دانشگاه کابل پس از 5 سال
در سال 2010 از دانشگاه کابل فارغ شدم. بعد از آن، تقریباً سری به این دانشگاه نزدم تا اینکه دیروز به بهانهی دیدار با خواهرم که در خوابگاه دخترانه است، خواستم سری به دانشگاه بزنم. یک ساعت در محوطهی بزرگترین دانشگاه دولتی کنجکاوانه قدم زدم. خواست اصلیام این بود تا ببینم واقعاً از زمانی که ما سال آخر تحصیلیمان را سپری میکردیم، تا حالا چه تغییراتی آمده است. البته نیازی نیست بگویم منظور من از تغییر چیست. به هرحال، تغییرات خیلی زیاد بود؛ اما به وضوح معلوم بود که این دانشگاه، عقبگرد ملموسی را پیموده است. زمانی که ما دانشجو بودیم، دختر و پسر دانشجو (چه همکلاسی، چه دوست، چه همفکر، چه همزبان و…) بهراحتی قدم میزدند، مینشستند، بحث میکردند و چیزی از تفکیک جنسیتی واقعاً دیده نمیشد. در حالی که دقیقههای گشتوگذار دیروز من، سراسر افسوس، اندوه و تعجب بود! باور کنید حتا یک مورد ندیدم که پسر و دختر دانشجو جایی نشسته باشند، قدم بزنند یا بحث کنند. دختر با دختر قدم میزد و پسر با پسر. این را هم اضافه کنم که در مقایسه با 5 سال قبل، ریش، کلاه و پیراهنتنبان هم زیاد شده است.
پ.ن: افغانستان طی دو/سه سال اخیر، ظاهراً دوباره به عقبگرد شروع کرده است. همانطور که افغانستان 40 سال قبل، تابهحال 70 سال به عقب برگشته است. تا حال معلوم شده است که اشرف غنی البته یک «تکنوکرات» عقبگراست. به معنای دیگر، نه یک تکنوکرات، بلکه هیچکاره و با احساسات منفی است و تصور هم نمیرود که بتواند هیچ تحولی جز عقبگرد در کارنامهی خود ثبت کند. اگر قرار باشد دولتش دوام بیاورد.
