هیأت نویسندگان، نیویورک تایمز
برگردان: حمید مهدوی
اکنون که رییس جمهور اوباما تصمیم گرفته روند خروج نیروها از افغانستان را آهسته کند، او و اشرف غنی، رییس جمهور جدید افغانستان، التزامی دارند تا ثابت کنند که این کار ارزش سرمایهگذاری بیشتر امریکاییها را دارد. این کار آسان نخواهد بود و احتمالا ممکن نیز نخواهد بود. برای بیشتر از یک دهه، حکومت افغانستان سرسختانه در برابر برداشتن بسیاری از گامهای سیاسی، اقتصادی و نظامیای که برای قراردادن افغانستان در یک موقعیت مستحکم ضروری بودند، مقاومت کرد.
تصمیم آقای اوباما مبنی بر حفظ 9800 نیرو در افغانستان حداقل تا آخر سال 2015، تغییری است در برنامهی قبلیاش که مطابق آن قرار بود تعداد این نیروها تا آخر سال جاری به نیم کاهش یابد. مقامهای حکومتی گفتند که این اقدام پاسخی بود به بازخیز منتظرهی طالبان در فصل جنگ در بهار آینده و تداوم نیاز به آموزش و کمک به نیروهای امنیتی افغانستان که [در زمینهی حفظ امنیت در کشور] دستوپا میزند.
این تصمیم بدان معناست که دو پایگاه ارتش در قندهار، در جنوب کشور، و در جلالآباد، در شرق کشور، که از آنها ادارهی استخبارات مرکزی (سی.آی.ای) و نیروهای ویژهی ارتش با هواپیماهای بدون سرنشین حملات محرمانه و دیگر عملیاتها را پیش خواهند برد، باز خواهند ماند.
پس از نخستین ملاقات دو رییس جمهور به روز سه شنبه در کاخ سفید، آقای اوباما در یک کنفرانس خبری گفت که او هنوز قصد دارد به تعهدش در زمینهی کاهش نیروها به حدود 1000 تن، هنگامی که در سال 2017 قدرت را ترک میکند، احترام بگذارد. در حالی که ایالات متحدهی امریکا به سمت مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، که در آن جمهوریخواهان قبلا روی مسایل امنیتی به صورت عموم موضع جدی گرفتهاند، میرود، تصمیم آقای اوباما مبنی بر آهستهکردن روند خروج [نیروهای امریکایی از افغانستان]، نباید بهانهای برای حفظ نیروهای برای یک مدت نامشخص در افغانستان باشد.
آقای غنی، تحصیلکردهی امریکا و مقام پیشین بانک جهانی که در مقایسه با حامد کرزی، رییس جمهور پیشین و غیرقابل پیشبینی افغانستان، به طور گستردهای جدیتر و پاسخگوتر دانسته میشود، استدلال متقاعدکنندهای کرد که به تأخیرانداختن خروج [نیروهای امریکایی از افغانستان] برای او پشتیبانی امنیتی است که بتواند اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی را دنبال کند.
بهویژه سپاسگزاری او از سربازان امریکایی که در کشورش خدمت کردند و مالیهدهندگان امریکایی که هنوز هزینهی سنگینی را پرداخت میکنند، در جریان سخنرانیاش در کانگرس امریکا، با استقبال گرم مواجه شد. وی در جریان دیدار از (تایمز) گفت که نتیجهی دیدارش از واشنگتن این است که «به ما فضا و زمان داده شد تا اظهار کنیم آنچه را که میگوییم میتواند واقعا عملی شود».
این چالشها نمیتوانند اغراقآمیز باشند. یکی [از این چالشها] ارتش افغانستان است که اگر همچنان پرسونلش را از طریق ترک خدمت، اخراج و میزان ناپایدار تلفات جنگی از دست بدهد، قادر به دفاع از کشور نخواهد بود. هرچند اجازهی استخدام 195 هزار تن وجود دارد، 17 هزار تن از سربازان و کارمندان ملکی [وزارت دفاع] در سال گذشته کشته شدند.
چالش دیگر، فساد فراگیر است. ایالات متحدهی امریکا در جریان چندین سال میلیاردها را در افغانستان سرازیر کرده است تا حکومت، ارتش و دیگر برنامهها را تامین مالی کند، در حالی میلیونها دالر بی حساب دیگر توسط افغانها چپاول شده و در دبی خانه خریداری شدهاند و میلیونها دالر دیگر ضایع شده اند. برای رسیدگی به این مشکلات، آقای غنی 62 جنرال را برکنار کرده است و میلیاردها دالر در معاملات تدارکاتی را در چشم رس خودش متمرکز ساخته است؛ اما در زمینهی پاکسازی حکومت داری هنوز با موانع کلان مواجه است.
در طول سالهای جنگ واضح بود که اقدام نظامی به تنهایی هرگز نمیتواند صلح بیاورد. افغانستان به حکومتی نیاز دارد که بتواند برای مردمش شغل، آموزش و پرورش، مراقبتهای بهداشتی و عدالت به ارمغان بیاورد و حکومت طالبان را ریشه کن سازد. در مقایسه با آقای کرزی، آقای غنی تلاش جدیتر و منسجمتری در زمینهی دنبال کردن مصالحهی سیاسی با طالبان به خرچ داده است، مصالحهای که حتا جنرالهای امریکایی موافقند تنها راه پایان دادن به خشونت است.
هرچند نشانههای اندکی وجود دارند که گفتوگوها با ملیشهها بتوانند به زودی به پیشرفتی دست یابند، آقای غنی با تلاش در راستای بهبود روابط با پاکستان گام مهمی برداشته است؛ پاکستانی که مناطق مرزی بی قانونش از دیروقت بدینسو پناهگاه ملیشههایی بوده است که نیروهای افغان و امریکایی را هدف قرار دادهاند.
آقای غنی دیدگاههای کلانی دارد. او به کانگرس گفت که قصد دارد کشورش خودکفا و مستقل از کمکهای بینالمللی باشد؛ کمکهایی که اکنون برای اقتصاد این کشور محوری است. او از افغانستانی صحبت کرد که چهارراه خطوط لوله، خطوط آهن و خدمات تیلفونی و بانکی مدرن است. اینها اهداف ارزشمندی اند؛ اما هنوز اساس بسیاری از این اهداف، امیدواریها اند.
