام دارد از دست دهد. از این لحاظ، از نگاه سیاسی، گروه طالبان حمایتها و مقبولیت گذشتهای خود را در میان حامیان خویش ندارد. برایناساس، تحرکات نظامی و تروریستی طالبان در افغانستان کدام دست آورد سیاسی که منتج به اقتدار رسیدن این گروه شود در پی ندارد.
بنابرین؛ آنچه از عملکردهای تروریستی و حملات ناکام نظامی طالبان، برجای میماند شکست مذبوهانهی این گروه می باشد که نمیتواند در برابر مقاومت نیروهای امنیتی، افکار و خواست مردم که خواهان تامین امنیت و تقویت دولت می باشند، به پیروزی برسد. کسانیکه به دلایلی از این گروه، حمایت میکنند،باید بدانند حمایت از این گروه، جز فلاکت و گسترش روز افزون خشونت در جامعه افغانستان چیزی دیگری را به ارمغان نمیآورد.
