به داخل محترم وزارت ج.ا.ا؛ ای به دهن‌تان…

هادی دریابی

نخست از همه برای کارمندان شما معاش بلند آرزو دارم؛ چرا که تنها چیزی که فعلاً خیلی نقش دارد، همین معاش است. شاید در محترم داخله وزارت افرادی باشند که چهل یا هشتاد برابر یک معلم معاش داشته باشند و همین افراد، ظاهراً متخصصان عالم اند. راست گفته هر آن‌که گفته است: قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری/ قدر داعش هرکه داند، قدر دانش را وزارت داخلی. طبق قانون، وزارت داخله مسئول تأمین و حفظ امنیت است. خدا ریا نکند، فعلاً که هم در تأمینش مشکل داریم و هم در حفظش! ناکامی و کامیابی وزارت داخله، شبیه معجزه نیست که از طرف خداوند به بشر، آن‌هم به بند‌گان خاصش عطا شود و خاص‌ترین بند‌گان خدا در وزارت داخله گرد آمده باشند. کامیابی بدون شک در اثر تلاش و تفکر و دقت روی مأموریت به دست می‌آید، مأموریتی که منتهی به پول نیست، به آسایش جامعه و گرفتن مخلان امنیت و نظم جامعه است.

ما قبول داریم که دولت نوپای افغانستان، انبوهی از مشکلات را پیش‌رو دارد. پیچ‌وخم‌های زیادی را باید طی کند تا در مسیر یک وزارت داخله‌بودن قرار بگیرد. اما دود حیف و افسوس از جایی بلند می‌شود که آدم‌هایی در رأس اداره‌ها و ریاست‌های این وزارت قرار گرفته که ممکن است از نظر شایستگی، دو جو هم وزن نداشته باشند، حال‌ آن‌که لوی لوی فهمیده‌بوده‌گی‌ها بی‌کار بی‌کار هر روز نزد این نرسیده‌ها به وزن دو جو، خلص سوانح می‌فرستند. این مسئله در تمام این سال‌ها، حتا ممکن تا سال‌های زیاد بعدی هم پوشیده بماند که این افراد در تشکیلات اداره‌های مربوط به وزارت داخله از نگاه هوش و فراست و ذکاوت و شخصیت‌ چه‌گونه بوده و چه‌گونه خواهند بود. اما مواردی هم پیش خواهند آمد که نبوغ کارمندان ارشد این وزارت، بر مردم آشکار شود. آخرین موردی که خلق خدا در مسیر فهمیدن و کشفیدن نبوغ یکی از این بزرگواران و جلیل‌القدران قرار گرفت، نامه‌ای‌ست که این وزارت به خیمه‌ی تحصن‌‌کننده‌گان فرستاده است.

وزارت داخله نوشته که به «خیمه‌ی محترم تحسین‌کنند‌گان پارک زرنیگار!» اول، خیمه از چه وقت تا حالا محترم و نامحترم شده که یکی از نوابغ این وزارت مال تحصن‌‌کنند‌‌گان را نسبت محترم داده؟ دوماً، منظور مبارک حتماً تحصن‌کنند‌‌گان است، آری؟! پس تحسین‌کنند‌‌گان را از کجای خود کشیده این وزارت؟ سوماً، زرنگار بنویس آقا/خانم! معاش را که به حساب جناب چارسُم و طویل‌الگوش می‌بری و نوش جان می‌کنی. وقتی هم این نوشته را خواندی، مرا مولا خطاب کن؛ چون قبلاً یکی از بزرگان گفته که (من علمنی حرفاً، فقد صیرنی عبداً)! نه نه، از خیر مولابودن گذشتم. کسر شأن دارد. یک آدم دیگر چه فکر کند، بگوید این مولا را ببین که پیروانش هنوز به وزن دو جو نرسیده‌اند؟

چهارم، بیش‌تر از چهل روز است که ربوده‌شده‌های زابل، در بند اند. حداقل توقع ما این بود که وزارت داخله به قول خودشان، با تشریک مساعی امنیت و اردو، در صدد رهایی این عزیزان باشد. اما این وزارت از تحصن‌کنند‌‌گان خواسته که به سلسله‌ی همکاری‌های همیشگی‌تان، لطف نموده شهرت مکمل اسرا را برای ما بفرستید. حیف که اشرف غنی رییس جمهور است و نورالحق علومی وزیر داخله، ورنه می‌گفتم که ای در دهن‌تان لوبیایی که از وسط سوراخ است و از سوراخ آن تاری گرد کمرش حلقه شده داخل کنم و بعد از چند ثانیه دوباره بیرونش کنم. این چه منطقی ‌است که شما به بازار عرضه می‌کنید؟ نکند تصمیم دارید در سلسله‌ی‌ سرهایی که تر کرده‌اید و کل نه، سر این اسرا را هم تر کنید؟ آقا جان، پس آن عملیاتی که برای رهایی اسرا راه‌اندازی شد و آن رهبر و سربازانی که از سپاه طالب کشته شدند، دروغ بود؟ ای این‌بار به دهن‌تان پوست چارمغز خام رنده کنم، ملت را بازی می‌دهید؟!

خیلی خوب، گیریم که شهرت مکمل ربوده‌شده‌ها را برای شما ارسال کردند، مطمئنید اجرائاتی را که در نظر گرفته‌اید، مرعی می‌کنید؟ مرعی معنای اولش چریدن است، ولی شما آن را به معنای عملی‌کردن یا رعایت‌کردن آورده‌اید، اشکالی ندارد. اشکال در اجرائاتی است که شما در نظر گرفته‌اید. لامصبا! بیش‌تر از چهل روز است که این اتفاق نامیمون افتاده و شما هنوز دنبال شهرت مکمل آن‌ها هستید؟ مگر فاجعه را بهتر از این می‌توان تصور کرد؟ شاید همان آدمی که این استعلام (به قول حکومتی‌ها) را نوشته، چند بار بورسیه گرفته و خارج هم رفته باشد تا بهتر بیاموزد و خدمات شایسته‌تری ارائه بکند. لطفاً بگویید که ما نیاز به سواد و دانش فارسی یا پشتو نداریم، کار ما داشتن تفنگ، رنجر، سرباز، یونیفورم و معاش است تا واجبات خویش را در شهر انجام بدهیم. این‌گونه، من یکی خوراکم کون مورچه شود اگر از شما راضی نشوم و راضی نمانم.

در اخیر، یک‌بار دیگر، ای به دهن‌تان هفت جی‌بی عکس مرچ سبز بیاندازم! می‌گویم چرا حال شهر و دیار من هیچ خوب نمی‌شود، شما مثلاً نبض امنیت را در دست گرفته‌اید، آن‌هم با این وضع رقت‌بار‌تان!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه