مردم ما، یعنی مردم همین چند کشور، قدرناشناس اند. یک مفتی نظر رایگان خود را در مورد نوع رابطهی دوستانه میان زن و شوهر عرضه کرده و بابت این نظر از کسی پولی هم نگرفته است. حالا بیا و ببین که به جای تشکر از این مفتی، هر کسی که دستش به کلید کامپیوتر و موبایل میرسد، شروع کرده به اعتراض. ایشان گفته که در صورت اضطرار یک مرد میتواند همسر خود را به کمک بطلبد. نمیدانم کجای این سخن عیب دارد؟
البته اضطرار داریم تا اضطرار و کمک داریم تا کمک. فرض کنید یک شوهرِ ملایم و صلحدوست و عاشق در وضعیت ناگواری گیر افتاده. مثلا این شوهر در جایی هست که در آنجا نه آبی هست و نه نانی و نه کسی خبر دارد که این شوهر در چه حالی است. یک روز میگذرد و دو روز میگذرد و سه روز و سرانجام کارد به استخوان میرسد. آها، تا فراموش نکردهام باید بگویم که خانم این آقا هم با ایشان هست. معلوم نیست که آیا این خانم هم از آب و نان محروم است یا نه. ولی فعلا حرف سر آقاست نه خانم. چند روز که میگذرد، چنان که گفتم، وضعیت اضطراری میشود. شوهر محترم یا باید بمیرد یا مورد محبت قرار بگیرد. اگر بمیرد، برای همسرش که تا همین لحظه در کنار او بوده، خیلی بد میشود. بعد از شوهر، او میخواهد با این دنیای فانی چه کار کند؟ اگر کسی، و در اینجا این کس همان خانم است، نمیخواهد که آقا بمیرد، باید محبت خود را به او ارزانی دارد. چهگونه؟
کلِ چیزی که مفتی عربستانی گفته، پاسخ همین سوالِ «چهگونه؟» است. ایشان گفته که در این وضعیت اضطراری شوهر مذکور میتواند خانم خود را تناول نماید. نه اینکه خدای نخواسته خانم خود را به زور وادار به خوردهشدن کند. خودِ خانم طرف شوهر خود نگاه میکند و میگوید:
«ابومثقال، تعارف نکن، اگر میخواهی مرا بخوری بگو».
ابومثقال از فرط حیا، که با گرسنگی تشدید شده، به خانم خود میگوید:
«خواهش میکنم. لطفا یک کیلو بده».
بعد، خانم میکَنَد و به آقا میدهد و ایشان از حالت اضطرار بیرون میآید. چیزی که در این میان کمی غیرانسانی به نظر میرسد، این است که خانمی که یک کیلو از بدن خود را به شوهر خود میبخشد، لابد یک کیلو گوشت میدهد دیگر. این گوشت را هم که خام نمیتوان خورد. آقا هم که ناز کرده افتاده. این خانم باید با بدن خونچکان روغن و پیاز و… پیدا کند و دیگ بار کند. این قسمتش باید بازبینی شود.
