خروج آمریکا از افغانستان، تکرار کل اشتباهات شوروی است

اطلاعات روز

یف گنی کروتیکوف

منبع: روزنامه‌ی روسی‌زبان «دیدگاه»

مهدی زرتشت

بخش دوم

پس از سال‌ها، این فکر به ذهن آدم خطور می‌کند که فرض کنیم، تاریخ یک مسیر متفاوتی به خود گرفته و اگر دولت افغانستان را در این قالب بیاوریم، می‌بینیم که در این ارتباط، هیچ نکته‌ی باریکی مشاهده نمی‌شود. تلاش برای شعارهای مردمی اگر 99 درصد آن هم به زبان آید، یا نوشته شود، نمی‌تواند هیچ چیزی را عوض کند، مگر فروپاشی. البته که این کار عملاً توسط ایدیولوژی شوروی ادامه یافت؛ اما در نهایت همه‌ی این تلاش‌ها برای «تجربه‌ی زندگی» به طور خودکار به اعمال نظامی منجر شدند. با گذشت زمان، تمام تلاش‌های مقامات افغانستان متوقف شدند و از همه‌ی روندهای تجربه شده، می‌توان دریافت که تمام کارها بی‌معنا بودند و امنیتی از خود نداشتند: تحت کنترول درآوردن پولیس و جمهوری یا سفارشی بود، یا دستکاری شد یا این‌که همه‌چیز به دست مجاهدین افتاد. این البته تمام واقعیت است. اما بخش بزرگی از نیازهای نظامی و نیازهای داخلی، به مایه‌ی عمده‌ی نگرانی افسران اتحاد شوروی تبدیل شد و [معترضان دولت تحت حمایت شوروی] به «نمک» جنگ تبدیل شدند.

همه‌ی آنچه گفتیم، دقیقاً همان چیزی است که اکنون برای نیروهای ناتو اتفاق افتاده است. حتا مأموریت رزمی و نظامی که برای نیروهای ناتو داده شد، تقریباً کپی روش اتحاد جماهیر شوروی است: «کمک به مردم افغانستان برای استقرار دموکراسی». در عمل، همه‌ی این تلاش به جست‌وجوی یک شخصیت برای مصالحه با رهبران قبیله‌ای منجر شده تا بتوان یک انتخابات «دموکراتیک» برگزار کرد. پس از این‌همه کار، اعلام شد که بعد از ختم جنگ با طالبان، نیروهای ناتو 200 هزار نیرو‌ی ارتش افغانستان را آموزش داده است؛ گویی که «شوروی» هرگز این کار را نکرد. این در حالی است که اکنون ما شاهد همان تصویری هستیم که پس از خروج اتحاد شوروی اتفاق افتاد: نیروهای «آموزش‌دیده»‌ی افغان پراکنده می‌شوند و قلمرو کشور در امتداد خطوط قومی و مذهبی یک‌بار دیگر وجهه‌ی خود را باز می‌یابد.

اهداف ارائه‌شده‌، کمک به افغانستان به منظور برقراری نظم و ایجاد مجدد یک سیستم متمرکز دولت‌داری است؛ چیزی که به طور کلی دست‌نیافتنی است. اتحاد جهاهیر شوروی و ناتو، فرصت یک‌سانی را با سیستم قدرت داشتند که هیچ‌چیزی را برای حفظ کردن در نفوذ خارجی خود، آرزو نمی‌کردند. در نتیجه، تمام موقعیت جیوپلیتیک با در نظرداشت «یک بازی بزرگ» که در سده‌ی گذشته شروع شد، تنها به یک بازی فکری خلاصه می‌شود- این‌که «جای پا بازکردن» در افغانستان، غیرممکن است. به صورت کل، در این کشور ساختن یک دولت مرکزی با عملکرد مستقل، غیرممکن است. گروه طالبان به نوبه‌ی خود با همان روش متحجرانه برای مردم افغانستان نزدیک‌تر و قابل فهم‌تر بود. این «نزدیکی به مردم» به آن‌ها فرصت این را فراهم کرد که به‌سادگی قدرت را بگیرند، به کابل وارد شوند، نجیب‌الله را دار بزنند و برای تقریباً 20 درصد، قدرت خود را حفظ کنند. حقیقتاً این مردم در آتش جهاد و در طول زمان پرورش یافته‌اند و فرایندی را تعریف نمودند و پروردند که با حضور نیروهای خارجی کاملاً متفاوت و متضاد است.

رهبری جدید سیاسی افغانستان اگر بتواند بیش‌تر از یک یا دوسال خود را در کابل حفظ کند، دوباره مجبور خواهد شد که شروع مجدد اختیار کند: مذاکره با گروه طالبان، مذاکره با رهبران قبیله‌ای، رویارویی با قاچاق‌چیان پاکستانی و قاچاق‌بران مواد مخدر. تقریباً چیزی و به روشی که نجیب‌الله در عمل انتخاب کرد؛ روند آشتی ملی و تشکیل یک «شورا»‌. اما مناقشات بی‌معنایی در ارتباط به چگونگی اوضاع داخلی از سوی مجاهدین، نتایج منفی بی‌شماری در پی داشت که یکی از آن‌ها را می‌توان ظهور جنبش طالبان دانست. جنبشی که با رنگ‌آمیزی مذهبی، سازوکار ناقصش را آشکار ساخت. ناتو اما آمد و تمام اشتباهات اتحاد جماهیر شوروی را کامل کرد؛ حتا در ادامه‌ی راه، کوچک‌ترین اشتباه شوروی را نیز تکرار کرد.

برای مثال، میخایل گورباچف در سال 1986 یک عقب‌گرد جزئی را مدنظر گرفت و هدف این بود که خروج نیروها از جمهوری اسلامی افغانستان یک امر مقطعی است و این کشور همیشه در دسترس است. در واقع تصور بر این بود که زمان مناسب دوباره به دست خواهد آمد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه