یادی از گذشته ها
به بهانه درگیری شیخ وسید
اشاره:
سال 1369ش محمد عیسی غرجستانی نویسنده کتاب ” تاریخ نوین هزارستان “و آثار متعدد در باره هزاره ها، از من صریحا درخواست نمود که پیام شان را به ” بابه مزاری” برسانم که با انتخاب سید مرتضوی به حیث رییس شورای نمایندگی حزب وحدت اسلامی افغانستان در ایران، اشتباه بزرگ تاریخی را مرتکیب شده است. با اینکه،خود دلایل این انتخاب را می دانستم، گفتم باشد پیام شما را می رسانم.وقتی موضوع را به “بابه مزاری” گفتم، ایشان همان حرفهای قبلی را تکرار نمود که: “تنها کسی که می تواند در برابرشیخ ایستادگی کند و حرف بزند، سیدمرتضوی است، غیر از او کسی حریف شیخ شده نمی تواند”. این حرفی بود که “بابه مزاری” در سال 1369ش در قم،به پاسخ پیام آقای غرجستانی برایم داد.حال از آن تاریخ 24سال می گذرد، غرجستانی دیگر در بین مانیست، بابه هم نیست که برخوردامروزی شیخ و سید را تماشا کنند.اما تاریخ این واقعیت را ثابت ساخت که سرانجام سید مرتضوی، ماهیت اصلی شیخ محسنی را برای همگان آشکار سازد. شیخی که سالها زیر شعار های دینی – مذهبی و مقام و منزلت آیت اللهی که جایگاه بلندی در جامعه دارد، پنهان شده و غیر مستقیم زورمی گفت و با حربه فتوا حریفان را به زانو در می آورد، اینک چهره حقیقی اش کمی به همگان روشن شد. شاید خیلی از جوانان فیس بوکی امروز، اصلا از قضیه ” شرطه الخمیس” چیزی ندانند، حتی نام آنرا نشنیده باشند،ولی جوانان دیروز که پیران امروزی اند، شاید هنوزترس وو حشت شان را از این جریان مخوف مرکب از دختران جوان بی باک و پسران پرشور که همه را در همه جا تهدید و تخویف می کردند، از یاد نبرده باشند. واقعه ی که اینک در مقابل این همه رسانه های آزاد، در برابراین همه نیروهای امنیتی در دل پایتخت کشور، به این شکل برهنه و آشکاردر برابریک شخصیت شناخته، آن هم پس از یک جلسه علنی رخ می دهد.حکایتگر آن است که این جریان مخوف در شرایط بحرانی کشور چه برسر رقیبان خود آورده است! خداوند شیخ را آنقدر مجال زنده ماندن داد تا چهره حقیقی اش حتی برای ناباوران هم روشن گردد.هرچند که کسی از تاریخ عبرت نمی گیرد.
