سابق مردم به زبان اهمیت چندانی نمیدادند و به همین خاطر، تعداد واژگانی که هر روز به کار میبردند، به مشکل به پانزده تا میرسید. همین که میتوانستند بگویند آخ! پایت را از روی دهانم بردار، یا وووی چهقدر گرسنهام بنده، کفایت میکرد. اما خوب، آن وقت دانشگاه امریکایی بیروت تأسیس نشده بود و افغانها هنوز فکر میکردند که جادهی میوند یک کشور دیگر است. کسی به خارج از افغانستان نرفته بود و اگر رفته بود هم دیگر فراموش کرده بود که افغانستان کجاست. مثلا همین مولانا جلالالدین بلخی که از قریهی چغدک مزار بود و با قبلگاه به ترکیه رفته بود، در تمام مثنوی معنوی خود یکبار هم از مزار شریف اسم نمیآورد. عقده برش داشته بوده که چرا روزنامهی بیدار اشعارش را چاپ نمیکرده. به هر حال.
اما امروز همه پی بردهاند که زبان چیز مهمی است و مهمتر از خود زبان، لهجه است. مثلا رییس جمهور ما، محمداشرف غنی، بر چندین زبان مسلط است: زبانِ کابل، زبانِ کاخ سفید، زبان کنگرهی امریکا، زبان تخار، زبان پکتیا، زبان خانم، زبان صبغهالله مجددی، زبان شیر، زبان نیویورک تایمز و امثالشان. این است که وقتی ایشان در کنگرهی امریکا سخنرانی میکند، به نمایندگان کنگره میگوید که اگر آدم در ساندویچهای بزرگ مکدونالد کمی مرچ دلمهی زرد اضافه کند، مزهی ساندویچ هیچ خراب نمیشود و در ضمن سیما سمر، قهرمان ملی افغانستان است. آن وقت اعضای کنگرهی امریکا تا یک هفته بحث میکنند که واقعا روزی فراخواهد رسید که مکدونالد این کار را بکند و پیشرفت اجتماعی امریکا را وارد مرحلهی نوینی بنماید؟ همین رییس جمهور ما وقتی که در غت قلای پکتیا سخنرانی میکند، به مردم شریف آن ولایت وعده میدهد که از این پس هر کسی که بخواهد در طی هفده سال آینده یو لوی او مضبوط مولوی شود و برای گسترش دین مبین واسکتفشانی کند، از هر گونه حمایت دولت افغانستان برخوردار خواهد شد. باز، همین رییس جمهور وقتی که در میان چند خانمِ «بنال اگه نی پوست ته میکنم» باشد، با زبان یک فمینیست اسلامیِ چهارماشینه حرف میزند و آدم باخود فکر میکند که زن آقا شد رفت. این هم ختم ماجرا نیست. رییس جمهور ما وقتی که در شبرغان است، به زبان ازبکی فصیح به مردم قول میدهد که زندان جغرافیایی مناطق هزارهجات را باز خواهد کرد. البته بعدا متوجه میشود که ازبکها در شمال هستند و نه در هزارهجات و به همین خاطر میگوید، هه هه هه مزاح کردم و شما مردم بزرگ ترکستان در دو چیز سرآمد هستید: یکی در صادرات قابلی پلو و دیگری در فهمیدن جوک.
خوب است آدم رییس جمهوری داشته باشد که چندین زبان را بلد باشد، نه؟
