اندیشیدن و سخنگفتن از تو، طعنه و تمسخر از من
اشرف غنی در امریکا سخنان زیادی گفت. او با منطقِ کاملا متفاوت از کرزی دیدگاههایش را توضیح داد و پس از سالها، توانست جانب افغانی را صاحب دیدگاه، چشمانداز و خواستهای مشخص، روشن و قابل توجه نشان بدهد.
ما میتوانیم دیدگاهها و چشمانداز طرحشده از سوی غنی را رد کنیم یا بپذیریم، درست ارزیابی کنیم یا نادرست، قابل اعتبار و واقعبینانه بدانیم یا خیالی و پادرهوا. اما اگر به واکنشها و نظرات مطرحشده از سوی تعداد زیادی از نیروهای نخبهی افغانی برخاسته از حوزههای ضدطالبان و مخالف غنی توجه کنیم، متأسفانه متوجه میشویم که بخش زیادشان از حد تمسخر، نیشخند، طعنه و جملات شیک کوتاه و گنگ فراتر نمیرود. کمتر کسی به بررسی و سنجش جدی سخنان غنی پرداخت و کمتر کسی حتا زحمت پرداختن به طرح چشمانداز و دیدگاههای متفاوت با آنچه را غنی پیش کشید، به خود داد.
اگر ما دور از تعصب و منصفانه به سخنان غنی گوش بدهیم، او ارزیابی نسبتا عمیق خود از مشکلات افغانستان را دارد و مطابق با آن، راهحلهای خود را. درستی و نادرستی این ارزیابی و راهحلها مسئلهای کاملا جداگانه است؛ اما بدون هیچ شکی میتوان ادعا کرد که این ارزیابی و راهحلها، اهمیت و اعتبار بسیار فراتر از نیشخند، طعنه، تمسخر و کوتاهنویسی مُدشده در میان ما دارند.
در کنار منیت، پراکندگی و قدرتطلبی شخصی، یکی از مهمترین مشکلات دیگرِ رهبران نیروهای برخاسته از حوزههای ضدطالبان این است که اینها ارزیابی منسجم از مشکلات، صلح، دشمن و فضایی که در آن دشمن به حیات و فعالیتش ادامه میدهد را ندارند و مطابق با آن راهحلهای منسجم و معتبر خودشان را که بتوانند در کنار ارزیابی و راهحلهای غنی به عنوان بدیل مطرح شوند.
اینکه ما بیاییم با تمسخر و نیشخند به جایزهگرفتن غنی اعتراص کنیم و فریاد بزنیم که خدا میداند باز این «آمریکای کثیف» چه برنامههایی دارد، نه دردی را دوا میکند، نه چیزی از اعتبار و وزن سخنان غنی میکاهد و نه چیزی به وزن و اعتبار دیدگاههای غایب رقیبش میافزاید.
