کسانی که 31 هموطن هزارهی ما را گروگان گرفتهاند، اعتراض و درخواست « مدنی» را نمیدانند… اینها همانهایی هستند که هزارهها را قتل عام کردند… همانهایی هستند که در قلمروشان فقط همباوران مذهبی آنها حق زیستن دارند… از مذهب خودشان هم بالاتر برای آنها گرایشهای قبیلهای است و از آن بالاتر منافع شخصی… اینها نمیتوانند «مخاطب» درخواستهای مدنی باشند.
باید از یکسو بر دولت افغانستان بیشتر از این «فشار» آورد تا تلاشها را برای رهایی آن عزیزان بیشتر کند و از سوی دیگر، برای پاکسازی ذهنها از نفرت قومی و خشونت مذهبی کوشید… ما در مجال کنونی مجبوریم که این فاجعه را به یک « پرونده» تقلیل دهیم؛ زیرا جان آنها در خطر است؛ اما اگر میخواهیم چنین جنایتها تکرار نشوند، باید هر لحظه روشنگری کنیم… با هم در زمینهی نابودی انگیزهها کار کنیم.
تحلیل من این است که پاکستانی ها اینها را «گروگان» گرفتهاند و هدفشان این است که نشان دهند، «داعش» (طالبانی را که «داعش» ساختهاند) در افغانستان هزارهها را قتل عام خواهد کرد… آنها (هزارهها) نباید با «داعش» بجنگند؛ زیرا سپاهیان بیشتری از افغانستان به دلیل ضدهزارهبودن و تعصب مذهبی بر ضد آنها به «داعش» خواهند پیوست. با «داعش» باید «طالبان» و «حزب اسلامی» بجنگند؛ زیرا خطر پیوستن جنگجویان بیشتر به «داعش» کمتر است. با این مانور میخواهند «طالبان» و «حزب اسلامی» را در نقاط مرکزی و شمال افغانستان جابهجا کنند… (خانوادههای داعش را نیز به همین سبب در سرحدات جابهجا کردهاند). در آن صورت است که پاکستان میتواند دولتِ افغانستان را از بینِ دولت کنترول کند. حکومت افغانستان هواپیمایی خواهد بود با دو «پیلوت»؛ یکی پاکستانی و دیگری از افغانستان. پاکستان مثل همیشه به نیابت از قدرتهای کلان جهانی کار خواهد کرد… در جنگی تازه برای نفوذ بیشتر سرمایهسالاری در منطقه.
مهمترین پیشنهاد پاکستان برای همکاری در روند نامنهاد «صلح»، نفوذ در هزارهجات و شمال است و برای این کار، اول باید با رهبران سیاسی بازی کند. آنها را قناعت دهد که در کنار «طالبان» میتوانند از خطر داعش در امان باشند… شاید هم رشوت دهند.
موضوع 31 گروگان به همین دلیل بسیار «حساس» است… بازی خطرناکی در راه است.
باید هوشیارانه مبارزه کنیم.
