يكى از همان يازده وكيلِ «گمشده»ى ولايت غزنى را جمعهها در «ختم قرآن صبحگاهى» مىبينم. او كسى هست كه بهندرت در پارلمان مايكش روشن مىشود و حضورش در رسانهها به عنوان صدا و تريبون مردم غزنى، از جملهی اتفاقاتِ خيلى نادر است. در مجالس و محافل عمومى اما جاى بلندتر از او را كسى ندارد.
در سخنگفتن و نظرپردازى در امور سياست و مسایل افغانستان و جهان به ديگران نوبت نمىدهد، ولى بزرگترين دغدغه و نگرانى خودش، تزیين و نماى مسجدىست كه در چندقدمى خانهاش در شهركى كه به نام او مسماست، موقعيت دارد. اين بزرگوار به جاى اينكه به مشكلات مردم غزنى كه او نمايندهى آنهاست، بپردازد، در كابل اما از مردم محل براى اعمار و اكمال مسجد پول جمع مىكند، تا ساختمان مسجد را از حيثِ رويت و نما جذاب و ديدنى سازد.
من نمىدانم كه اين وكيل صاحبها، براى مردم غزنى چه دستآوردی خواهند داشت، غير از بدبختى و شرمسارى و سرافكندگى. مگر مشكلات و مسایلى كه مردم غزنى با آن دستوپنجه نرم مىكنند را مىتوان از طريق چنين نمايندهها با دولت شريك ساخت و توقع داشت بخشی از نارسايىها و نابهسامانيها از ميان برداشته شده يا كاهش يابند!؟
اميد مىرود اينبار در تظاهراتی كه در خصوص سربريدن هموطنان مالستانى ما راهاندازى مىشود، شهكارىها و مؤثريت چنين نمايندهها نیز به نحوى به تصوير كشيده شود، تا حداقل پيامى باشد به مردم و شهروندان غزنى كه در آيندهها در انتخاب وكيل احتياط و تجديد نظر داشته باشند.
