امریکا به جای کندساختن روند خروج نظامیانش از افغانستان، باید آن را تسریع کند

اطلاعات روز

منبع: هافینگتن پست

نویسنده: Doug Bandow

برگردان: حمید مهدوی

بخش نخست

امریکا برای بیش از سیزده سال در جنگ افغانستان مصروف بوده است؛ به اندازه‌ی ترکیبی از زمان جنگ داخلی، جنگ هسپانیا و امریکا، جنگ‌های جهانی اول و دوم و جنگ کوریا. در سال 2010، تعداد نیروهای امریکا به اوج 140 هزار تن رسید. بیش از 2200 تن از امریکاییان در جنگی که چیزی جز جبر بیهوده را بازتاب نمی‌دهد، مردند. ایالات متحده افغانستان را ترک می‌کند؛ اما نه کاملا و احتمالا نه به این زودی‌ها. جنرال فلیپ بریدلو، فرمانده ناتو، در ماه جنوری هشدار داد: «تلفات ما هم چنان ادامه خواهد داشت». ماموریت جنگی رسمی پایان خواهد یافت؛ اما جنگ ادامه خواهد داشت.

اشتون کارتر، وزیر دفاع ایالات متحده گفت حکومت امیدوار است رابطش را با کابل تقویت کند. کارتر گفت، رییس جمهور، «یک تعداد گزینه‌ها را برای حمایت از استراتژی امنیتی رییس جمهور اشرف غنی در نظر دارد». قرار بود تقریبا نیمی از 10600 سرباز امریکایی تا پایان سال جاری [افغانستان] را ترک کنند و متباقی، قرار است در سال 2016 [افغانستان] را ترک کنند. اما حکومت، [برنامه‌ی] خروج [از افغانستان] در سال جاری را لغو کرده است. کارتر گفت، می‌خواست «مطمئن شود که این پیشرفت حاصل می‌شود.» افسوس، با این معیار نیروهای امریکایی هرگز [افغانستان] را ترک نخواهند کرد.

واشنگتن با دوهدف مهم در افغانستان مداخله کرد: نابود کردن القاعده و سرنگونی طالبان، میزبان القاعده. ایالات متحده به سرعت به این دو هدف نایل آمد. اما پس از آن حکومت بوش علاقمندی اش را از دست داد و از بهانه‌ی تروریزم به منظور سرنگونی عراق صدام حسین استفاده کرد. امریکا در سال‌های 2002 و 2003؛ زمانی که طالبان تاحد زیادی پراکنده شده بودند، بهترین فرصت را داشت تا [از افغانستان]، یک افغانستان باثبات و امن بسازد. اما هرچند صدام حسین هیچ ارتباطی با حملات یازدهم سپتامبر نداشت، حکومت بوش روی عراق متمرکز شد. این حکومت به زودی منابع نظامی را از افغانستان خارج کرد و به اسامه بن لادن و دیگر رهبران القاعده اجازه داد تا فرار کنند و به طالبان اجازه داد تا تجدید قوا کند. حکومت اوباما، به جای پایان دادن به بی‌علاقگی ناگوار واشنگتن در زمینه‌ی ملت سازی، تلاش‌ها به منظور به دست آوردن دوباره مناطق از دست رفته را‌ دو برابر کرد. پیشرفت‌هایی حاصل شده بود؛ اما زمانی که من [از آنجا] دیدار کردم، در [صحبت‌های] خصوصی اطمینان اندکی یافتم.

واشنگتن و متحدانش یک بروکراسی و نیروهای امنیتی کلانی را در کابل ایجاد کردند؛ اما بر اساسی که مستحکم و ثابت نیست. حکومت افغانستان به ارتشاء، بی‌کفایتی و فساد متهم است. عملکرد ارتش بهبود یافته است؛ اما در بهترین حالت متغییر باقی مانده است؛ رفتار پولیس به مراتب بدتر از آن است.

باوجود انتظارات بلند جامعه‌ی جهانی، حکومت کابل نتوانست سال گذشته انتخابات عادلانه و آزادی را برگزار کند. حکومت اوباما، در یک توافق خارج از قانون اساسی تقسیم قدرت میان رییس جمهور اشرف غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجرایی، پادرمیانی کرد. جای تعجب نیست که عملی کردن این توافق مشکل ثابت شد و نارضایتی عمومی افزایش یافته است.

حکومت غنی نیز نمی‌تواند بر کشور حکومت کند. جان سیفتون، از دیده بان حقوق بشر، نوشت: «در بسیاری نقاط افغانستان، والیان یا اعضای پارلمان، زیر پرچم [پولیس محلی افغانستان]، ملیشه‌های خودشان را دارند و از بهانه‌ی جنگ با ستیزه جویان برای وحشت زده ساختن مردم محل استفاده می‌کنند». نقش جنگ سالاران، به ویژه رهبران پیشین مجاهدین، [مردم] افغانستان را اذیت می‌کند. در واقع، عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری، بخاطر آنچه که قتل عام 2000 جنگجوی طالب در سال 2001 گفته می‌شود، در میان پشتون‌ها منفور است.

 با این حال، از آنجایی که غنی موافقت نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی و موافقت نامه با ناتو را که حامد کرزی رد کرده بود، امضا کرد؛ حکومت [ایالات متحده] انتخاب او را جشن گرفت. موافقت اشرف غنی به واشنگتن اجازه داد تا حدود 10 هزار امریکایی (همراه با تقریبا 3 هزار اروپایی) را در افغانستان آشفته نگهدارد. رییس جمهور اوباما روزی را که مقام‌های کابل این موافقت نامه‌ها را امضا کردند، یک «روز تاریخی» خواند که «حاکمیت ملی، ثبات، اتحاد و شگوفایی را تقویت خواهد کرد و به هدف مشترک ما مبنی بر شکست دادن القاعده و وابستگان بنیادگرای آن‌ها کمک خواهد کرد».

افسوس، در واقع، هیچ کدام این‌ها حقیقت ندارند. دوران خوب اقتصادی زودگذر بودند: غربی‌هایی که [افغانستان] را ترک می‌کنند؛ پول‌ها را باخود می‌برند. تریاک به اقتصاد این کشور کمک می‌کند، برقرار باشد. حق حاکمیت اعاده شده‌ی افغانستان تا زمانی دوام خواهد آورد که حکومت غنی طالبان را در حاشیه نگه‌دارد. احترام متقابل در سیاست داخلی تا حد زیادی یک سراب است. افسوس، فشار فزاینده از سوی ستیزه جویان، احتمالا به همان اندازه‌ای که متحدکننده است، اختلاف افرین نیز است. ادعای پیروزی واشنگتن در افغانستان، در معرض خطر قرار دارد. در واقع، ایالات متحده، طالبان را شکست داد. عوامل محدودی که در افغانستان باقی مانده اند، کمتر به حساب می‌آیند. سازمان‌های وابسته و فعال در پاکستان، سوریه و یمن به مراتب مهم تر اند. اگر طالبان دوباره براین کشور تسلط یابند، احتمالا تغییرات زیاد رونما نخواهد شد: پشتون‌هایی که صرف به حکومت کردن برخود شان علاقمند هستند، آموختند که بدرفتاری با مهمان‌های خارجی خشم یک ابرقدرت را موجب می‌شود. این تجربه‌ای نیست که آن‌ها احتمالا تکرار کنند.

ایالات متحده هنوز به حفظ حضور استخباراتی اش در افغانستان علاقمند است. تامین امنیت سفارت [امریکا در کابل] یک چالش خواهد بود. ماموریت‌های آموزشی کوچک مفید خواهند بود. با این حال، اگر «توافق دوجانبه وجود داشته باشد»، این وظایف به هزاران تن از کارمندان نظامی‌ای که اجازه‌ی دخالت در جنگ را داشته باشند، نیاز ندارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه