لبخندهای پنهان، قهقهههای خاموش
عارف رحمانی، نمایندهی مردم غزنی در صفحهی فیسبوک خود از ملاقات با رییس عمومی امنیت ملی خبر داده است. آقای رحمانی در مورد گروگانها نوشته است: «ریس عمومی امنیت ملی گفت که تمام اسیران در سلامت کامل به سر میبرند.آقای نبیل همچنین وعده داد، انشاالله تا دو روز دیگر در بارهی آزادی اسیران خبرهای خوشی برای ملت خودخواهیم داشت».
این خبر کوتاه و امیدوارکننده را من در 9 مارچ در صفحهی روزنامهی هشت صبح خواندم. حالا 14 مارچ است. آن قید «دو روز»، یک قسم آدم را به شک میانداخت. حالا میبینم که آن دو روز در امر به شک انداختن من، خیلی هم ناحق نبودهاند. با خود میگویم، گاهی خوب است که آدم به شک انداخته شود. شک است، چاه نیست، زیرزمینی جهنم نیست.
فرض کنید که آن جمعیت هزاران نفری حاضر در یادبود بابه مزاری با شنیدن سخنان کرزی و دیدن عکس محقق و خلیلی و اشرف غنی در کنار عکس رهبران فقید، یکباره نسبت به اهداف رهبران زنده، به شک میافتادند. ناگهان استاد میشدند. همه، یکصدا و برای پنج دقیقه پیوسته فریاد میزدند:
خدایا صدای ما را بشنو و مسافران اسیر ما را به ما بازگردان!
آن وقت نتیجهاش هرچه میشد، حتما چیزی غیر از لبخند پنهانی کرزی با خودش میشد. اما حالا با خود لبخند میزند. خلیلی و محقق هم لبخند میزنند. لبخندهای پنهان. اشرف غنی قهقهه میکند. باور کنید، اما ما قهقههاش را نمیشنویم. از جنس قهقهههای خاموش است. فعلا رهبران از ملاقات ملت بیدار و به پا برخاسته، کاملا راضی هستند. آرامش خاطر همه برقرار باد!
